اخبار فناوری

چشم برتر | جدیدترین اخبار IT و فناوری اطلاعات

  • تاریخ : 6ام مرداد 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 3 بازدید

قرارگیری سایت در صدر نتایج گوگل ملزم رعایت کردن قوانین سئو و غیره می باشد. البته برای قرار گیری سایت در صدر نتایج گوگل استفاده از افزونه وردپرس مناسب است.
استفاده افراد از سایت های گوناگون امروزه بسیار رواج یافته در حقیقت افراد برای یافتن سوالات و افزایش آگاهی خود به سایت ها مراجعه می کنند از این رو بین سایت ها رقابتی جهت رتبه بندی وجود دارد و سایتی می تواند در صدر نتایج گوگل قرار گیرد که نکات بسیاری را رعایت نماید و البته به صورت کاملا اصولی و حرفه ای طراحی شود.
البته امروزه روش و ترفند های بسیار متنوعی جهت قرار گیری در صدر نتایج گوگل وجود دارد که رایج ترین و موثرترین آنها در ادامه بازگو و توضیح داده می شود و سایتی از نظر جذب مخاطب موفق خواهد بود که طراحان و وبمسترها تمامی ترفند ها را به خوبی بشناسند و در مکان و زمان مناسب از آنها استفاده کنند.

اسکیما چیست ؟

پس از طراحی سایت، جهت استفاده کاربران باید موتور های جستجوگر بتوانند سایت و محتویات آن را شناسایی کنند که جهت این امر باید وبمستر ها از فنون اسکیما استفاده نمایند تا موتور های جستجوگر در گوگل هدف و محتوا سایت را تجزیه و تحلیل کرده و بهترین و مناسب ترین سایت را از نظر محتوایی و معنایی به کاربر ارائه دهد.
در حقیقت اسکیما ها اطلاعات بسیار کوچکی هستند که توسط وبمستر ها در محتویات سایت و در تگ های HTML نوشته می شود و بدین وسیله سایت در صدر نتایج گوگل ظاهر می شود. در اصل یک سری موارد مانند: تصاویر، نویسنده، عنوان صفحه، تاریخ انتشار، نوع فرمت صفحه ها و ویرایش در شناسایی سایت توسط مرورگر های بسیار دشوار می باشد از طرفی این موارد از اهمیت بسیار بالایی برخوردار می باشند در نتیجه برای سهولت و حضور در صدر نتایج گوگل باید از نشانه گذاری های اسکیما استفاده شود.

تاثیر افزونه وردپرسی در رتبه بندی سایت ها

وردپرس یکی از سیستم های مدیریت محتوا می باشد که به دلیل دارا بودن انواع افزونه ها، قدرت و توانایی انجام هر کاری را داراست. در حقیقت در فعالیت نشانه گذاری اسکیما در وردپرس به دلیل وجود افزونه های مخصوص بسیار آسان می باشد البته مزیت وجود افزونه های رایگان میزان استفاده و اهمیت افزونه ها را دو چندان می نماید. توجه داشته باشید استفاده از افزونه ها می تواند در نشانه گذاری اسکیما تاثیر گذار باشد ولیکن این تاثیر گذاری به صورت صد در صدی نمی باشد و افراد باید از روش های دیگر نیز استفاده کنند.

رپورتاژ آگهی چگونه سبب ارتقاء و قرار گیری سایت در صدر نتایج گوگل می شود؟

رپورتاژ آگهی در حقیقت به خبر های تبلیغاتی گفته می شود که علاوه بر افزایش آگاهی افراد از انواع کسب و کار سبب افزایش رتبه سایت ها در نتایج موتور های جستجو می شود و بهترین نوع تبلیغات در فضای اینترنت می باشد. اما آنچه در رپورتاژ آگهی اهمیت بسیاری دارد تاثیر موثر بر رتبه بندی سایت و قرار گیری سایت در صدر نتایج گوگل می باشد.

اغلب افراد از رپورتاژ آگهی به دو صورت موقت و دائمی استفاده می کنند که تنها استفاده دائمی سبب افزایش رتبه می شود چرا که در رپورتاژ های موقت که توسط لینک ها موقت ایجاد می شود تنها سایت برای مدت معینی در صدر نتایج گوگل قرار می گیرند و با اتمام زمان رتبه سایت به شدت افت می یابد و از نظر سئو نیز بسیار دچار مشکل می شوند.

روابط عمومی دیجیتال چیست؟

در واقع به کلیه روش های اطلاع رسانی و ارتباط موثر با مشتریان به وسیله سیستم های دیجیتالی، روابط عمومی دیجیتالی گفته می شود و به جهاتی گوناگونی با مفهوم رپورتاژ آگهی و افزایش رتبه سایت در جستجوی مرورگر ها مرتبط می باشد. در ادامه به برخی از فواید روابط عمومی دیجیتال پرداخته می شود.

۱- ماندگاری رسانه و آگهی های دیجیتالی بسیار شاخص می باشد.

۲- تمامی اخبار و اطلاعات دیجیتالی برای مدت زمان زیاد به صورت جستجوی در گوگل در دسترس می باشد.

۳- اخبار و دیگر اسناد به صورت دیجیتالی بسیار بر افراد تاثیر گذار می باشد و به سهولت قابل اشتراک گذاری هستند.

سه مورد بالا بسیار در قرار گیری سایت در صدر نتایج گوگل موثر می باشد و اغلب سایت ها برای چنین موارد هزینه های بسیاری می کنند.

۴- سبب افزایش رتبه سایت در گوگل می شود.

۵- روابط عمومی دیجیتال با قرار دادن چند لینک به سهولت افراد مشتاق را با کسب و کار و بعضا خرید و سفارش کالا مرتبط می کنند.

عوامل موثر بر افزایش رتبه سایت:

عواملی بسیاری سبب افزایش رتبه سایت و قرارگیری آن در صدر نتایج گوگل می شود که اغلب هر طراح و وبمستر سایت تعدادی از آن را استفاده می کند. البته برخی از موارد به سهولت و برخی به دشواری قابل انجام می باشند.

– مدت زمان حضور افراد در سایت

– میزان نرخ پرش در سایت

– تعداد صفحاتی که توسط فرد بازدید و بررسی می شود.

– وجود محتوای مناسب و ارزشمند

– تعداد لینک های موجود در هر صفحه

– میزان امنیت سایت

– انتخاب صحیح کلید واژه در بدنه سایت و تراکم کلمات کلیدی در کل محتوای سایت

– کلمات کلیدی موجود در متا

– وجود ویدیو و تصویر مناسب با محتویات

– میزان سرعت سایت در لود صفحات

– شکل ظاهری سایت

موارد نام برده اگر به صورت حرفه ای و اصولی انجام شود سبب قرار گیری سایت در صدر نتایج گوگل می شود که بخشی از آنها باید توسط وبمستر و طراح و برخی توسط تیم فنی انجام می شود.

نکته مهم جهت قرار گیری در صدر نتایج گوگل:

– کلمات کلیدی:

کلمات کلیدی در محتویات سایت تاثیر چشمگیری در رتبه بندی آن سایت در گوگل خواهد داشت چرا که اغلب افراد با نوشتن تنها چند کلمه به دنبال مفهوم کلی می گردند و سایتی می تواند موفق عمل کند که محتویات آن سبب ورود و ماندن بیشتر مخاطب در آن شود. چرا که مدت حضور فرد در سایت یکی از عوامل رتبه بندی محسوب می شود.

– دامنه:

دامنه به صورت غیر مستقیم بر میزان رتبه سایت تاثیر گذار می باشد بدین خاطر باید دامنه را کوتاه و مرتبط با فعالیت و مطالب سایت انتخاب کرد و از انتخاب دامنه های طولانی، پیچیده و دامنه هایی که به شیوه های متفاوت نوشته می شوند پرهیز نمایید.

– لینک های داخلی و خارجی:

لینک ها در جایگاه خود نقش بسیار حیاتی در قرار گیری سایت در صدر نتایج گوگل دارد بدین خاطر بسیار از آنها استفاده می شود. در ادامه به بررسی لینک های داخلی و خارجی می پردازیم.
لینک های داخلی جهت اتصال صفحات داخلی سایت استفاده می شود البته هدف لینک های داخلی تنها اتصال و ارتباط آسان تر افراد با سایت نمی باشد بلکه حضور لینک سبب افزایش مدت زمان حضور فرد در سایت می شود.
لینک های خارجی سبب ارتباط افراد با سایت دیگر می شوند باید بدانید که لینک های خارجی برای سایت شما تاثیر منفی و برای سایت مقصد تاثیر مثبت دارد در نتیجه بهتر می باشد سایت خود را به لینکی قوی و قدرتمند برای دیگر سایت ها مبدل نمایید.

  • تاریخ : 6ام مرداد 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 4 بازدید

معمولا دارو نخستین راه درمان و رهایی از اضطراب و افسردگی به شمار می‌رود. باوجود این، مصرف دارو راه‌حل بلندمدتی نیست و صرفا انتقال پیام میان سلول‌های عصبی را بهبود می‌دهد. البته نمی‌توان گفت که دارو هیچ تأثیری در درمان افسردگی و اضطراب ندارد؛ داروهای ضدافسردگی و اضطراب برای بسیاری از افراد، مفید و ضروری هستند. ولی مصرف دارو تنها راه درمان نیست. بسیاری از ما می‌توانیم با ایجاد مجموعه‌ای از تغییرات و اصلاح سبک زندگی‌، افسردگی و اضطراب خود را درمان کنیم. در ادامه، شما را با روش‌های غیرداروییِ درمان اضطراب و افسردگی آشنا می‌کنیم.

اضطراب و افسردگی، مشکلاتی چندبُعدی هستند. عوامل فراوانی در میزان شدت، آسیب‌شناسی و تناوبِ این مشکلات نقش دارد. بنابراین باید از زوایای گوناگونی به اضطراب و افسردگی بپردازیم. تغییر و اصلاح شیوۀ زندگی موجب می‌شود که از زوایای گوناگونی برای حل این مشکل اقدام کنیم. مجموع تأثیراتی که این اقدامات گوناگون بر کاهش اضطراب و افسردگی می‌گذارند، قابل‌توجه است. با تغییر بیوشیمی (زیست‌شیمی) ذهن، می‌توانیم اضطراب و افسردگی را کنترل و درمان کنیم.

به‌طور کلی، راهکارهای غیردارویی درمان افسردگی و اضطراب عبارت‌اند از:

۱. مصرف موادغذایی مفید و پرهیز از موادغذایی مضر برای اضطراب و افسردگی

مواد غذایی مفید و مضر برای سلامت روانی

درباره رابطه تغذیه و افسردگی چه می‌دانید؟ بعضی از موادغذایی، اضطراب و افسردگی را تشدید می‌کنند و بعضی دیگر آن را آرام می‌کنند. برخی از مهم‌ترین موادغذایی مضری که موجب تشدید اضطراب و افسردگی می‌شوند، عبارت‌اند از:

  • شکر تصفیه‌شده؛
  • کافئین؛
  • الکل؛
  • سیگار؛
  • چربی‌های ترانس؛
  • روغن‌های هیدروژنه.

بیشتر موادغذاییِ کامل و سرشار از موادمغذی در کاهش اضطراب و افسردگی مؤثر هستند. موادمغذی (به‌ویژه ویتامین های گروه B، ویتامین C، روی، منیزیم و همچنین اسیدهای آمینه) عناصر و مواد سازندۀ موادشیمیایی مغز را تشکیل می‌دهند که «پیام‌رسان‌های عصبی» (neurotransmitters) نامیده می‌شوند. هرچه مواد خام بیشتری مصرف کنید، پیام‌رسان‌های عصبی باکیفیت‌تری برای برقراری ارتباطات درست در مغز ساخته می‌شود. اضطراب زمانی احساس می‌شود که در ارتباطات میان سلول‌های مغزی اختلال ایجاد شود.


حتما بخوانید: اگر افسردگی یا اضطراب دارید این خوراکی‌ها را نخورید


رژیم غذایی مناسب برای بهبود افسردگی و اضطراب

رعایت رژیم غذایی سرشار از موادمغذی موجب متعادل شدنِ موادشیمیایی موجود در مغز می‌شود. این رژیم‌غذایی شامل موادغذایی زیر است:

  • ماهی های چرب + اسیدهای چرب امگا ۳: به مغز کمک می‌کند که گیرنده‌هایی را برای پذیرش پیام‌رسان‌های عصبی بسازد.
  • گوشت‌های باکیفیت: مانند گوشت مرغ و گوشت گاو، برای دریافت ویتامین b۱۲ و اسیدهای آمینهٔ موردنیاز بدن.
  • غلات: بعضی از افراد که به گلوتن و لکتین حساسیت دارند، با مصرف غلات دچار اضطراب می‌شوند. این افراد می‌توانند از رژیم‌ پالئو یا رژیم کتوژنیک استفاده کنند.
  • سبزیجات برگ‌دار: این سبزیجات سرشار از موادمغذی گیاهی، منیزیم و ویتامین ث هستند.
  • حبوبات: برای کسانی مفید است که به‌خوبی می‌توانند حبوبات را تحمل و هضم کنند.
  • روغن نارگیل، کرهٔ تهیه‌شده از شیر گاوهایی که صرفا از علف و یونجه تغذیه کرده‌اند، آووکادو، مغزها و دانه‌ها: چربی‌های اشباع برای ساخت غشاهای سلولی قوی برای ارتباطات عصبی مفید هستند. این چربی‌ها نیز مانند امگاـ۳ دی‌. اچ‌. ای (DHA، دوکوزاهگزائنوئیک اسید، یکی از اسیدهای چرب تشکیل‌دهندهٔ خانوادهٔ امگاـ۳) هستند؛ یعنی در ساختن سایت‌های گیرنده‌ای مؤثر هستند که در آنها پیام‌رسان‌های عصبی‌ای مانند سروتونین به هم می‌پیوندند. در اینجا چربی اشباع‌شده برای شما مضر نیست.
  • پروبیوتیک های لازم برای سلامت فلور روده: فلور روده (gut flora) موجودات ریزی هستند که در مجراهای گوارشی وجود دارند. فلور رودهٔ سالمْ استخراج و جذب تمام موادمغذی موجود در موادغذایی را افزایش می‌دهد و در سنتز پیام‌رسان‌های عصبی مؤثر است.

افسردگی و اضطراب از انواع بیماری‌های پیش‌التهابی (Proinflammatory) هستند. برای درمان این مشکلات باید موادغذایی ضدالتهابی و سرشار از آنتی اکسیدان را مصرف کنید.

۲. ورزش کردن

مردی در حال انجام تمرین های یوگا

همۀ ما می‌دانیم که ورزش چقدر مفید است، ولی ورزش در درمان اضطراب و افسردگی چه تأثیری دارد؟ بهترین ورزش ها برای درمان اضطراب و افسردگی کدام ورزش‌ها هستند؟

یوگا

شاید خم کردن بدن به‌شکل گره برای همه کار آسان یا خوشایندی نباشد، ولی بدون‌شک انجام این‌گونه تمرین‌ها موجب آرامش و رهایی از تنش‌ها می‌شود. در طول زمان، بدن دچار انقباض عضلانی می‌شود. رهایی از گرفتگی عضلات می‌تواند موجب رهایی بدن و ایجاد حس خوشایندی شود.

با رها کردن بدن از این تنش‌ها ذهن نیز رها می‌شود. بسیاری از تنش‌های موجود در جسم، از ذهن ما سرچشمه گرفته‌اند. وقتی بدن رها می‌شود، ذهن نیز از تنش‌ها و آشفتگی رهایی می‌یابد.

پژوهش‌ها نشان داده است که یوگا در درمان مشکلات مربوط به سلامت روان مؤثر است، چون موجب کاهش هورمون کورتیزول (یکی از هورمون‌های اصلی استرس) و بالا بردن سطح سروتونین، هم در بلندمدت و هم در کوتاه‌مدت می‌شود. سروتونین در ایجاد اضطراب و افسردگی نقش مهمی دارد. پایین بودن سطح این انتقال‌دهندۀ عصبی می‌تواند ما را در معرض اضطراب و افسردگی قرار دهد.

ایروبیک و ورزش‌های هوازی

دویدن، دوی سرعت یا شنای سوئدی می‌تواند موجب افزایش ترشح هورمون اندورفین شود. فقط ۱۰ دقیقه ورزش برای ترشح یک دوز اندورفین کافی است.

اندورفین‌ها موجب می‌شوند که احساس خوبی پیدا کنیم. ترشح زیاد اندورفین‌ها به این معنی است که انعطاف‌پذیری بیشتری در مقابل استرس خواهیم داشت و موادشیمیایی مغزمان نیز موجب ایجاد حالت ذهنی آرام‌تر و متمرکزتری می‌شوند.

حس پیروزی و افزایش عزت نفس، ورزش را به روشی عالی برای مقابله با اضطراب و بالا بردن روحیه تبدیل می‌کند. وقتی به ورزش در فضای آزاد به‌دیدِ غوطه‌ور کردن خود در طبیعت نگاه می‌کنیم، به آرامش می‌رسیم و به آرامش و هارمونی اطراف خود متصل می‌شویم.


حتما بخوانید: تاثیر ورزش بر افسردگی؛ کدام ورزش ها در درمان افسردگی مناسب‌ترند؟


۳. تنفس عمیق و دیافراگمی

نفس های عمیق و دیافراگمی در فعال کردن شاخه‌ای از دستگاه عصبی خودگردان مؤثر هستند که با استراحت و آرامش مرتبط است. (دستگاه عصبی خودگردان یا autonomic nervous system به دسته‌ای از نورون‌های حرکتی گفته می‌شود که فعالیت‌هایی مانند تراوش غده‌ها، تپش قلب و سایر اندام‌های درونی را تنظیم می‌کند. به‌طور کلی، فعالیت دستگاه عصبی خودگردانْ غیرارادی است و بر اندام‌های درونی بدن تأثیر می‌گذارد.) ماهیت زندگی روزمره موجب شده است که دستگاه عصبی سمپاتیک در بسیاری از مردم فعال باشد. دستگاه عصبی سمپاتیک (sympathetic nervous system، ANS) بخشی از دستگاه عصبی خودگردان است که در حالت استرس فعال‌تر می‌شود. این شاخۀ دستگاه عصبی خودگردان موجب بروز واکنش‌های فرار کردن یا جنگیدن می‌شود که وجود خطر را نشان می‌دهند.

معمولا بیشتر تهدیدهای موجود در زندگی روزمرۀ ما روان‌شناختی هستند و نمی‌توانیم از چیزهایی که عامل روانی دارند و وجود خارجی ندارند، فرار کنیم؛ بنابراین اضطراب ما ادامه می‌یابد. ولی نفس‌های عمیق می‌تواند ما را به حالت آرامش برگرداند.

۴. داشتن ارتباطات انسانی کافی

منزوی بودن در اجتماع فقط موجب اضطراب نمی‌شود؛ بر سلامتی ما در سطح سلولی نیز اثر می‌گذارد. انسان موجودی اجتماعی است و برای سالم ماندن به ارتباط با دیگران نیاز دارد. بنابراین حتما باید ارتباطات انسانی منظم داشته باشیم، دربارۀ احساسات خود با دیگران صحبت کنیم (ابراز احساسات)، قدرشناسی خود را بیان کنیم و از تک‌تک لحظه‌هایی که با دوستان و خانواده سپری می‌کنیم، لذت ببریم. حس تعلق اجتماعی (sense of community) عامل بسیار مهمی برای دور ماندن از اضطراب و در ارتباط ماندن با دیگران است.

۵. استفاده از رفتاردرمانی شناختی (CBT)

استفاده از درمان رفتاری شناختی برای درمان اضطراب و افسردگی

رفتار درمانی شناختی یا درمان رفتاری شناختی (Cognitive behavioural therapy) ابزار مفیدی برای مدیریت و کنترل اضطراب است. این درمان از طریق بررسی افکار ما (ادراک‌ها و شناخت‌های‌مان، cognitions) روش تأثیرگذاریِ اضطراب بر ما را تغییر می‌دهد. یکی از این ابزارها قیاس اتوبوس مدرسه است. همۀ ما هر روز صداهای زیادی را در سرمان می‌شنویم، صداهایی مانند صداهای تردید، ماجراجویی و خشم. همۀ این صداها را به‌صورت بچه‌هایی که در اتوبوس مدرسه هستند، تصور کنید. بیشتر اوقات صدای واقعی شما اتوبوس را هدایت می‌کند و می‌خواهید که همین حالت ادامه پیدا کند، ولی گاهی صدایی مضطرب می‌تواند فرمان را در دست بگیرد و اتوبوس را از مسیر درست منحرف کند.

همین جا توقف کنید و سعی کنید بفهمید کدام صدا هدایت اتوبوس را در دست گرفته است. سپس صدای واقعی شما در آن میان می‌درخشد و دوباره هدایت اتوبوس در کنترل شما قرار می‌گیرد، نه آن بچۀ گستاخی که فرمان اتوبوس را از شما گرفته بود.


حتما بخوانید: رفتار درمانی و رویکردهای آن؛ این درمان برای چه اختلالاتی مناسب است؟


۶. تغییر نگرش و ذهنیت

برای اینکه واقعا بتوانیم اضطراب و افسردگی را درمان کنیم باید علت ریشه‌ای ایجاد آن را بدانیم. اضطراب و افسردگی ما با چه چیزی مرتبط است؟ عامل محرک آن چیست؟ آیا چیزی در سیستم اعتقادی ما موجب اضطراب و افسردگی شده است؟

گاهی شغل، رابطه یا به‌طور کلی شیوۀ زندگی ما موجب بروز اضطراب و افسردگی می‌شود. گاهی کارهای ساده‌ای مانند مراجعۀ کمتر به شبکه های اجتماعی و کاهش مطالعۀ اخبار می‌تواند مفید باشد. روش‌های کاهش اضطراب و افسردگی در افراد مختلف، یکسان نیست. بادقت به اضطراب و افسردگی خود توجه کنید. سعی کنید بفهمید علت آن چیست و در واکنش به چه چیزی ایجاد شده است.

پیشنهادهای بالا همگی راه‌هایی برای مقابله با اضطراب و افسردگی هستند، ولی برای پشت‌سر گذاشتن اضطراب و افسردگی خود باید چه کنیم؟ بسیاری می‌گویند که برای پشت‌سر گذاشتن اضطراب باید ابتدا آن را بپذیریم. به‌جای مقاومت در برابرش باید آن را به‌عنوان بخشی از وجود خود بپذیریم. گاهی درون‌نگری و خوداندیشیِ جدی موجب شناخت چگونگی پشت‌سر گذاشتنِ اضطراب و احساس غم و افسردگی می‌شود. یوگا، مدیتیشن و ورزش کردن می‌توانند لحظات نابی را ایجاد کنند که مسیر پشت‌سر گذاشتن اضطراب و دور کردن غم و اندوه را به ما نشان می‌دهند.

همۀ ما در زندگی خود اضطراب و شکلی از افسردگی را تجربه می‌کنیم، بعضی‌ بیشتر و بعضی کمتر. ولی افزایش انعطاف‌پذیری در برابر اضطراب از طریق گام‌هایی که در بالا برشمردیم می‌تواند به ما قدرت بدهد. وقتی قدرت و توانایی بیشتری داشته باشیم، می‌توانیم بفهمیم که چرا دچار اضطراب شده‌ایم و چطور می‌توانیم آن را برطرف کنیم و آن را به‌عنوان بخشی از وجود خود بپذیریم. وقتی از مقاومت دست برمی‌داریم و آن را می‌پذیریم، کارمان بسیار ساده‌تر می‌شود.


در ادامه بخوانید: کتاب با تغییر مغزتان زندگی‌ خود را متحول کنید؛ درمان افسردگی و اضطراب با کنترل مغز


  • تاریخ : 5ام مرداد 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 5 بازدید

حتی اگر دوران پیش‌نوجوانی (۸ تا ۱۲ سالگی) فرزند شما به‌خوبی در حال سپری شدن است، باید با تأثیر تفاوت‌های فردی بر دوران نوجوانی و سن بلوغ آشنا باشید. تفاوت‌های فردی در همۀ بخش‌ها و اجزای شخصیت است که ما را نسبت به دیگران منحصر‌به‌فرد می‌کند. شناخت تفاوت‌های فردی برای کشف به‌موقع اختلالات روانی و جسمی و همچنین کمک به توسعه و پیشرفت توانایی کودکان ضروری است. در این مقاله به معرفی اجمالی آزمون معروف «پنج عامل بزرگ شخصیت» (Big Five) می‌پردازیم و توصیه‌هایی دربارۀ تربیت کودکان ارائه می‌دهیم.

در روانشناسی، تفاوت‌های فردی به‌معنای تفاوت در ویژگی‌های یک فرد با دیگر افراد است، ویژگی‌هایی مانند نگرش‌ها و گرایش‌ها، ارزش‌ها، اعتماد‌ به نفس، میزان رشدِ شناختی (توسعۀ توانایی مغز کودکان در پردازش اطلاعات، یادگیری زبان، مهارت‌های ادراکی و …) و میزان سازگاری. در طول تاریخ، علوم روان‌شناختی با تمرکز بر «رفتار میانگین» (رفتار بیشتر مردم یا عرف)»، تفاوت‌های فردی را نادیده گرفته‌اند. مثلا همه می‌دانیم که نشانه‌های بلوغ در دختران (به‌طور میانگین) در حوالی ۱۰٫۵ سالگی بروز می‌کند. این اطلاعات قطعا مهم است اما در نظر گرفتنِ تفاوت‌های افراد در رسیدن به دوران بلوغ نیز اهمیت دارد. برخی دختران خیلی زود به بلوغ می‌رسند و برخی خیلی دیر! روان‌شناسان دریافته‌اند که هر دو وضعیت (بلوغ زود‌رس یا دیر‌رس) تأثیر عمیقی بر آیندۀ دختران دارند. اگر از تفاوت‌های فرد غافل شویم (و تنها بر رفتار میانگین تمرکز کنیم)، اطلاعاتی حیاتی دربارۀ رشد کودکان را نادیده گرفته‌ایم.

فرزند شما در دوران پیش‌نوجوانی کدام تفاوت‌های فردی را بروز می‌دهد؟

اهمیت پنج عامل بزرگ شخصیت بر رشد و پیشرفت نوجوان

تفاوت‌های فردی اغلب به‌عنوان زیر‌مجموعه‌ای از حوزۀ «توسعۀ شخصیت» مورد مطالعه قرار گرفته است. روان‌شناسان داده‌های فراوانی دربارۀ تفاوت‌های شخصیتی افراد گردآوری کرده‌اند. مثلا تفاوت‌های فردی در ویژگی‌های شخصیتیِ آزمون «پنج عامل بزرگ شخصیت» (Big Five) (آزمون شخصیت شناسی معروفی که ۵ ویژگی شخصیتی اصلی را تعیین می‌کند)، اولین بار در دوران پیش‌نوجوانی ظهور می‌کنند.

در ادامه به بررسی این ۵ ویژگی شخصیتی و نقش آنها در تفاوت‌های فردی می‌پردازیم.

پنج عامل بزرگ شخصیت کدامند؟

۱. وظیفه‌شناسی

آیا فرزند شما در دوران پیش‌نوجوانی از خود مسئولیت پذیری یا سخت کوشی نشان می‌دهد؟ آیا او وقت‌شناس است یا همیشه دیر حاضر می‌شود؟ آیا او تکالیف مدرسه را بدون امر‌و‌نهی شما انجام می‌دهد؟


حتما بخوانید: اهمیت سخت‌کوشی بیشتر است یا داشتن استعداد؟


۲. سازگاری

آیا فرزند شما در دوران پیش‌نوجوانی روابط اجتماعی مناسبی دارد؟ آیا در کنار او بودن برای دیگران لذت‌بخش است؟ خون‌گرم و دلسوز است؟ با دیگران همکاری و یاریگری دارد؟

۳. استقبال از تجربه

آیا فرزند شما در دوران پیش‌نوجوانی خیال‌پردازی می‌کند؟ آیا خلاقیت بالایی دارد؟ آیا منعطف، کنجکاو یا ماجرا‌جو است؟ آیا فرزند شما گوش‌دادن به موسیقی جدید، آموختن چیزهای جدید، خوردن غذا‌های جدید یا رفتن به مکان‌های جدید را دوست دارد؟ آیا او از تنوع روزانه در زندگی استقبال می‌کند و در پیِ چیزهای تازه است؟

۴. روان‌رنجوری

آیا فرزند شما در دوران پیش‌نوجوانی احساساتی مانند اضطراب، خشم،‌ افسردگی و عذاب‌وجدان را به‌طور مرتب بروز می‌دهد؟ بالا‌ بودن میزان روان رنجوری به‌معنای ضعف در واکنش به استرس، ترس از تجربه یا نا‌امیدی در موقعیت‌های روزمره است. آیا فرزند شما با این مسائل درگیر است؟

۵. برون‌گرایی

آیا فرزند شما در دوران پیش‌نوجوانی از کنارِ دیگران بودن انرژی می‌گیرد؟ این ویژگی (برونگرایی) برعکس درون گرایی است که فرد با تنها‌ بودن (تنهایی) انرژی می‌گیرد.


حتما بخوانید: نحوه رفتار با افراد درونگرا و درک آنها


روان‌شناسی دوران پیش‌نوجوانی چه کمکی به رشد و پیشرفت فرزند شما می‌کند؟

تفاوت‌های فردی - پنج عامل بزرگ شخصیت

مطالعۀ تفاوت‌های فردی، در مجموع، هم در درک شباهت‌های افراد مفید است و هم در درک تفاوت‌های آنان. با در‌ نظر‌ گرفتن تفاوت‌‌های فردی می‌توان بهترین درک را از طیف متنوع رفتار‌های انسانی به‌‌ دست‌ آورد.

همچنین با مطالعۀ تفاوت‌های فردی می‌توان منشأ تفاوت‌های معمول را درک کرد. می‌توان فهمید با بروز کدام علائم هشدار‌دهنده باید در روند زندگی کودکان دخالت کرد. مثلا با مشاهدۀ برخی تفاوت‌های فردی می‌توان به بروز اختلالات یادگیری پی‌ برد.

در سال ۲۰۱۴ پژوهشی بر روی دو‌قلو‌های ۱۲ساله صورت پذیرفت. هدف این پژوهش کشف علل اصلی بروز تفاوت‌های فردی در انسان بود. تفاوت‌های فردی ارثی هستند یا اکتسابی؟ پژوهشگران همچنین به‌دقت برهان‌های طرفین دعوا را بررسی کردند. این پژوهش توصیه می‌کند در دوران پیش‌نوجوانی به فرزند خود اجازه دهید تا جای ممکن به تجربه کردن بپردازد. به این ترتیب، او می‌تواند تمایل درونی و میل ذاتی خود برای مهارت‌های مختلف را کشف کند.

رویکرد‌های ازپیش‌انتخاب‌شده و قالب‌های یکسانِ مدل‌های «رفتار میانگین» (عرفی) را به فرزندان خود تحمیل نکنید. [مثل اتفاقی که برای دههٔ شصتی‌ها رخ داده است.] اجازه دهید فرزند‌تان در دوران پیش‌نوجوانی، خودش تجربیات و محیط‌های موردعلاقه‌اش را انتخاب، مدیریت و خلق کند. این موضوع بدان معناست که باید هر کودکی را بر اساس شرایط خاص خودش تربیت کرد. به دنبال یافتن رویکردی شخصی‌سازی‌شده و متناسب با ویژگی‌های فرزند خود باشید. فرزند‌تان را به پیگیریِ ترجیحات و علایق خودش تشویق کنید، علایقی که بهترین تطابق را با تفاوت‌های فردی او دارند.


در ادامه بخوانید: روانشناسی نوجوانان؛ چگونه با فرزندمان در سن بلوغ رفتار کنیم؟


  • تاریخ : 5ام مرداد 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 3 بازدید

آیا برای‌تان پیش آمده است که احساس کنید نمی‌توانید کارهایتان را طبق برنامه پیش ببرید؟ آیا پیش‌ آمده است که رئیس‌تان در دقیقۀ نود شما را به مأموریت بفرستد؟ آیا هر پروژه‌ای را که به شما پیشنهاد کنند، می‌پذیرید؟ اگر پاسخ‌تان به این سؤال‌ها مثبت است، احتمالا احساس می‌کنید درمانده‌اید و اختیار کارها از دست‌تان خارج شده است! اگر این‌طور است، این مطلب حسابی به دردتان می‌خورد. در ادامه، ۱۰ راهکار مؤثر برای تعیین حدومرز در محیط کار را معرفی می‌کنیم. این راهکارها باعث می‌شوند هوشمندانه‌تر کار کنیم، احترام بیشتری را به خود جلب کنیم و بهره وری بیشتری داشته باشیم.

پژوهش‌ها نشان می‌دهند فشار شغلی دلیل اصلی اضطراب در بزرگ‌سالان است. این مسئله‌ در چند دهۀ گذشته به‌شکلی چشمگیر افزایش پیدا کرده است. دلیل اصلی این موضوع این است که پیشرفت فنّاوری باعث شده است بتوانیم ۲۴ساعته کارمان را زیرنظر داشته باشیم. به‌عبارتی، مرز و تعادل بین کار و زندگی از بین رفته است.

ما با رفتارمان به دیگران نشان می‌دهیم که چطور با ما برخورد کنند! برای اینکه بتوانید روش درست برخورد در محیط کار را به دیگران نشان دهید، توصیه‌های زیر را به‌کار بگیرید.

۱. شرح شغلی‌تان را مشخص کنید

گاهی کاری به‌سادگیِ راهنمایی گرفتن از مدیر یا رئیس‌مان، می‌تواند به تعیین حدومرز در محیط کار کمک کند. «کن بلانچارد»، نویسندۀ کتاب «مدیر یک‌دقیقه‌ای»، این‌طور توصیه می‌کند:

  • در آغاز، هم شما و هم رئیس‌تان از کارهایی که معتقدید وظیفۀ شماست یک فهرست تهیه کنید. این تمرین کمک زیادی به شما می کند، زیرا معمولا اختلافاتی بین این ۲ فهرست وجود دارد؛
  • سپس وظایف‌تان را اولویت بندی کنید؛
  • در پایان، بر سر اولویت‌ها با رئیس‌تان مذاکره کنید و به توافق برسید.

۲. رفتارتان را حسابرسی کنید

علاوه بر کمک گرفتن از رئیس‌تان، حسابرسی و بررسی رفتار خودتان در محیط کار هم، به ایجاد مرزهای روشن کمک می‌کند. با شناسایی موقعیت‌ها و افرادی شروع کنید که باعث اضطراب‌تان می‌شوند. این موارد را یادداشت کنید. اگر متوجه شدید که این موارد باعث ایجاد خشم، تنفر یا احساس گناه در شما می‌شوند، باید آنها را در تعیین حدومرزهای‌تان در نظر بگیرید یا به‌شکلی روشن دربارۀ آنها بحث کنید و به توافق برسید.

۳. مرز‌ها را تعیین کنید

تعیین مرز در محیط کار

پس از اینکه برای‌تان روشن شد باید روی چه مواردی تمرکز کنید، مرزگذاری را شروع کنید. مثلا بررسی نکردن ایمیل‌های کاری بین ساعت ۶ تا ۹ شب به خاطر اینکه در کنار خانواده‌تان هستید،‌ می‌تواند یکی از مرزهای شما باشد. مرز دیگر می‌تواند این باشد که به مدیرتان بگویید لازم است برای سفرهای کاری از یک هفته قبل به شما اطلاع دهد تا بتوانید برنامه‌های زندگی شخصی و سفرهای خانوادگی‌تان را هماهنگ کنید.

۴. روشن گفت‌وگو کنید

پس از تعیین مرزها، باید دربارۀ آنها به‌شکلی روشن، شفاف و با اعتماد به نفس با اعضای گروه یا همکاران‌تان گفت‌وگو کنید. مثلا اگر نمی‌خواهید همکاران‌تان در هر زمانی با شما تماس بگیرند، برای‌شان مشخص کنید که در چه زمان‌هایی می‌توانید پاسخ‌گوی تماس‌های کاری باشید. اگر مایل نیستید آخر هفته‌ها یا در تعطیلات، به‌جز در موارد ضروری، با شما تماس بگیرند، روشن کنید که چه موقعیت‌هایی ضروری به‌ شمار می‌روند. اگر کسی مرزهای شما را نادیده گرفت، به‌سرعت این موضوع را گوشزد کنید. بهتر است در لحظه روی حد ومرزهای‌تان تأکید کنید و این کار را به‌ تأخیر نیندازید.

۵. بیشتر تفویض اختیار کنید

رهبری خوب یعنی تفویض اختیار و واگذار کردن کارها به دیگران! اگر به‌‌تنهایی کار ۵۰ نفر را انجام می‌دهید و در هر کاری احساس درماندگی می‌کنید، بدانید که در تفویض اختیار مشکل دارید. خوشبختانه این مهارت آموختنی است. یاد بگیرید دست از انجام همۀ کارها بردارید، به گروه‌تان اعتماد کنید و از توانایی‌های آنها بهره بگیرید.


حتما بخوانید: چرا مدیران تفویض اختیار نمی‌کنند؟


۶. پیش از پاسخ دادن مکث کنید

یکی از ترفندهایی که مانع «بله» گفتن‌های بی‌محابا به هر درخواستی می‌شود، هنر مکث کردن است. مثلا دفعۀ بعد که رئیس‌تان از شما می‌خواهد به یک مأموریت دقیقه‌نودی بروید، پیش از پاسخ دادن مکث کنید. این کار به شما فرصت می‌دهد برنامه‌تان را مرور کنید و ببینید آیا تداخلی با اولویت‌هایتان پیش می‌آید یا نه. اگر لازم است می‌توانید زمان بیشتری بخواهید و بگویید: «شاید بتونم برم. اجازه بدید برنامه‌هام رو نگاه کنم؛ به شما خبر می‌دم.»

۷. نه گفتن را تمرین کنید

تمرین نه گفتن کنید

«پیتر برگمان»، نویسندهٔ کتاب « ۱۸ دقیقه» است. او توصیه می‌کند موقعیتی ساده و کم‌مخاطره را برای تمرینِ نه‌ گفتن انتخاب کنیم. مثلا به پیشخدمتی که پیشنهاد دسر می‌دهد، نه بگویید؛ به فروشندۀ دوره‌گردی که می‌خواهد چیزی به شما بفروشد، نه بگویید؛ در اتاقی به‌تنهایی برای ۱۰ دقیقه با صدای بلند بگویید: «نه». شاید دیوانه‌وار به‌ نظر برسد اما ماهیچه‌های نَه‌گوی شما را تقویت می‌کند!

۸. روشی مدون داشته باشید

«دیوید آلن» متخصص بهره‌وری و نویسندۀ کتاب «به انجام رساندن کارها: هنر بازدهی بالا بدون استرس» است. او توصیه می‌کند به هریک از وظایف‌مان یکی از گزینه‌های زیر را اختصاص دهیم:

  • انجام‌دادنی؛
  • عقب‌انداختنی؛
  • واگذارکردنی؛
  • رهاکردنی.

این مهم است که برای هر کاری فقط یک بار وقت بگذاریم و به سراغ مورد بعدی برویم.


حتما بخوانید: روش داده پردازی آلن؛ ابزاری برای مدیریت مؤثر گردش کار


۹. چهارچوب داشته باشید

برای رهایی از جلسات طولانی و زمان‌بَر با رئیس‌تان، چهارچوب ایجاد کنید. یکی از راه‌های ایجاد چهارچوب، تهیۀ صورت‌جلسه است. صورت‌جلسه کمک می‌کند اختیار امور در دست‌تان باشد و قوی‌تر در جایگاه رهبر ظاهر شوید. راه دیگر برای ایجاد چهارچوب، برگزاری جلسات در مکانی‌ است که یکی از دو طرف حضور ندارند. به‌جای اینکه نزدیک رئیس‌تان باشید تا بی‌خبر وقت‌وبی‌وقت درِ اتاق‌تان را بزند، بهتر است جلسات هفتگی کوتاه داشته باشید.

۱۰. آمادۀ بازخوردهای منفی از دیگران باشید

پس از تعیین مرزها، باید انتظار بازخورد و واکنش‌های منفی دیگران را داشته باشید. این تأییدی است بر ضرورت تعیین مرزها و اثربخش بودن آنها. تصور موقعیتی که حدومرزهایمان رعایت نشده باشد و تجسم واکنشی که نشان می‌دهیم، تمرینی سودمند است. بدین‌ترتیب در صورت بروز چنین وضعیتی در واقعیت، می‌توانیم به‌طور منطقی و نه از روی احساسات با آن روبه‌رو شویم.

کلام آخر

کارکنانی که برای خودشان حدومرز تعیین می‌کنند، شادتر هستند و بهره‌وری بیشتری دارند. چنین افرادی در نظر دیگران محترم هستند، چون برای خودشان احترام قائل‌اند.

تعیین حدومرز یعنی ما شجاعت عشق ورزیدن به خودمان را داریم، حتی اگر به‌قیمت رنجش دیگران باشد. ارزش‌ ما در گرو تأیید دیگران نیست. زمانی‌ که به‌راستی و از صمیم قلب، قدر خودمان را بدانیم، می‌توانیم به دیگران بگوییم: «بس است!»

– برنه براون

شما در محیط کار چطور رفتار می‌کنید؟ آیا به‌خوبی با همکاران و رئیس‌تان کنار می آیید؟ در تقسیم وظایف و اولویت‌بندی مشکلی ندارید؟ چه تجربه‌ای از رویارویی با زیاده‌خواهی دیگران دارید؟ چطور از آن عبور کرده‌اید؟ بیان تجربه‌تان ممکن است برای خوانندگان چطور راهگشا باشد.


در ادامه بخوانید: ۱۰ عبارتی که گفتنش رابطه شما و رئیس‌تان را خراب می‌کند


  • تاریخ : 5ام مرداد 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 5 بازدید

آیا دوست دارید کنترل بهتری بر رفتار خود داشته باشید و باخودآگاهی به بحران‌های زندگی‌تان خاتمه دهید؟‌ اهل خواندن کتاب‌های روانشناسی عامه‌پسند و روانشناسی شخصیت هستید؟ به‌تازگی به این حوزه علاقه‌مند شده‌اید و دوست دارید کتاب‌های خوب روانشناسی شخصیت و توسعه فردی را مطالعه کنید؟ با ما در این نوشته همراه باشید.

چرا باید کتاب های روانشناسی شخصیت را بخوانیم؟

شخصیت ما از مجموعه‌ای از رفتارها و کنش‌ها تشکیل شده‌است که هرکدام منحصر به خودمان است. مجموعۀ این کنش‌ها و تأثیر آن بر شخصیت، هویت ما را شکل می‌دهد.

آشنایی با آنچه شخصیت ما را شکل می‌دهد، می‌تواند خودآگاهی را افزایش دهد. افزایش خودآگاهی موجب کنترل بهتر رفتارمان خواهد شد. اگر بتوانیم به‌خوبی رفتارمان را کنترل کنیم، شخصیت‌مان شکل و فرم بهتری خواهد داشت. به این ترتیب، آنچه مجموعۀ شخصیت فردی ما را شکل می‌دهد، بهبود قابل‌توجهی خواهد یافت و توانایی ما برای حل مشکلات فردی و کنترل بحران‌های روانی به‌طرز چشمگیری افزایش می‌یابد.

بهترین کتاب های روانشناسی شخصیت از دیدگاه مخاطبان و کارشناسان

برخی از نویسندگان روان‌شناس، کتاب‌های خوش‌خوان و عامه‌پسندی نوشته‌اند. این کتاب‌ها محبوبیت زیادی بین عموم مخاطبان پیدا کرده‌اند. کافی است به یکی از حوزه‌های این رشتۀ جذاب علاقه‌مند باشید تا با جست‌وجویی ساده‌ در اینترنت، با بسیاری از این کتاب‌ها روبه‌رو شوید.

روان‌شناسی شخصیت یکی از پرطرفدارترین شاخه‌های روان‌شناسی است. کتاب‌های فراوانی دربارۀ این شاخه نوشته شده‌ است. من در این نوشته کوشیده‌ام ده نمونه از بهترین کتاب‌های این حوزه را به شما معرفی کنم. البته این فهرست کامل و جامع نیست؛ با جست‌وجو در اینترنت می‌توانید کتاب‌های دیگری هم پیدا کنید. اما من سعی کرده‌ام با ملاک قرار دادن معیارهایی مانند محبوبیت ازنظر عامۀ مخاطبان و امتیاز بالا ازنظر کارشناسان، این فهرست را تهیه کنم. همچنین، ترتیب کتاب‌ها براساس برتری آنها بر یکدیگر نیست.

۱. کتاب سکوت؛ قدرت درون‌گراها در دنیایی که از حرف زدن باز نمی‌ایستد

عموم آدم‌ها درون‌گرایان را انسان‌های خجالتی، ساکت و کم‌حرفی می‌دانند که به‌سختی می‌شود با آنها ارتباط برقرار کرد. نشناختنِ درست تیپ شخصیتی درون‌گرا باعث شده‌ است که بسیاری از درون‌گرایان در برخورد با دیگر افراد، اذیت شوند. اگر درون‌گرا هستید، احتمالا این مسئله را تجربه کرده‌اید.

«سوزان کین» روان‌شناس مشهور و البته محبوبی است که کتاب جامعی دربارۀ تیپ شخصیتی درون‌گرا نوشته‌است. او به‌خوبی در این کتاب توضیح داده‌ است که درون گرایی نه‌تنها ضعف نیست، بلکه درصورت شناخت و درک صحیح ویژگی‌های این تیپ شخصیتی، می‌توان رهبران قدرتمند و اندیشمندان مؤثری از درون‌گرایان ساخت.

کین تأکید می‌کند که اگر درون‌گرا هستید، نیاز نیست با ویژگی های شخصیتی خودتان مبارزه کنید. نیاز نیست خودتان را در موقعیت‌های آزاردهنده قرار دهید تا فردی اجتماعی‌تر، بشاش‌تر و برون‌گرا به‌نظر برسید. شما فقط نیاز دارید که در موقعیت‌های متناسب با تیپ شخصیتی‌تان قرار بگیرید و ویژگی‌های وجودتان را بپذیرید.

توصیه می‌کنم که اگر تیپ درون‌گرایانه‌ای دارید، حتما کتاب قدرت سکوت را که کتابی مفید و خوش‌خوان است، بخوانید.

۲. کتاب آئین دوست‌یابی

یکی از پرفروش‌ترین و معروف‌ترین کتاب‌های حوزۀ روان‌شناسی شخصیت و توسعه فردی، کتاب «آیین دوست یابی» نوشته «دیل کارنِگی» است. این کتاب اولین بار در سال ۱۹۳۶ چاپ شد. تاکنون ۱۵ میلیون نسخه از آن در سرتاسر جهان به‌فروش رفته‌ است.

کارنگی در این کتاب، بیشتر به‌دنبال آموزش آداب معاشرت با انسان‌ها و تاثیرگذاری بر دیگران است. او سعی می‌کند به خواننده بفهماند که در برخورد با دیگر افراد، چه خطوط قرمزی را رعایت کند تا بهترین اثر را بر دیگران بگذارد. نکتۀ جالب در این کتاب، واقع‌بینی کارنگی است. او انسان‌ها را به‌عنوان «دیگران» و ویژگی‌های‌شان را آن‌قدر درست و واقعی می‌بیند و توصیف می‌کند که احتمالا با خواندن کتاب، بارها تعجب‌تان برانگیخته خواهد شد. مثلا در فصل چهارم کتاب می‌خوانیم:

«مردم نه به من علاقه دارند و نه به شما؛ آنها در طول شبانه‌روز به خودشان علاقه نشان می‌دهند. به‌عبارت‌دیگر، انسان موجود خودخواهی است که ازطریق ارضای خودخواهی او می‌توان به همه‌چیز دست‌یافت و محبتش را خرید و حتی وادارش کرد که فداکاری نشان دهد. اگر سعی کنیم فقط مردم را تحت‌تأثیر قرار دهیم و آنها وادار کنیم که به ما علاقه‌مند شوند، هرگز دوستان صمیمی و واقعی نخواهیم داشت؛ دوستان واقعی از این طریق به‌وجود نمی‌آیند.»

راهکارهای ساده و مؤثری که کارنگی در این کتاب به شما ارائه می‌دهد، دریچۀ دیگری از دنیای ارتباط با دیگران را برای شما باز خواهد کرد. احتمالا بعد از خواندن کتاب «آئین دوست‌یابی» در نحوۀ برقراری ارتباط‌تان با دیگران، دقیق‌تر خواهید شد و هوشمندانه‌تر عمل خواهید کرد. این همان هدف نویسنده است.

۳. کتاب خودت را به فنا نده

خودت را به فنا نده - بهترین کتاب های روانشناسی شخصیت برای علاقه‌مندان به توسعه فردی

«تنها تفاوت تو و دیگرانی که همان زندگی رؤیایی تو را دارند این است که آنها عزم خود را جزم کرده‌اند و وارد عمل شده‌اند. آنها آن زندگی را ساخته‌اند و آن را زندگی کرده‌اند.

آنها باهوش‌تر، آگاه‌تر، قوی‌تر یا هرچیز دیگری نبوده‌اند. آنها چیزی بیشتر از تو در اختیار نداشته‌اند. تنها تفاوت این است که مردم موفق منتظر نمی‌مانند. آنها منتظر آن لحظه و حس خوب نمی‌مانند. منتظر الهام غیبی یا امداد آسمانی نمی‌مانند تا به‌ جلو هل‌شان دهد. آنها بلند می‌شوند و به‌ جلو قدم برمی‌دارند؛ حتی قبل از اینکه احساس کنند که آمادۀ شکست هستند. آنها با هواپیمایی پرواز می‌کنند که درحال ساختنش هستند. حتی اگر در آسمان از هم متلاشی شود، قطعاتش را دوباره به یکدیگر وصل می‌کنند و دوباره تلاش می‌کنند.»

این جملات طلایی متعلق به «گری جان بیشاپ»، نویسندۀ کتاب «خودت را به فنا نده» است. همۀ ما در زندگی، روزهایی را تجربه کرده‌ایم که از خودمان بدمان آمده است. از شخصیت‌مان راضی نبوده‌ایم و حس کرده‌ایم که دائم درحال درجا زدن هستیم. این کتاب دقیقا همان چیزی است که در چنین روزهایی به آن نیاز داریم. بیشاپ در کتاب «خودت را به فنا نده» کوشیده‌ است علت رفتارهای کسالت‌بار انسان در زندگی را بررسی کند و ضمن بازگرداندن عزت نفس به خواننده، راه موفقیت را بار دیگر به او نشان بدهد.

این کتاب یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک‌تایمز شده‌ است و به زبان‌های مختلفی در دنیا ترجمه شده‌ است. یکی از مؤثرترین کتاب‌های حوزۀ روان‌شناسی شخصیت همین کتاب است.

۴. کتاب تخت‌خوابت را مرتب کن

انسان های موفق هرگز کارهای عجیب‌وغریب انجام نداده‌اند. گاهی عادات کوچک در راستای نظام‌مند کردن زندگی، به‌طرز عجیبی وضعیت زندگی شما را بهبود خواهد بخشید. این همۀ آن چیزی است که دریاسالار، «ویلیام اچ. مک‌ریون» خواسته‌ است در کتاب «تختخوابت را مرتب کن» به مخاطبش آموزش بدهد.

ویلیام اچ. مک‌ریون افسر نیروی دریایی ارتش آمریکا بود. او در انتهای خدمتش، فرمانده کل نیروهای یگان ویژۀ دریایی آمریکا شد. او در کتاب «تخت‌خوابت را مرتب کن» در ده فصل، تجربیات خودش از سال‌های خدمتش در ارتش را در اختیار مخاطب قرار داده‌است. او در این کتاب به خواننده می‌آموزد که برای ایجاد تغییرات بزرگ در جهان، کافی است از تغییرات کوچک در زندگی شروع کنیم. وقتی همان تغییرات کوچک به الگویی از عادات تبدیل شدند، تغییرات بزرگ آغاز خواهد شد. کافی است از مرتب کردن تخت‌خواب‌مان شروع کنیم.

این کتاب یکی از خوش‌خوان‌ترین کتاب‌های روانشناسی شخصیت و عادات موفقیت است. مک‌ریون ضمن نقل کردن خاطرات خود و تجربیاتش از دوران خدمت در ارتش، نکاتی به شما گوشزد خواهد کرد که در عین سادگی، بسیار کاربردی و جذاب خواهند بود. پیشنهاد می‌کنم خواندن این کتاب را از دست ندهید.

۵. کتاب اعتمادبه‌نفس

حتما تابه‌حال برای‌تان پیش آمده است که در جمعی باوجود داشتن مهارت کافی برای کاری، از انجام آن خودداری کرده‌ باشید. دلیل ترس‌های بی‌مورد ما برای ریسک کردن چیست؟ چرا نمی‌توانیم در بسیاری از مواقع، توانایی‌های‌مان را آن‌طور که باید، نشان دهیم؟

پاسخ به این سؤال، ساده است. همۀ ما می‌دانیم که حلقۀ گمشدۀ بسیاری از ضعف‌های ما، اعتمادبه‌نفس است. اعتمادبه‌نفس یکی از آن چیزهایی است که بسیاری از ما آرزو می‌کنیم که ای کاش به‌قدر کافی از آن بهره برده‌ بودیم. «باربارا دی آنجلیس» در کتاب «اعتمادبه‌نفس» دست روی این ویژگی حیاتی شخصیت گذاشته‌ است. او با ارائۀ تجربه خود در این کتاب، به‌سادگی به خواننده نشان می‌دهد که داشتن این عنصر حیاتی در شخصیت، چقدر ساده و درعین‌حال مهم است. او در پنج فصل می‌کوشد همۀ وجوه مبحث اعتمادبه‌نفس را برای خواننده تشریح کند.

اعتمادبه‌نفس چیست؟ چگونه از تخریب خویشتن دست بشوییم و به رؤیاهای خود اعتماد کنیم؟ چگونه اعتمادبه‌نفس را از همین حالا در خود تقویت کنیم؟ چرا نداشتن اعتماد به نفس عادتی است که ترک آن دشوار است؟ چگونه انواع اعتماد به نفس را در خود ایجاد کنیم؟ دی آنجلیس در پنج فصل کتاب «اعتماد به‌نفس» به این پنج سؤال پاسخ داده است. برای خواندن پاسخ این سؤالات، حتما کتاب اعتماد به نفس را مطالعه کنید.

۶. کتاب نیروی حال

«در حال زندگی کن!» این تمام آن چیزی است که «اکهارت تول» کوشیده‌ است در کتاب نیروی حال به شما القا کند. حتما بارها در زندگی برای‌تان پیش آمده‌است که اسیر افکارتان شده‌اید و نتوانسته‌اید از لحظاتی که بر شما گذشته‌اند لذت ببرید و استفاده کنید. آیا در چنین شرایطی دوست داشته‌اید که از بارِ زندگی روزمره‌تان رها شوید و نگاه‌تان به دنیایی را که در اطراف‌تان در جریان است تغییر دهید؟ پس این کتاب برای شماست:

«این کتاب عصارۀ آموزه‌های من را دربر دارد. البته من می‌کوشم آموزه‌هایم را حتی‌المقدور در ظرف کلمات بریزم و با افراد و گروه‌های کوچک و سالکان راه معنا در میان بگذارم. این تلاش من در ده سال گذشته بوده است. می‌دانم که کلمات گنجایش همه‌چیز را ندارند. می‌خواهم با همۀ وجودم تشکر کنم از همۀ آنهایی که شجاعت داشتند و خواستند که تحول درون خویش را تجربه کنند؛ آنهایی که پرسش‌های جدی درافکندند و آمادۀ شنیدن پاسخ‌هایم بودند. اگر این آدم‌های دوست‌داشتنی نبودند، این کتاب به زیور طبع آراسته نمی‌شد …»

کتاب «نیروی حال»، نوشتۀ اکهارت تول، نگاه میلیون‌ها نفر در جهان دربارۀ زندگی را تغییر داده‌است. این کتاب سودمند به شما یادآوری می‌کند که برای لذت بردن از زندگی باید لحظه‌ای ذهن‌تان را خاموش کنید و به اطراف‌تان به‌دقت نگاه کنید. سعی کنید از آن‌ چیزی که در اطرف‌تان می‌گذرد، لذت ببرید. از مناظر طبیعت، خورشید، آسمان شب و دریا.

اکهارت تول تعریف می‌کند که خودش هم درگیر افسردگی بوده‌ است. افسردگی‌ او در اوج جوانی به انزوایش کشاند. اما ناگهان روزی دستخوش دگرگونی روحی شد. او بعد از این دگرگونی، تصمیم گرفت تعالیم معنوی را به دیگران بیاموزد و تبدیل به معلمی معنوی شد. کتاب «نیروی حال» اولین اثر مکتوب او در زمینۀ تعالیم معنوی است.

۷. کتاب بازگشت به خود؛ خودشناسی از طریق اینیاگرام

بازگشت به خود - بهترین کتاب های روانشناسی شخصیت برای علاقه‌مندان به توسعه فردی

«سوزان استبایل» و «یان مورگان کرون» در کتاب «بازگشت به خود» یکی از جذاب‌ترین مباحث روان‌شناسی شخصیت را برای خواننده مطرح کرده‌اند. شخصیت شناسی براساس مدل اینیاگرام، یکی از راه‌هایی است که شما می‌توانید با فهم آن، شخصیت خود و اطرافیان‌تان را بهتر بشناسید و تحلیل کنید.

«اینیاگرام» روشی باستانی برای طبقه‌بندی تیپ‌های شخصیتی متفاوت است. براساس این روش، انسان‌ها به ۹ تیپ شخصیتی متفاوت تقسیم می‌شوند. کمال گرا، بازیگر، کمک‌کننده، فردگرا و رمانتیک، کنجکاو، وفادار، خوش‌گذران، مبارزه‌طلب و صلح‌طلب تیپ‌های شخصیتی این نظام روان‌شناختی هستند.

اگر دوست دارید بدانید در کدام دسته‌بندی جا می‌گیرید و رابطۀ هرکدام از این تیپ‌های شخصیتی با یکدیگر به چه صورت است، حتما این کتاب را بخوانید. مطمئنم اگر حتی علاقۀ کمی به روان‌شناسی شخصیت داشته‌ باشید، عاشق این کتاب خواهید شد.

۸. کتاب هفت عادت مردمان مؤثر

یکی دیگر از معروف‌ترین و محبوب‌ترین کتابهای روانشناسی شخصیت، کتاب «هفت عادت انسان های تاثیرگذار» نوشتۀ «استفان کاوی» است. او در مقدمۀ کتاب عنوان می‌گوید که طبیعتْ قوانین خاص خودش را در کمک به مردمان موفق دارد. برای دستیابی به موفقیت باید عادات مختلفی را درپیش گرفت. البته این قوانین را او کشف نکرده است بلکه او با مشاهدۀ صِرف توانسته‌است این عادات را از دل طبیعت بیرون بکشد.

او در این کتاب هفت قاعدۀ کلی برای موفقیت را به شما می‌آموزد. این هفت قانون در هفت عبارت زیر خلاصه می‌شوند:

عامل بودن، شروع از پایان در ذهن، نخست به اولین‌ها پرداختن، برنده ـ برنده اندیشیدن، اول فهمیدن و سپس فهماندن، هم‌افزایی یا سینِرژی، تیزکردن اره یا پیشرفت مستمر و فرایندهای پیشرفت.

چندان مفهوم نبود؟! حق دارید. باید کتاب را بخوانید تا بفهمید هرکدام از این قوانین بیانگر چه چیزی هستند. پس تا دیر نشده و هنوز برای فهم این عبارات کنجکاو هستید، دست بجنبانید و کتاب «هفت عادت مردمان مؤثر» را بخوانید. باشد که تأثیرگذار شوید!

۹. کتاب پدر پولدار، پدر بی‌پول

همۀ ما در نظام آموزشی‌ یاد می‌گیریم که برای موفقیت باید سخت درس بخوانیم. اما آیا درس خواندن همۀ آن چیزی است که برای موفقیت نیاز داریم؟ چرا هیچ‌وقت کسی به ما کسب درآمد و استقلال مالی را آموزش نداده است؟ احتمالا روزی که «رابرت کیوساکی»، نویسندۀ کتاب «پدر پولدار پدر بی پول» تصمیم به نوشتن این کتاب گرفت، این سؤالات از ذهنش می‌گذشتند.

استقلال مالی و ایستادن روی پای خود، مهم‌ترین مسئله‌ای است که این کتاب سعی می‌کوشد به خواننده بیاموزد. فرقی نمی‌کند پدر شما مدیر شرکتی بزرگ باشد یا کارگری ساده؛ اگر اراده کنید و بخواهید که خودتان درآمد داشته‌ باشید و ذهن‌تان را درگیر کلیشه‌های مرسوم نکنید، حتما موفق خواهید بود.

داشتن هوش مالی و راه اندازی کسب و کار متعلق به خودمان، بزرگ‌ترین درسی است که کیوساکی، در پی آموزش آن به خوانندگان است. اگر دوست دارید صاحب کسب‌وکار جدیدی شوید و اشتغال‌زایی کنید، توصیه می‌کنم حتما این کتاب را بخوانید تا کلیشه‌های ذهنی‌تان بشکند.

۱۰. کتاب اثر مرکب

«دارن هاردی» در کتاب «اثر مرکب» کوشیده‌ است شما را با اصول موفقیت در زندگی آشنا کند. ازنظر او، این گام‌ها و تصمیمات کوچک در زندگی ما هستند که اثر مهمی بر آینده و راه ما خواهند گذاشت؛ گام‌ها و برنامه‌های کوچکی که شاید تابه‌حال به اهمیت‌شان دقت نکرده‌ایم و از تأثیرگذاری آنها غافل بوده‌ایم. او برای اثبات این مفهوم مثال جالبی می‌زند:

«اگر بین ۳ میلیون دلار پول نقد یا ۱ سکۀ ۱ سنتی که در ۳۱ روز آینده هرروز ارزشش دوبرابر شود حق انتخاب بگذاریم، فکر می‌کنم اکثر مردم همان ۳ میلیون دلار نقد را انتخاب کنند! اما درواقع، پیشنهاد دوم بهتر است. در روز پنجم انتخاب اول هنوز همان ۳ میلیون دلار است و انتخاب دوم تنها ۱۶ سنت! در روز بیستم انتخاب اول همان ۳ میلیون دلار است و انتخاب دوم ۵۲۳۴ دلار! اما جادوی اثر مرکب آنجاست که در روز سی‌ویکم انتخاب اول هنوز همان ۳ میلیون دلار مانده است و انتخاب دوم ۱۰٫۷۳۴٫۱۸۰ دلار می‌شود؛ یعنی بیش از سه‌برابر انتخاب اول!»

البته به همان میزانی که تصمیمات کوچک اما مستمر، نتایج مثبتی به‌بار خواهند آورد، تصمیمات اشتباه نیز حتی اگر کوچک باشند، ممکن است زندگی شما را به‌کل تحت‌تأثیر قرار دهند. به‌قول معروف، «انسان گاهی با یک اشتباه ۱۹ می‌شود و گاهی با یک اشتباه صفر!»

دارن هاردی در این کتاب به شما نشان می‌دهد که چگونه از تصمیمات کوچک خود به‌عنوان برنامه‌ای برای موفقیت استفاده کنید یا چگونه به عادات رفتاری خود جهت بدهید تا بتوانید در مسیر درست اهداف خود گام بردارید.


در ادامه بخوانید: کتاب بهانه ممنوع؛ اثری از وین دایر برای رسیدن به موفقیت


  • تاریخ : 4ام مرداد 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 3 بازدید

فقط نوزادان نیستند که در طول روز چرت می‌زنند؛ بسیاری از بزرگ‌سالان نیز به چرت زدن علاقه دارند. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که خواب بعد از ظهر و چرت زدن در طول روز برای بزرگ‌سالان نیز مفید است. البته برای لذت بردن از خواب روزانه لزوما نباید احساس خستگی کنیم. چرت زدن در طول روز فواید فراوانی دارد. چرتی کوتاه در اواسط بعدازظهر می‌تواند موجب تقویت حافظه، بهبود عملکرد شغلی، بهتر شدن حال و روحیه، افزایش هوشیاری و کاهش استرس شود. پس، از خواب بعد از ظهر خود لذت ببرید و از فواید فراوان آن غافل نشوید. در ادامه مهم‌ترین فواید چرت بعدازظهر را بررسی می‌کنیم.

فواید چرت زدن و خواب بعد از ظهر برای سلامتی

۱. باعث تقویت حافظه‌تان می‌شود

مطالعات نشان داده است که خواب در ذخیره‌سازی خاطرات نقش مهمی دارد. چرت زدن نیز درست به‌اندازۀ خواب کامل شبانه به ما کمک می‌کند چیزهایی را که در طول روز یادگرفته‌ایم، به‌ذهن بسپاریم. چرت زدن از فراموش کردن چیزهایی مانند مهارت‌های حرکتی (motor skills)، ادراک حسی (sense perception) و یادآوری کلامی (verbal recall) نیز جلوگیری می‌کند.

۲. ایجاد ارتباط میان اطلاعات را آسان‌تر می‌کند

چرت زدن علاوه بر اینکه موجب می‌شود چیزهایی را که تازه یاد گرفته‌ایم به‌ذهن بسپاریم، کمک می‌کند که مغز ما میان چیزهایی که درک کرده‌ایم، ارتباط برقرار کند. طی یک پژوهش، کسانی که به خواب بعدازظهر عادت داشتند، راحت‌تر توانستند اطلاعاتی را که در طول روز به‌دست آورده بودند، کنار هم قرار دهند.

۳. کمک می‌کند از نردبان پیشرفت شغلی بالا بروید

اهمیت چرت زدن در بهبود عملکرد و پیشرفت شغلی - خواب بعد از ظهر

وقتی کاری را چند بار در طول روز انجام می‌دهیم، عملکردمان با گذشت روز، بدتر می‌شود. پژوهش‌ها نشان داده است که چرت زدن به ما کمک می‌کند تا عملکردمان را یکنواخت و یکپارچه نگهداریم؛ همچنین، از اُفت عملکردمان هم جلوگیری می‌کند و همین باعث پیشرفت شغلی می‌شود.

۴. روحیه و حال شما را بهتر می‌کند

وقتی حال‌تان گرفته است و حس‌وحال خوبی ندارید، کمی چرت بزنید تا روحیه‌تان بهتر شود. چرت زدن یا حتی صرفا یک ساعت استراحت کردن (بدون اینکه به‌خواب برویم) موجب می‌شود که خلق‌وخوی بهتری داشته باشیم. به‌گفتۀ متخصصان، آرامش ناشی از دراز کشیدن و استراحت کردن موجب بهتر شدن روحیه می‌شود، چه به‌خواب برویم و چه نرویم.


حتما بخوانید: چگونه خلق و خوی‌مان را بهتر کنیم؟


۵. هوشیارتر می‌‌شوید

اگر درست بعد از نهار کمی احساس خواب آلودگی می‌کنید، باید بدانید که این احساسی است که در خیلی‌ها ایجاد می‌شود و صرفا مختص شما نیست. ولی ۲۰ دقیقه چرت زدن موجب می‌شود که سنگینی پلک‌های‌مان را برطرف کنیم.

۶. چرت کوتاه فواید مهمی دارد

چرتی به کوتاهی ۱۰ دقیقه نیز می‌تواند برای ما مفید باشد. ولی زمان چرت زدن را در حد ۳۰ دقیقه یا کمتر نگه دارید تا با احساس خستگی بیشتر از خواب بیدار نشوید. سُستی و گیجی‌ای که پس از چرت زدن طولانی حس می‌کنید، «اینرسی خواب» (sleep inertia) نامیده می‌شود. هرچه مدت‌زمان چرت زدن طولانی‌تر باشد، احتمال اینکه این احساس را پیدا کنید نیز بیشتر است. مهم‌تر اینکه در این حالت برای سرحال شدن و بازگشتن به کار نیز به زمان بیشتری نیاز خواهید داشت.

۷. چرت زدن بهتر از مصرف کافئین است

به جای مصرف کافئین چرت بزنید - خواب بعد از ظهر

اگر احساس خستگی می‌کنید، ولی کارهای زیادی مانده که باید انجام بدهید یا باید درس بخوانید، به‌جای نوشیدن قهوه بهتر است کمی چرت بزنید. چرت زدن بیشتر از کافئین موجب تقویت حافظه و افزایش یادگیری می‌شود.

۸. بی‌خوابی شبانه‌تان را جبران می‌کند

اگر می‌دانید که یک یا دو شب نمی‌توانید خوب بخوابید (مثلا به‌دلیل مسافرت) بهتر است که با کمی چرت زدنِ پیشاپیش، خودتان را آماده کنید و کافئین مصرف نکنید. این چرت زدن هرچه طولانی‌تر باشد، بهتر است. اگر مجبور هستید از کافئین استفاده کنید، توجه داشته باشید که معمولا نوشیدن مقدار کمی کافئین بهتر از مصرف یک فنجان بزرگ قهوه است.


حتما بخوانید: نکاتی که رعایت آنها عوارض شب بیداری را کاهش می‌دهد


۹. چرت زدن استرس را کاهش می‌دهد

اگر استرس و فشار زیادی را تحمل می‌کنید، چرت زدن می‌تواند استرس شما را کاهش دهد و سلامت سیستم ایمنی بدن‌تان را بهبود دهد. متخصصان عقیده دارند که چرتی ۳۰ دقیقه‌ای بسیار مؤثر است.

۱۰. به سلامت قلب شما کمک می‌کند

چرت زدن حتی برای سلامت قلب نیز مفید است. در پژوهشی، افرادی که به‌مدت ۴۵ تا ۶۰ دقیقه چرت می‌زدند، پس از پشت‌سر گذاشتنِ استرس ذهنی، فشار خون پایین‌تری داشتند. بنابراین چرت زدن به بدن کمک می‌کند تا پس از قرار گرفتن در شرایط پر از فشار و استرس، سلامت خود را حفظ کند.

۱۱. موجب افزایش خلاقیت می‌شود

آیا تا‌به‌حال با ایده‌ای عالی از خواب بیدار شده‌اید؟ حرکات تند چشم در خواب (REM sleep) که معمولا ۷۰ تا ۹۰ دقیقه پس از به‌خواب رفتن شروع می‌شود، بخشی از مغز را فعال می‌کند که با تخیل و رؤیا دیدن مرتبط است. چرتی که با حرکات تند چشم همراه باشد، موجب افزایش خلاقیت می‌شود و به ما کمک می‌کند ایده‌های خود را با روش‌های تازه‌ای با هم ترکیب کنیم تا به پاسخ برسیم.


حتما بخوانید: استفاده از خلاقیت پنهان درونی چه تأثیری بر زندگی فردی ما دارد؟


۱۲. باعث می‌شود شب‌ها بهتر بخوابید

گرچه شاید این ادعا غیرمنطقی به‌نظر برسد، ولی چرت زدن در طول روز به افراد مسن‌تر کمک می‌کند تا در طول شب، خواب بهتری داشته باشند. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که چرتی ۳۰ دقیقه‌ای بین ساعت ۱ تا ۳ بعدازظهر که با ورزش ملایمی مانند پیاده‌ روی و حرکات کششی در هنگام عصر ترکیب شده باشد، در بهبود خواب شبانه مؤثر است. به‌علاوه سلامت ذهن و جسم نیز با این روش بهبود پیدا می‌کند.

۱۳. حافظه کودکان را تقویت می‌کند

فواید چرت زدن در طول روز برای کودکان - خواب بعد از ظهر

در بسیاری از کودکان در سنین پیش از دبستان و مدت‌ها قبل از اینکه وارد مهدکودک شوند، چرت زدن متوقف می‌شود. ولی واقعیت این است که چرت زدن برای یادگیری و رشد در این دوران بسیار مهم است. کودکانی که به‌طور منظم چرت می‌زنند بیشتر از سایر کودکان می‌توانند چیزهایی را که یادگرفته‌اند، به خاطر بسپارند. از آنجا که مخازن حافظۀ کوتاه‌مدت در این سنین محدود هستند، کودکان کوچک‌تر به خواب مکرر بیشتری نیاز دارند. حافظه کوتاه مدت نقش مهمی در حفظ و نگهداری خاطرات در مغز دارد.

میزان خواب و زمان مناسب برای چرت زدن در طول روز

برخی از فواید چرت زدن یا خواب بعد از ظهر شامل حال همه می‌شود. باوجود این، شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد چرت زدن در صورتی موجب بهبود انواع خاصی از روش های یادگیری می‌شود که به‌طور منظم تکرار شود. یکی از این انواع یادگیری، توانایی تشخیص تفاوت میان چیزهای مشابهی مانند تصاویر یا بافت‌ها است.

برای اینکه بیشترین بهره را از چرت زدن ببریم باید زمان مناسبی را برای آن تعیین کنیم. بیشتر افراد خواب بعد از ظهر را طبیعی‌ترین و مفیدترین خواب روزانه می‌دانند. بعضی می‌گویند که خوابیدن بین ساعت ۲ و ۳ بعدازظهر، یعنی زمانی که سطح هوشیاری انسان به‌طور طبیعی کاهش می‌یابد، بهتر است. بهترین زمان چرت زدن به این بستگی دارد که شب گذشته چقدر استراحت کرده‌اید. اگر شب گذشته خوب خوابیده‌اید، بهتر است که کمی دیرتر چرت بزنید. ولی اگر کمبود خواب دارید، بهتر است که اوایل روز چرت بزنید و استراحت کنید.


در ادامه بخوانید: چطور در شب‌های گرم تابستان خنک شویم و خواب راحتی داشته باشیم؟


  • تاریخ : 4ام مرداد 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 3 بازدید

آیا شما هم فکر می‌کنید از پنجاه سالگی به بعد دورهٔ افول آدم‌ها شروع می‌شود؟ خیلی‌ها دوست دارند چنین باوری را در ذهن ما به وجود بیاورند. اینکه مثلا سنی جادویی وجود دارد که به محض رسیدن به آن احساس تنهایی، ضعف قوای جسمانی، افسردگی و … شروع می‌شود. اما زندگی واقعی و آن‌دسته از افراد موفق که در سنین پیری دست به کارهای مختلف و ثمربخشی زده‌اند خلاف این دست گفته‌ها را ثابت می‌کند. در این مطلب، پس از مقدمه‌ای کوتاه جزئیات بیشتری در این باره در اختیارتان قرار خواهیم داد و شما را با ۹ شایعه در مورد افزایش سن که نباید باور کنید، آشنا خواهیم کرد. با ما همراه باشید.

بسیاری از شایعه‌های مرتبط با افزایش سن از فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی و نظایر آن شروع می‌شود. خیلی‌ها هم بدون در نظر گرفتن جوانب دیگر باورشان می‌کنند. اما کافی است نگاهی به اطراف‌مان بیندازیم: کم نیستند تعداد اشخاص سالخورده‌ای که با وجود کهولت سن‌شان هنوز سرپا و فعال هستند و کاری که انجام می‌دهند به‌مراتب ثمربخش‌تر از فعالیت‌های جوان‌ترها است؛ کسانی مثل وارن بافت، نوآم چامسکی، رابرت دنیرو یا در همین ایران خودمان کسانی مثل محمود دولت آبادی یا علی نصیریان. این‌ها همگی وارد دهه‌های هفتم، هشتم و حتی نهم زندگی‌شان می‌شوند و با این حال، هنوز هم دست از کار نکشیده‌اند و فعالیتی سرشار از خلاقیت و نوآوری دارند.

باورها و برداشت‌های نادرست دربارهٔ سنین پیری روزبه‌روز بیشتر می‌شود. به همین خاطر تتفکیک راست از دروغ بیش از پیش اهمیت پیدا می‌کند. در ادامه این شایعه‌ها را معرفی می‌کنیم:

۱. افزایش سن توانایی یادگیری را از ما سلب می‌کند

افزایش سن و توانایی یادگیری

خیلی از مردم فکر می‌کنند به‌مرور که سن‌مان بالاتر می‌رود توانایی یادگیری را از دست می‌دهیم. اما آیا واقعا این باور رایج صحت دارد؟

نمی‌توان انکار کرد که همراه با بالا رفتن سن سرعت پردازش اطلاعات در مغز کمتر می‌شود؛ اما تحقیقات نشان می‌دهد که کیفیت عملکرد بعضی فعالیت‌های ذهنی نظیر رجوع به دایره لغات در ذهن و صحبت کردن، هر چه پیرتر می‌شویم بهتر و بهتر می‌شود.

به‌علاوه ممکن است کارکرد ذهن از برخی جهات دچار افول بشود، اما این پایان ماجرا نیست؛ فعالیت‌ها و تمرین‌های بسیاری هستند که برای جلوگیری از این مسئله می‌توانیم به کار بگیریم.

به‌عنوان مثال ورزش کردن یکی از این فعالیت‌ها است. حرکات ورزشی به رشد سلول‌های تازه و سیناپس (محل تماس دو عصب) در مغز سرعت می‌دهند. راهکار دیگر این است که به افراد سالخورده‌ای که سر کلاس‌های درسی حاضر می‌شوند و روزبه‌روز به تعدادشان افزوده می‌شود بپیوندیم. این کلاس‌ها هم می‌تواند نقش مثبتی در تقویت نیروی ذهنی‌مان داشته باشد.

دو موردِ تحقیقاتی وجود دارند که به‌خوبی نشان می‌دهند باور رایجی که در ابتدای این بخش مطرح کردیم تا چه حد اشتباه است: یکی از آن‌ها مربوط به شخصی است که توانسته بود در هفتاد سالگی تمامی ۱۰۵۶۵ بیت شعر بهشت گمشده از جان میلتون را حفظ کند. مورد دیگر مربوط به خانمی است که در نود سالگی خواندن و نوشتن آموخت.

۲. افزایش سن بدون شک با زوال عقل همراه خواهد بود

افزایش سن و زوال عقل

طی سالیان اخیر توجه زیادی به آلزایمر و زوال عقل جلب شده است و بحث‌های زیادی راجع به این بیماری‌ها مطرح می‌شود. مطالعات انجام‌گرفته نشان می‌دهد هر ۶۸ ثانیه یک‌بار، یک نفر به آلزایمر مبتلا می‌شود؛ اما خبر خوب این است که مانند مورد قبل راهکارهایی برای پیشگیری از آلزایمر وجود دارد.

اول از همه باید این را در نظر داشته باشیم که از افراد بالای ۶۵ سال، تنها ۶-۸ درصدشان به آلزایمر مبتلا می‌شوند. بنابراین اکثریت قریب‌به‌اتفاق مردم سالخورده از این اختلال در امان هستند و حتی علائم زوال عقل هم در آن‌ها مشاهده نمی‌شود.

گذشته از این مسئله، تدابیری هستند که می‌توانیم برای کاهش خطر ابتلا به این اختلال‌ها در نظر داشته باشیم. ورزش کردن، حفظ سلامت ذهن (با کتابخوانی و راهکارهایی نظیر آن) و داشتن رژیم غذایی مناسب از جمله این تدابیر هستند.

بنابر این دلایل، دفعهٔ بعدی که جای کلیدتان را فراموش کردید یا یادتان رفت کیف پول‌تان را همراه ببرید، نگران نشوید. این مسائل معمولا محدود به یک حواس پرتی ساده هستند؛ علائم زوال عقل جدی‌تر از این‌ها است.


حتما بخوانید: هدست واقعیت مجازی چطور به درمان زوال عقل کمک می‌کند؟


۳. افزایش سن با ضعف قوای بدنی همراه است

افزایش سن و ضعف قوای بدنی

بیشتر مردم فکر می‌کنند به‌خاطر افزایش سن قوای بدنی به‌مرور تحلیل می‌رود و گریزی از این مسئله نیست. البته درست است که هر چه پیرتر می‌شویم حجم کلی بدن کوچک‌تر می‌شود و استخوان‌ها ضعیف‌تر می‌شوند، اما نکته اینجا است که این ضعف قوای بدنی بیشتر به بی‌تحرکی ارتباط دارد تا کهولت سن.

نتایج تحقیقاتی که در این خصوص صورت گرفته حاکی از آن بوده است که زنانی که وارد شصتمین یا هفتادمین سال زندگی‌شان می‌شوند، با دنبال کردن برنامهٔ ورزشی مناسب و منظم، توان آن را دارند که مثل زنان چهل‌ساله عضلاتی نیرومند پیدا کنند.

تقریبا وقتی پا به هشتادسالگی می‌گذاریم، به‌طور طبیعی ۳۰٪ از کل فیبرهای عضلانی‌مان را از دست می‌دهیم. بخصوص اگر کم‌تحرک باشیم و بنا به دلایلی بیشتر روز را نشسته سر کنیم. با وجود این مسئله، می‌توانیم با ورزش کردن منظم این کاهش را جبران کنیم و به رشد فیبرها کمک کنیم.

بنا به مسائلی که مطرح شد، می‌توانیم با فعال بودن در طول روز به حفظ استقامت و قدرت بدنی کمک کنیم. راه رفتن می‌تواند انتخاب مناسبی باشد، اما ورزش‌های دیگری نظیر شنا کردن، یوگا، کار با وزنه و … تأثیر بهتری خواهند داشت.


حتما بخوانید: ۱۲ حرکت کششی که در هر سنی شما را خوش اندام نگه می‌دارد


۴. زندگی با تکنولوژی‌های جدید برای افراد سالخورده دشوار است

ارتباط افزایش سن با تکنولوژی‌های جدید

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که فرد سالخورده‌ای ازتان برای گرفتن تاکسی با اسنپ کمک بخواهد. یا اینکه نداند چطور باید عکسی را از طریق تلگرام برای بچه‌هایش ارسال کند.

قبل از آنکه زبان به قضاوت این ناتوانی آن‌ها بگشاییم، باید این مسئله را مد نظر بیاوریم که آن‌ها در طول زندگی‌شان با انواع و اقسام محصولات مرتبط با تکنولوژی سروکار داشته‌اند. اول برای گوش دادن به موسیقی از صفحه‌های گرامافون استفاده کردند، بعد با نوارهای کاست آشنا شدند، بعد از آن هم با سی دی و دی وی دی و نظایر این‌ها. در دوران جوانی‌شان عادت داشتند صبح‌به‌صبح روزنامه‌های کاغذی تهیه کنند و بخوانند؛ خواندن روزنامه در آی‌پد و لپ‌تاپ از طریق اینترنت به‌مرور جایگزین این روند شد. حالا این مسئله را به هر جنبهٔ دیگری از زندگی می‌توانیم بسط بدهیم.

ترک عادات قدیمی و وفق دادن زندگی با شرایط جدید کار دشواری است. افراد سالخورده در طول عمرشان بارها این کار را انجام داده‌اند. بنابراین، اگر جایی در استفاده از محصولات مرتبط با تکنولوژی به مشکل برخوردند، نباید به آن‌ها خرده بگیریم؛ اگر شرایط ایجاب کند، باز هم توانایی وفق دادن زندگی‌شان با محصولات جدید را خواهند داشت و کار کردن با آن‌ها را یاد خواهند گرفت.

۵. افزایش سن همراه با از دست دادن قوهٔ خلاقیت است

افزایش سن همراه با از دست دادن قوهٔ خلاقه

باورها و افکار اشتباه زیادی دربارهٔ ارتباط میان افزایش سن و از دست دادن خلاقیت رایج شده است. دین سیمونتونِ روان‌شناس در این باره می‌گوید: «خیلی‌ها فکر می‌کنند امکان بروز خلاقیت مختص جوان‌ترها است. فکر می‌کنند وقتی آدم پیر می‌شود، نه‌تنها دیگر قادر به بروز خلاقیت نخواهد بود، بلکه هر گونه فعالیت خلاقانه و نوآورانه را هم مردود خواهد شمرد و این دست فعالیت‌ها را نمی‌پذیرد.».

نتایج تحقیقات اخیر حاکی از آن است که این قبیل افکار و باورها تعصب کورکورانه‌ای بیش نیستند. افزایش سن، خلاقیت ما را تحت‌تأثیر قرار نمی‌دهد. کافی است به تمامی اشعار، موسیقی‌ها، اختراعات و کشفیاتی نگاه کنیم که در طول تاریخ به دست انسان‌های سالخورده به عرصهٔ وجود رسیدند.

پل سزان (نقاش فرانسوی)، پابلو پیکاسو، چارلز داروین، زیگموند فروید، جی. آر. آر. تالکین، و بسیاری از افراد صاحب‌نام دیگر، ماندگارترین آثارشان را بعد از ۵۵ سالگی خلق کردند.

در کنار این مسئله، میانگینْ سنی که در آن محققان و دانشمندان در فعالیت‌های علمی-پژوهشی به دستاوردی قابل‌اعتنا می‌رسند رو به افزایش است. بروس وین‌برگ، استاد دانشگاه اوهایو در این باره می‌گوید: «هر چه پیش می‌رویم، میانگین سنی کسانی که واقعا فعالیتی درخور توجه و نتیجه‌بخش انجام می‌دهند، بیشتر و بیشتر می‌شود… به عنوان مثال میانگین سنی که فیزیک‌دان‌ها در آن قادر به دریافت جایزهٔ نوبل می‌شوند، در حال حاضر ۴۸ سال است.».

۶. افراد سالخورده قوای جنسی‌شان را از دست می‌دهند

برای بیشتر ما تصور اینکه افراد سالخورده با یکدیگر هم‌بستر بشوند چندان خوشایند نیست. به همین خاطر فکر می‌کنیم این اتفاق کمتر میان‌شان می‌افتد. اما باز هم دچار اشتباه شده‌ایم، چراکه امروزه این مسئله از هر زمان دیگری رایج‌تر شده است.

نتایج تحقیقات انجام‌گرفته در آمریکا حاکی از آن بوده است که میزان تکرار رابطهٔ جنسی در تمامی گروه‌های سنی رو به کاهش گذاشته است، به‌جز در افراد هفتاد سال به بالا. تحقیق دیگری نشان می‌داد که این افراد، حداقل دو بار در طول ماه با همسرشان رابطهٔ جنسی برقرار می‌کنند. اما علت این مسئله چیست؟

شاید دلیل اصلی این باشد که محدودیت‌هایی که به‌خاطر طبیعت آدمی‌زاد در سنین پیری دست و پای او را می‌بندند، دیگر مسئله‌ساز نیستند. داروها و محصولات مختلفی در دسترس هستند که برای تحریک جنسی و برطرف کردن محدودیت‌های دیگر می‌توان مورد استفاده قرار داد.


حتما بخوانید: ۶ حرکت یوگا که به بهبود رابطه جنسی شما کمک می‌کند


۷. تنهایی در سنین پیری اجتناب‌ناپذیر است

افزایش سن و تنهایی

همهٔ ما احتمالا می‌توانیم تصویر پیرمرد یا پیرزنی را در ذهن تجسم کنیم که نزدیک ایوان خانه‌اش، تنها روی صندلی نشسته و به دوردست خیره شده است. به گذشته فکر می‌کند و خاطراتش در کنار همسر، دوستان و عزیزانش را مرور می‌کند. این تصویر غم‌انگیز برای‌مان چندان غیرعادی نیست.

با وجود اینکه نمی‌توانیم به‌کلی وجود چنین تصویری را انکار کنیم، اما حقیقت این است که تنهایی افراد سالخورده با توجه به تغییرات جوامع امروزی دیگر تقریبا پیش‌پاافتاده و کلیشه‌ای شده است. آن‌ها وقتی بازنشسته می‌شوند، دوباره آزادی‌شان را به دست می‌آورند. این آزادی برای آن‌ها به‌منزلهٔ فرصت جدیدی است که فعالیت‌ها و سرگرمی‌های جدیدی را دنبال کنند. از شرکت در کانون‌های مختص بازنشستگان گرفته تا تفریحات و سفرهایی که از سوی ارگان‌های دیگر برای‌شان تدارک دیده می‌شود. آن‌ها انتخاب‌های زیادی برای فرار از تنهایی و آشنایی با افراد جدید پیش رو دارند. حتی اگر چندان مورد اقبال خانواده‌شان قرار نگرفته باشند. مگر اینکه خودشان میل به تنهایی داشته باشند.

۸. زندگی افراد سالخورده دیگر برای‌شان معنا و مفهومی ندارد

فرهنگ امروزی جوامع کاملا کارمحور است. در واقع این کار ماست که هویت‌مان را تعریف می‌کند و به آن شکل می‌دهد. به همین خاطر، کسانی که بازنشسته و از کارشان جدا می‌شوند، در نظر بسیاری این هویت را از دست می‌دهند. به باور عامهٔ مردم، کسی که کار نمی‌کند، قدرت سازندگی و مفید بودن ندارد، بنابراین بودنش دیگر بی‌معنی است.

اما مثل همیشه حقیقت برخلاف باور عامهٔ مردم است. افزایش سن لزوما با از دست رفتن معنای زندگی همراه نیست. کسی که پا به سن می‌گذارد، می‌تواند خودش را درگیر پیشرفت نوه‌هایش کند و به آن‌ها کمک کند، می‌تواند در کارهای داوطلبانه و خیرانه شرکت کند، می‌تواند وارد سیاست شود و ساده‌تر از همهٔ این‌ها، می‌تواند در حد توانش به دیگران مهر بورزد و به آن‌ها کمک کند.

اینکه فکر کنیم با پیر شدن زندگی‌مان بی‌معنا خواهد شد، اشتباه است؛ در هر سن و سالی که باشیم، با فعال بودن می‌توانیم معنا و مفهومی برای زندگی‌مان قائل باشیم. وینستون چرچیل هفتادساله رهبری ملتش را در کوران جنگ جهانی دوم به عهده گرفت. پل نیومنِ بازیگر، در هشتادسالگی به سراغ کارهای خیرانه رفت. جیمی کارتر، در ۹۴ سالگی هم از تقلا بازنایستاد و با فعالیت‌های بشردوستانه سعی در بهبود اوضاع زندگی مردم جهان داشت.

معنا و هدف کارهایی نظیر این‌ها که به دست افراد سالخورده انجام گرفته‌اند، در مقایسه با کارهایی که بسیاری از ما جوانان انجام می‌دهیم ارزنده‌تر و ثمربخش‌تر است. البته اگر صادقانه و بی‌تعارف به قضیه نگاه کنیم.


حتما بخوانید: ۱۶ متفکر بزرگ جهان درباره هدف از زندگی چه می‌گویند؟


۹. افزایش سن با افسردگی همراه است

افزایش سن و افسردگی

بعضی از افراد سالخورده از افسردگی رنج می‌برند؛ مثل هر گروه سنی دیگری. اما نکته اینجا است که تعداد این افراد بسیار کمتر از آنی است که بیشتر مردم فکر می‌کنند. طبق آخرین بررسی‌های انجام‌شده، از افراد بالای ۶۰ سال در آمریکا تنها ۷٪ از آن‌ها مبتلا به افسردگی بوده‌اند.

نباید فراموش کنیم که سنین پیری چالش‌ها و دشواری‌های مختص به خود را هم به‌دنبال دارد. از مرگ همسر گرفته تا بیماری و ناتوانی‌های جسمی و مسائل دیگر. بنابراین حتی اگر افسرده هم بشوند، دلیل‌شان از گروه‌های سنی دیگر موجه‌تر است. با این اوصاف، با در نظر داشتن تدابیر مناسب می‌توانیم از افسردگی در سنین بالا در امان بمانیم.

باید سعی کنیم روابط خانوادگی‌مان را و همین‌طور روابط‌مان را با دوستان‌مان محکم نگه داریم. باید سعی کنیم در جامعه فعال باشیم و کاری هر چند جزئی به عهده بگیریم. توجه به سلامت جسمی و روحی، ورزش کردن و داشتن تغذیه مناسب هم از دیگر راهکارهای مؤثر هستند.

کلام آخر

افزایش سن آن‌قدرها هم که از دور ممکن است به نظر برسد بد و ناخوشایند نیست. مرحلهٔ تازه‌ای از زندگی است و با ورود به آن زندگی‌مان دستخوش تغییراتی می‌شود. در نهایت رویکرد ما در مواجهه با این تغییرات است که کیفیت زندگی را تعیین می‌کند. اگر سخت بگیریم و در مواجهه با مشکلات خودمان را ببازیم، مطمئنا به دردسر خواهیم افتاد. از سوی دیگر اگر مدارا کنیم و با داشتن ذهینت مثبت خودمان را با فعالیت‌های مختلف مشغول نگه داریم و به سلامتی‌مان اهمیت بدهیم، از این مرحلهٔ زندگی هم سربلند بیرون خواهیم آمد.

نظر شما چیست؟ شما به دوران پیری و سالخوردگی فکر می‌کنید؟ نگرانی یا چیز دیگری در مورد آن هست که آزارتان بدهد؟ اگر نقطه‌نظری دارید با ما و خوانندگان این مطلب در میان بگذارید.


در ادامه بخوانید: کیانو ریوز ۵۴ ساله چطور انقدر جوان مانده است؟


  • تاریخ : 4ام مرداد 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 5 بازدید

گاهی‌اوقات، دردی که حرف‌ها و واژه‌ها به ما تحمیل می‌کنند خیلی بیشتر از دردهای جسمانی و فیزیکی است. مثلا وقتی در کودکی‌مان برادران و خواهران یا هم‌سن‌وسالان‌مان در مدرسه و… آزارمان می‌دادند یا ما را در بازی‌هایشان راه نمی‌دادند و به‌طور کلی به‌نوعی نادیده گرفته می‌شدیم، والدین و بزرگ‌ترها دل‌داری‌مان می‌دادند و می‌گفتند: «عیب نداره… ! بزرگ می‌شی یادت میره!» اما موضوع از این قرار است که فراموش کردن احساسات منفی ناشی از چنین رفتارها و دردهایی بسیار سخت است و تا بزرگ‌سالی ما را همراهی می‌کند. دردهای اجتماعی واقعی‌اند. آثار آزارهای کلامی بلندمدت است و البته دردناک. در ادامه دستاوردهای علمی‌ای را که درباره این موضوع انجام شده‌اند بیشتر بررسی می‌کنیم. با ما همراه باشید.

پژوهش‌ها دربارۀ دردهای اجتماعی واردشده بر ما چه می‌گویند؟

طی دهه‌های گذشته، پژوهش‌ها نشان داده است که دردهای اجتماعی اثراتی جدی بر زندگی‌ ما دارند. حتی کوچک‌ترین آزارهای اجتماعی هم می‌توانند آثاری جدی روی هر فرد عادی داشته باشند. یکی از پژوهش‌هایی که در زمینۀ دردهای اجتماعی و اثر آنها روی افراد انجام می‌شود، برنامه‌ای پژوهشی به‌ نام «سایبربال» (syberball) است. از این برنامه برای مطالعۀ مشکل طرد شدن و کنار گذاشتن از یک جمع، استفاده می‌شود.

درد روحی

در برنامۀ پژوهشی سایبربال یا «توپ‌بازی مجازی»، شرکت‌کنندگان در مطالعه با هم ازطریق رایانه و به‌صورت آنلاین، شروع به توپ‌بازی می‌کنند. هرکس به دیگری، توپ را پرتاب می‌کند و بازی شروع می‌شود. درواقع، این برنامه طوری طراحی شده است که هر فرد خیال می‌کند در حال توپ‌بازی آنلاین با شرکت‌کنندگان دیگر است. بازیکنانِ دیگر افراد واقعی نیستند و ازطریق رایانه، رفتارشان کنترل می‌شود. در میانۀ بازی، دیگر توپی برای فرد ازسوی رایانه پرتاب نمی‌شود.

نتیجۀ مطالعه نشان می‌دهد که در این حالت، در بیشتر افراد، احساس طردشدگی و استرس به‌وجود می‌آید. احساس طردشدگی و بی‌اهمیت واقع شدن فقط در دنیای واقعی رخ نمی‌دهد بلکه می‌توان ردپای آن و اثراتش را در دنیای حقیقی هم مشاهده کرد. مثلا اگر در شبکه های اجتماعی و فضای مجازی حضور داشته باشید، حتما تجربۀ نادیده گرفته شدن برخی پُست‌ها و نوشته‌های خود در این بستر را دارید. این نادیده گرفته شدن موجب شکل‌گیری احساساتی مانند عصبانیت، شکنجه و ضربه خوردن در فرد می‌شود.

به‌طور کلی، نادیده گرفته شدن و مورد بی‌اهمیتی قرار گرفتن، احساسات بسیار منفی و مخربی را در هر فرد ایجاد می‌کند. حتی زمانی که در خیابان به غریبه‌ای لبخند می‌زنید و درمقابل، نگاهی سرد و بی‌تفاوت از او دریافت می‌کنید هم، چنین احساساتی در شما شروع به پا گرفتن خواهد کرد.

پنج دستاورد علمی دربارۀ دردهای اجتماعی

درواقع، اثرگذاری واژه‌ها و لغات منفی و نادیده گرفته شدن در شبکه‌های اجتماعی هم می‌تواند مشکلی مشابه طردشدن‌ها در دنیای واقعی برای هر فرد ایجاد کند. فرقی نمی‌کند که در دنیای واقعی، ما را از جمعی طرد می‌کنند یا در دنیای مجازی، دوستان و آشنایان‌مان ما را کنار می‌گذارند و مورد بی‌توجهی قرار می‌دهند؛ در هر صورت، درد و رنجی که از این موضوع به ما دست می‌دهد بسیار اثرگذار و واقعی خواهد بود. در ادامه با پنج دستاورد علمی روبه‌رو خواهید شد که بر این قضیه صحه می‌گذارند و آن را تأیید می‌کنند.

۱. دردهای اجتماعی و جسمانی ریشه‌های عصبی مشترک دارند

به‌نظر می‌رسد که دردهای اجتماعی و جسمانی با هم تفاوت چندانی ندارند. دانشمندان در پژوهشی، مغز انسان‌ها در هنگام بازی سایبربال یا توپ‌بازی مجازی را از طریق ام.آر.آی (MRI) بررسی کردند و دریافتند که واکنش‌های مغز در هنگام طرد شدن در دنیای مجازی در همان بخش‌هایی به‌وقوع می‌پیوندد که احساس کنار گذاشته شدن از یک جمع واقعی در مغز ایجاد می‌کند.

به عبارت دیگر، هرچند که به‌نظر می‌رسد اثرات شبکه‌های اجتماعی بر مغز متفاوت از اثرات احساسات واقعی در دنیای حقیقی است اما با نگاهی دقیق به این موضوع می‌توان فهمید که چنین نیست. به عبارت دیگر، مغز ما دربرابر محرک‌ها و فشارهای دنیای مجازی و حقیقی، واکنش‌های یکسانی دارد. مثلا در مورد آزمایش سایبربال، فعالیت مغز در قشر سینگولیت قدامی (anterior cingulate cortex) به‌وقوع می‌پیوندد؛ یعنی همان بخشی از مغز که دربرابر طرد شدن در دنیای واقعی هم از خود واکنش نشان می‌دهد.

۲. درد ناشی از دل‌شکستگی، قابل‌اندازه‌گیری است

دختر دل شکسته

همان‌طور که پیش‌تر هم گفته شد، دردهای اجتماعی و احساسی واقعی هستند و روی جسم، اثراتی محسوس و قابل‌اندازه‌گیری دارند. مثلا در پژوهش‌های انجام‌شده، میزان دل‌شکستگی افراد هم قابل‌اندازه‌گیری است. در پژوهشی علمی، واکنش‌های مغزی افراد ازطریق اف. ام. آر. آی (FMRI) در دو حالت بررسی شد. اف. ام. آر. آی فعالیت‌های مغزی را با شناسایی تغییرات مرتبط با گردش خون می‌سنجد.

در حالت نخست، دردی جسمانی به افراد تحمیل شد و با تحریک حرارتی مغز (thermal stimulations)، احساس درد به افراد القا شد. در حالت دوم پژوهش، دردی احساسی و اجتماعی به افراد حاضر در تحقیق منتقل شد؛ به این صورت که تصاویری از افرادی به آنها نشان داده شد که به‌تازگی از زندگی‌شان حذف شده بودند (مثلا عشق یا نامزد یا دوست سابق‌شان که دیگر با آنها در ارتباط نبود). در هر دو حالت از پژوهش، بخش‌های مشترکی از مغز، به درد واکنش نشان می‌داد؛ یعنی بخش اینسولار و قشر حسی-تنی اولیه مغز. درنتیجه، بار دیگر ثابت شد که دردهای اجتماعی و احساسی می‌توانند اثراتی مشابه دردهای جسمانی روی ما داشته باشند.

۳. عادت‌های فردی در واکنش به دردهای اجتماعی و جسمی، ژنتیکی است

بعضی از افراد دربرابر مقولۀ درد و ناراحتی بسیار مقاوم هستند؛ برخی دیگر حتی با بریده شدن انگشت‌شان با کاغذ هم به گریه می‌افتند یا اگر از آنها ایراد بگیرید، آن‌قدر حساس هستند که سریع شروع به گریه می‌کنند. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که ژنی در بدن وجود دارد که موجب بروز واکنش‌ها دربرابر دردهای اجتماعی و جسمانی می‌شود. این ژن (A118G چندریختی) در سیستم اپیوئید یا افیونی مغز قرار دارد. بنابراین از روی علوم زیستی می‌توان نوع واکنش افراد به دردهای مختلف را پیشگویی کرد.

افرادی که دارای آلل جی (G) یا ژن کنترل‌کننده صفت جی هستند، دربرابر دردهای اجتماعی و جسمانی حساس‌ترند و حتی ممکن است بعد از اینکه طرد شدند و مورد بی‌اهمیتی قرار گرفتند، دچار افسردگی شوند. البته احتمال اینکه این دسته از افراد بتوانند در زندگی رابطه عاشقانه داشته باشند بسیار بیشتر از افراد دیگر است؛ علت آن هم تمایل آنها به حفظ رابطۀ نزدیک با طرف مقابل است. ضمن اینکه این افراد کمتر از دیگران به آنهدونیا دچار می‌شوند و در درک لذت و احساساتِ خوشایند قوی هستند. پژوهش‌ها نشان می‌دهد زنان دارای این ژن در یافتن شریک عاطفی موفق‌ترند. اینجاست که گفته می‌شود حساس بودن همیشه هم بد نیست.

۴. مُسکّن‌ها به کاهش دردهای اجتماعی کمک می‌کنند

اثرات دردهای اجتماعی و جسمانی در ما مشابه است. پس می‌توانیم با راهکارهایی مشابه برای رفع هر دو استفاده کنیم. پژوهشگران بعد از انجام بازی سایبربال، از برخی از افراد به‌طور تصادفی خواستند که دارونما مصرف کنند و از برخی هم درخواست کردند استامینوفن (تیلنول) بخورند. نتایج نشان داد دردهای اجتماعی و احساسیِ کسانی که استامینوفن مصرف کرده‌ بودند، به‌طرز قابل‌توجهی کاهش پیدا کرده بود. البته این به‌معنای مُجاز شدن مصرف استامینوفن برای رفع دردهای مذکور نیست، زیرا این دارو، علاوه بر این اثر مثبت، اثراتی منفی هم روی واکنش‌های احساسی به مسائل اجتماعی دارد. مثلا مصرف آن می‌تواند موجب کاهش حس هم‌دردی دربرابر دردهای دیگران شود.

۵. کسانی که تازه عاشق می‌شوند توان تسکین دردها را دارند

دختر غمگین

به‌جای مصرف مُسکّن‌ها می‌توان برای آرام شدن نزد عزیزان رفت. برای اینکه چنین ایده‌ای آزمایش شود، پژوهشگران سه حالت را بررسی و آزمایش کردند. آنها با تحریک گرماییِ مغز افراد، واکنش‌های‌شان را در سه حالت بررسی کردند: در حالت نخست، به افراد، تصویری از عشق‌شان نشان داده می‌شد؛ در حالت دوم، تصویر شخصی که به عشق‌شان شباهت داشت به آنها نشان داده می‌شد؛ در حالت سوم، فعالیتی کلامی درنظر گرفته شده بود تا حواس آنها را از دردی که محرک گرمایی ایجاد می‌کرد، کاملا پرت کند.

در حالت نخست و سوم، میزان درد در افراد کاهش پیدا می‌کرد. البته فقط در فعالیت نخست بود که مغز واکنشی یکپارچه دربرابر احساس دریافت پاداش داشت. به عبارت دیگر، افراد احساس می‌کردند که نتیجۀ تحمل درد با یک پاداش (که همان دیدن تصویر عشق‌شان بود) همراه شده است. افرادی که در این پروژۀ تحقیقاتی حضور داشتند، در ماه‌عسل یا ۹ ماه نخست رابطۀ خویش به‌سر می‌بردند.

نتایج این پژوهش می‌تواند توضیحی بر میل افراد به روابط نه‌چندان جدی بعد از شکست‌های عاطفی باشد. درواقع، بعد از شکست عاطفی، افراد تمایل دارند که وارد رابطه عاطفی موقت و نه‌چندان جدی شوند. علت این است که می‌خواهند به‌نوعی دردهای خود را با رابطه‌ای جدید التیام ببخشند. البته این کار اشتباهی است زیرا هر رابط عاطفی موفق نیازمند عشق و تعهدی عمیق است که با این روش به‌دست نخواهد آمد.

برای رفع دردهای اجتماعی و جسمانی چه باید کرد؟

پسر خسته

درد برای بشر ضروری است. درد باعث می‌شود دربرابر تهدیدهای جسمی و روحی واکنش نشان بدهیم. مثلا درد است که به ما می‌گوید زنگ‌خطر رابطۀ نامطلوبی به صدا درآمده و باید از آن دور شد؛ درد از طردشدگی است که باعث می‌شود کاری برای بهبود روابط‌‌مان با دیگران ترتیب بدهیم. شاید مُسکّن‌ها بتوانند دردهای جسمی و روحی را کاهش بدهند اما برای رفع ریشه‌ای مشکل کافی نیستند. برای درمان کامل دردها باید منبع‌شان را شناسایی کنیم.

آیا دقت کرده‌اید که در بیشتر موارد، اهمیتی که به دردهای اجتماعی و احساسی داده می‌شود، به‌اندازۀ توجه به دردهای جسمی نیست؟! برای مراقبت از خود و اطرافیان‌مان باید دربرابر دردهای اجتماعی و احساسی هم حساسیتی مشابه نشان دهیم. اگر هم این دردها برای کسی دیگر رخ می‌دهد سریعا از جملۀ کلیشه‌ایِ «تو بیش‌ازحد حساسی» استفاده نکنیم. اگر به‌اندازۀ کافی عشق و احترام دریافت می‌کنید، باید یادتان باشد که دردهای اجتماعی هم مانند دردهای جسمانی آزاردهنده هستند. باید همیشه مواظب دیگران باشیم که به چنین دردهایی گرفتار نشوند. فرقی نمی‌کند که با افراد دیگر در شبکه‌های اجتماعی در ارتباط هستیم یا با همسایۀ دیواربه‌دیوارمان؛ در هر حال، باید مراقب یکدیگر باشیم.


در ادامه بخوانید: ۳ سؤالی که قبل از انتشار سلفی‌هایتان، باید از خود بپرسید


  • تاریخ : 4ام مرداد 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 4 بازدید

حرفۀ آشپزی فن و هنر است. ترکیب موادغذایی مختلف و طبخ آنها به‌راستی که کار آسانی نیست. هرقدر هم که در آماده‌سازی غذا بیشترین دقت را به‌خرج دهیم، گاهی داشتن دستگاه گوارش ضعیف‌تر، مشکلاتی را به‌وجود می‌آورد. اینجاست که علاوه بر تسلط بر این هنر، باید از ماهیت موادغذایی و نتیجۀ ترکیب آنها با یکدیگر هم آگاه باشیم. با ما همراه باشید تا نکاتی دربارۀ چگونگی آماده کردن غذا برای هضم بهتر را با شما در میان بگذاریم. با ما همراه باشید.

چرا باید به مصرف موادغذایی نظم دهیم؟

همۀ غذاها ساختار مشابهی ندارند. آنها دارای ترکیب موادمغذی گوناگونی هستند که پس از مصرف، واکنش‌های متفاوتی را در بدن ایجاد می‌کنند. برخی غذاها بهتر از بقیه با هم ترکیب می‌شوند و هم‌کوشی بهتری در طعم، هضم و جذب موادمغذی با یکدیگر دارند.

هر غذایی منحصربه‌فرد است؛ پس ترکیب آنزیم‌های گوارشی متفاوتی هم برای هضم آنها لازم است. حتی گاهی غذاهایی که ترکیب ماکرونوترینت مشابهی با هم دارند، به شرایط هضم متفاوتی نیاز دارند. مثلا کربوهیدرات موجود در سیب زمینی با کربوهیدرات سبزیجات ریشه‌ای نشاسته‌دار مثل هویج شبیه نیست.

عملکرد آنزیم‌های گوارشی ما برای جذب و دریافت موادمغذی موجود در وعده‌های غذایی‌مان تعیین‌کننده است. بنابراین، اگر به‌دنبال جذب بیشترین میزان موادمغذی باشیم، باید وعده‌های غذایی را با توجه به آنزیم‌ها مصرف کنیم. آنزیم‌های گوارشی مسئول ساخت ترکیبات شیمیایی گوارش هستند و بسته به گروه غذایی و غذاهای خاص، تغییر خواهند کرد.

تفاوت‌ها در قدرت هضم

برخی مردم قدرت هضم قوی‌تری دارند. اهمیت توجه به ترکیب غذایی وقتی آشکارتر می‌شود که قدرت هضم بدن ضعیف‌ باشد. این کار به هضم، جذب و دفع مؤثرتر در دستگاه گوارشی کمک می‌کند. کاراییِ این فرایند موجب جذب کافی موادمغذی در هر وعدۀ غذایی خواهد شد.

یک وعدۀ غذایی حجیم شامل ۳ ماکرونوترینت در گونه‌های متعدد، برای اکثر دستگاه‌های گوارشی سنگین و سخت است. هر مادۀ خوراکی حاوی اطلاعاتی منحصربه‌فرد است؛ درست مثل بارکدی که هنگام صرف موادغذایی، اطلاعات و دستورالعمل‌های لازم را فعال می‌کند.

خوردن غذاهای مختلف به‌صورت هم‌زمان، حجم اطلاعات زیادی را به دستگاه گوارشی برای درک موقعیت سرریز می‌کند. اغلب در چنین مواردی دستگاه گوارشی در پردازش همۀ آنها به‌صورت یکجا دچار مشکل می‌شود. درنتیجه، ممکن است دستگاه گوارشی برای هضم طیف وسیعی از موادغذایی با اشکال روبه‌رو شود. این وضعیت باعث آهسته پیش رفتن فرایند گوارش می‌شود. با کاهش سرعت هضم، ارزش موادغذایی پایین می‌آید و در معرض تخمیر باکتریایی قرار می‌گیرد.

با دریافت موادمغذی کافی، زندگی شاد، پرانرژی‌، خلاقانه، با انگیزه و بهتری خواهیم داشت. پس برای دریافت بهینۀ موادمغذی از هر وعدۀ غذایی، بهتر است به چگونگی مصرف غذاهای‌مان نظم دهیم.

چطور باید به مصرف موادغذایی نظم دهیم؟

ترتیب مصرف مواد غذایی

چگونگی مصرف غذا شامل این موارد می‌شود:

  • ترتیب؛
  • ترکیب؛
  • میزان.

این عوامل روی چگونگی هضم غذا و جذب هرچه‌بیشتر موادمغذی تأثیرگذار هستند.

۱. ترتیب مصرف خوراکی‌ها

میوه‌ها و غذاهای شیرین با غذاهای پروتئین دار و نشاسته‌دار ترکیب خوبی نخواهند داشت؛ از طرفی با سبزیجات نیز سازگار نیستند. هضم میوه‌ها دشوار است. درنتیجه، با تحلیل رفتن دستگاه گوارش، هضم سایر مواد غذایی هم ناقص می‌شود و فقط تخمیر می‌شوند. این مسئله باعث بروز نشانه‌های نامطبوع و دل‌درد می‌شود.

در بسیاری از فرهنگ‌ها پس از صرف غذای اصلی، دسر سرو می‌شود. اما برخی مردم با خوردن دسر دچار دل‌درد می‌شوند. مصرف میوه پس از هر وعدۀ غذایی موجب فشار آوردن به دستگاه گوارشی بدن می‌شود. این مسئله به اختلال در دریافت موادمغذی خواهد انجامید.

توصیه می‌شود میوه‌ها را به‌صورت میان‌وعده یا در یک وعدۀ غذایی جدا و یا پیش از صرف وعدۀ غذایی اصلی میل کنید.

بهتر است مصرف منابع پروتئین پیش از هر ماکرونوترینت دیگر صورت گیرد. هضم پروتئین و به‌ویژه پروتئین حیوانی بسیار سخت است. تفکیک این ماده به «پپسین» (اسید معده) زیادی نیاز دارد. مصرف گوشت بعد از گروه‌های غذایی دیگر می‌تواند موجب هضم ناکارآمد آن شود.

ازآنجاکه هضم پروتئین به محیط بسیار اسیدی‌ای نیاز دارد، ترکیب آن با نشاسته اصلا ایدۀ خوبی نخواهد بود، چون نشاسته برای هضم به محیطی قلیایی نیاز دارد. این محیط گوارشی رقابتی با نتایج منفی همراه خواهد بود که به‌ویژه به دستگاه گوارش آسیب می‌زند. قطعا حدس می‌زنید که راجع‌به چه عوارضی صحبت می‌کنیم: نفخ، گاز معده، سوءهاضمه و ناراحتی روانی.

اگر چنین وضعیتی به‌صورت مرتب پدیدار شود، خطر کاهش جذب موادمغذی، سوء تغذیه و اختلال میکروبیوم‌ها (مجموع ژنوم تمامی میکروب‌هایی است که بدن انسان میزبان آنها است) افزایش می‌یابد.

نظر به اینکه مصرف پروتئین به‌صورت جداگانه، وعده‌ای کسالت‌آور و نامطلوب خواهد بود، بهترین کار ترکیب این ماده با چیزی خوش‌طعم، مغذی و مکمل است.

۲. ترکیب خوراکی‌ها با هم

ترکیب بهتر مواد غذایی

به‌منظور لذت بردن از غذا و دریافت بیشترین میزان مواد مغذی، می‌توانیم برخی غذاها را با هم ترکیب کنیم. همه می‌دانند که گوارش ساده‌ترین غذاها همیشه راحت است، به‌ویژه برای کسانی که دستگاه گوارش ضعیف‌تری دارند.

به‌دلیل ترکیب نامتعادل مواد پروتئینی با مواد نشاسته‌دار، بهتر است این مواد با دیگر گروه‌های غذایی ترکیب شوند تا بهتر هضم شوند.

سبزیجات برگ‌دار برای هضم پروتئین بسیار عالی هستند. چون سبزیجات به پپسین کمتری برای هضم نیاز دارند، اسید باقی‌مانده برای هضم پروتئین کافی خواهد بود. سبزیجات علاوه بر دادن طعم مطبوع به انواع گوشت‌، دارای مزیت کاربردی نیز هستند.

سبزیجات دارای موادمغذی برای کبد هستند که ازقضا سوخت و ساز پروتئین نیز وارد آن می‌شود. سبزیجات برگ‌دار مثل کلم‌برگ، آب‌تره (گیاهی از تیرهٔ شب‌بوها با مقدار زیاد آهن، کلسیم و اسیدفولیک) و جعفری منابع غنی ویتامین A هستند. این ویتامین برای استفادۀ مؤثر از پروتئین در بدن ضروری است. این فرایند سبب می‌شود که موادمغذی بیشتری دریافت کنیم.

وعدۀ غذایی سرشار از پروتئین حیوانی، بسته به نوع برش آن، دارای چربی اشباع‌شده است. هضم گوشت بسیار دشوار است و باوجود چربی اضافه، این کار دشوارتر هم خواهد شد. گوشت در زمان طبخ با روغن، چربی اضافی را به خود جذب کرده و موجب طولانی‌تر شدن عمل گوارش خواهد شد.

هرچند نشاسته ترکیب مناسبی با پروتئین نیست، اما هضم آن با همراهی سبزیجات، چربی، روغن و سبزیجات غیرنشاسته‌ای راحت‌تر خواهد بود. باوجود این، مصرف دو نوع نشاسته در یک وعدۀ غذایی به‌دلیل نیاز داشتن به دو محیط گوارشی متفاوت، مانع هضم کارآمد آنها مواد می‌شود. بنابراین، مصرف غذایی که هم سیب‌زمینی شیرین و هم هویج‌وحشی دارد، قدرت دستگاه گوارش را پایین می‌آورد.

جایگزینی سیب‌زمینی یا هویج با کدو اسکواش یا سبزیجات دیگر بسیار مفید خواهد بود.

احتمالا شنیدن این موضوع که ترکیب چربی‌ها با نشاسته‌ سازگاری دارد، خیال‌تان را راحت می‌کند. این ترکیب در فرایند هضم مشکلی به‌وجود نخواهد آورد. پس با خاطری آسوده از خوردن نان و کره لذت ببرید (البته، حفظ تعادل فراموش نشود).

چربی‌هایی با پروتئین بالا (مثل پنیر، ماست، آجیل و دانه‌ها) ترکیب بسیار خوبی با سبزیجات و سبزیجات بدون نشاسته به‌وجود می‌آورند. یک سالاد دلچسب معمولا با پنیر خوشمزه‌ای مثل پارمسان و آجیل و دانه‌های فراوان همراه می‌شود. این ترکیب بی‌نظیر است.

علاوه بر این، چربی‌های مملو از پروتئین با میوه‌های ترش مثل توت فرنگی، سیب، گریپ فروت و لیمو ترکیب مناسبی است و هم‌افزایی دارند. یکی از دسرهای محبوب در میان اکثر مردم، ترکیب خامه و توت‌فرنگی است. درواقع، اسید موجود در میوه‌های ترش به هضم بهتر چربی و همین‌‌طور به هضم بهتر ترکیبات پروتئینی کمک می‌کند.

۳. میزان مصرف خوراکی‌ها

میزان مصرف مواد غذایی

چون معمولا پروتئین و نشاسته با هم مصرف می‌شوند، گاهی صرف‌نظر کردن از این ترکیب دشوار است. تلفیق پروتئین و نشاسته با هم ایدئال نیست، اما با تنظیم مقدار آنها نتیجۀ بهتری می‌توان گرفت.

هضم مکمل پروتئین (اگر به مقدار کم مصرف شود) بسیار آسان‌تر خواهد بود. مثلا ترکیب برنج و لوبیا به‌نوعی طیف وسیعی از ترکیب آمینو اسیدها را فراهم می‌کند. بهتر است برای هضم بهتر، هنگام ترکیب این دو مواد، نسبت پروتئین به نشاسته را یک به دو قرار دهیم. البته، هرچه مقدار نشاسته بیشتر باشد، بهتر خواهد بود مثل نسبت یک به هفت.

در آخر باید این نکته را خاطرنشان کرد که دستگاه گوارش انسان‌ها می‌تواند با یکدیگر متفاوت باشد؛ معدۀ برخی حساس‌تر و ضعیف‌تر است و بنابراین به مراقبت و آگاهی بیشتری نیاز دارد. اگر دچار مشکلات گوارشی هستید، لیست غذاها و ترکیبات آنها را تا چند روز یادداشت کنید. درصورت لزوم با پزشک نیز مشورت کنید. شما تجربه ای درمورد ترکیب یا ترتیب نامناسب مواد غذایی با یکدیگر داشته‌اید؟ آیا تا به حال ترکیب دو ماده غذایی در عملکرد دستگاه گوارشتان اختلال ایجاد کرده است که ما در این مطلب به آن اشاره نکرده باشیم؟‌ تجربه‌ها و نظرات خود را با ما در میان بگذارید.


در ادامه بخوانید: ۱۶ خوراکی سالم که در صورت زیاده‌روی به سلامت شما آسیب می‌رسانند


  • تاریخ : 4ام مرداد 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 4 بازدید

اینکه کودک را از چه سنی به مهدکودک ببریم، یک تصمیم شخصی است و می‌تواند به عوامل متعددی بستگی داشته باشد. مدت‌زمان مرخصی زایمان شما، توانایی همسرتان برای گرفتن مرخصی، پشتوانۀ مالی و اینکه آیا برای مراقبت از کودک خود گزینه‌های دیگری، مانند اقوام، در اختیار دارید یا خیر،‌ می‌توانند از جمله عوامل موثر بر تصمیم گیری شما برای تعیین زمان فرستادن کودکتان به مهدکودک باشند. اما از چه سنی می توانیم کودکان را به مهدکودک بفرستیم؟‌ بهتر است برای نوزادمان پرستار بگیریم یا او را به مهدکودک بفرستیم؟ ما به‌عنوان والدین از کی باید به فکر انتخاب مهدکودک یا پرستار مناسب برای فرزندمان باشیم؟ برای رسیدن به پاسخ این سؤالات تا انتهای این مقاله با ما همراه باشید.

هرچه پدر یا مادر مدت‌زمان بیشتری بتوانند کنار کودک تازه‌متولدشدهٔ خود بمانند، بهتر می‌توانند در او احساس امنیت ایجاد کنند. پدر و مادر باید تا زمانی که جای بند ناف نوزاد کاملا بهبود می‌یابد و الگوهای تغذیه کودک و نیز خواب کودک به‌خوبی مشخص می‌شود،‌ منتظر بمانند. همچنین، این کار کمک می‌کند که تازگیِ وضعیت جدید، هم برای نوزاد و هم برای والدین برطرف شود.

اما بسیاری از مادران شاغل تنها پس از چند ماه مرخصی باید به محل کار خود بازگردند؛ اعضای خانواده به درآمد آنها وابسته هستند و نمی‌توانند تا زمانی‌ که نوزادشان بزرگ‌تر شود، منتظر بمانند. ازطرفی بسیاری از مهدکودک‌ها کودکان زیرِ ۶ هفته را قبول نمی‌کنند. همچنین بسیاری از این مراکز هم از امکانات و تسهیلات مناسبی برخوردار نیستند تا بتوانند از نوزادانی که زودتر از موعد متولد شده‌‌اند یا در این سن بسیار حساس، به مراقبت‌های پزشکی نیاز دارند، به‌طور ویژه مراقبت کنند.

زمان انتخاب مهدکودک یا پرستار مناسب

سن مهدکودک، کودکان

شاید تعجب کنید، اما والدین باید از زمانی که مادر دوران بارداری خود را می‌گذراند، مهدکودک یا پرستار مناسب کودک خود را پیدا کنند.

اگر بلافاصله بعد از گذراندن دورهٔ مرخصی زایمان‌تان باید کارتان را از سر بگیرید، بهتر است هرچه زودتر مهدکودک یا پرستار مناسب فرزندتان را پیدا کنید. بدین‌ترتیب بهتر می‌توانید با مشکلات مراقبت از کودک و دوره نقاهت پس از زایمان کنار بیایید. همچنین بعد از بازگشت به محل کارتان راحت‌تر احساسات خود را کنترل خواهید کرد.

ویژگی‌های مهدکودک یا پرستار مناسب

برای بررسی مهدکودک‌ها و پیداکردن مهدکودک مناسب، باید سؤالات مختلفی از خود بپرسید و موارد متعددی را بررسی کنید. مهم‌ترین مسئله، بررسی مجوز مرکز است،‌ بعد از آن باید صلاحیت کارکنان و به‌ویژه مربیان را برای کار در مهدکودک بررسی کنید. همچنین باید این نکته را هم در نظر بگیرید که نسبت تعداد کودکان به کارکنان چقدر است،‌ برنامه کاری مهدکودک به چه صورت است و روزها در این مهد چگونه سپری می‌شوند. والدین زمانی‌ که در محل کار خود هستند، باید از وضعیت مراقبتی کودکان خود مطمئن و آسوده‌خاطر باشند.

بهتر است از کودکان تازه متولد شده (تا یک سالگی) به‌طور مستقیم مراقبت شود زیرا وقتی که پرستار به نیازهای آنها توجه نشان می‌دهد، بهتر رشد می‌کنند. بنابراین در این مرحله از رشد کودک،‌ گرفتن پرستار در خانه بهترین گزینه است. در این حالت، پرستار به‌سرعت به نیاز کودک پاسخ می‌دهد. بنابر توصیه انجمن رشد کودک، بهترین نسبت تعداد پرستار به کودکان، برای نوزادان (تا ۱۲ ماهگی) یک به چهار است،‌ یعنی هر چهار کودک یک پرستار داشته‌باشند. برای کودکان بیش از یک سال، این نسبت نباید بیش از ۸ کودک باشد،‌ یعنی حداکثر به ازای هر ۸ کودک بالای یک سال باید یک پرستار وجود داشته باشد.

احساس وابستگی و اعتماد به پرستاران برای نوزادانِ تا ۱۸ ماهه بسیار مهم است. در این مرحله از سن کودک، او به توجه دائمی نیاز دارد. آنها همچنین برای اینکه بتوانند به پرستار خود اعتماد کنند، به زمان نیاز دارند. در ضمن، محیط نگهداری کودکان باید تمیز و امن باشد، چون آنها شروع به کشف و شناسایی دنیای اطراف خود می‌کنند.

مؤسسهٔ ملی بهداشت کودکان و توسعهٔ انسانی در سال ۲۰۰۹ گزارشی دربارۀ این موضوع ارائه داد. بر پایۀ این گزارش، پیوند عاطفی بین نوزادان و مادران‌شان، تا زمانی‌ که در خانه از نوزاد به‌خوبی مراقبت شود، سست نمی‌شود. همچنین مادامی‌که در مهدکودک‌ به نوزادان بسیار توجه و محبت شود و تعاملات شادی با پرستاران خود داشته باشند، می‌توانند از رشد خوب و مناسبی برخوردار شوند. وجود پرستار شایسته برای تأمین نیاز‌های کودک بسیار مهم است. پرستار باید بتواند به‌آسانی به کودکان ابراز علاقه کند و تمام مراحل رشد کودک را بفهمد.

توجه به گزینه‌های مختلف مراقبتی

والدین، دست‌کم تا زمانی‌که کودک بزرگ‌تر شود، باید گزینه‌های دیگری برای مراقبت از او را هم درنظر بگیرند، مانند استخدام پرستار حرفه‌ای یا نگهداری خودشان از نوزاد.

تمام فواید و معایب گزینه‌های مراقبتی کودکان را درنظر داشته باشید، مانند هزینه‌ها، انعطاف‌پذیری، توجه به کودک و عوامل دیگری که برای‌ خودتان مهم است.

ممکن است اولین روزها و هفته‌هایی که کودک‌تان را به‌دست پرستار می‌سپارید، بسیار سخت باشد. ممکن است احساس نگرانی، ترس یا حتی حسادت کنید. تمام این احساسات طبیعی هستند. اما وقتی می‌بینید که از کودک‌تان به‌خوبی مراقبت می‌شود و خودتان آرامش بیشتری دارید، به این نتیجه می‌رسید که تصمیم خوبی گرفته‌اید.

چنانچه دربارۀ مهدکودک یا پرستار فرزندتان حس خوبی نداشتید، به احساس‌تان اعتماد کنید. شما مجبور نیستید حتما کودک‌تان را در همان مهدکودکی بگذارید که انتخاب کرده‌اید. کاری را انجام دهید که برای شما و خانواده‌تان بهترین انتخاب است. خوشبختانه روش‌های مختلفی هست که با آنها متوجه شوید مهدکودک مناسبی برای فرزندتان انتخاب کرده‌‌اید و آن مؤسسه از بهترین کیفیتِ مراقبتی برخوردار است یا خیر. بنابراین اگر لازم است که فرزندتان را حتما به مهدکودک بسپارید، نگران نباشید و با توجه به نکات بالا بهترین گزینه را انتخاب کنید.


در ادامه بخوانید: توصیه‌های آلبرت اینشتین برای افزایش هوش و خلاقیت کودکان


صفحه 10 از 146
»... قبلی 6789101112131415 بعدی 203040...«