اخبار فناوری

چشم برتر | جدیدترین اخبار IT و فناوری اطلاعات

  • تاریخ : 13ام مرداد 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 3 بازدید

«بعد از اینکه ۲۶سال قبل، هردو مرتکب خیانت شدیم با هم قرار گذاشتیم که دیگر غریبه‌ای را به رابطه‌مان وارد نکنیم. همسرم بیشتر از دو سال است با زنی از دوران دبیرستان نوعی رابطۀ دوستی برقرار کرده است.» اینها حرف‌های زنی است که نزد روان‌شناس خود رفته است. او پرسیده است آیا بعد از کشف رابطۀ پنهانی شوهرش با یک آشنای قدیمی، می‌تواند همچنان به شریک زندگی‌اش اعتماد کند یا نه؟ با هم شرح ماجرا و پاسخ درمانگر را می‌خوانیم تا به پاسخ این سؤال برسیم که «آیا بعد از خیانت همسرتان همچنان می‌توانید به او اعتماد کنید؟». با ما همراه باشید.

شرح‌حال

روان‌شناس محترم!

بیست و شش سال قبل، من و شوهرم در زندگی مشترک‌مان ـ که حالا ۵۰ سال از شروع آن می‌گذرد ـ تجربۀ سختی را از سر گذراندیم. هر دوی ما خیانت کردیم، اما می‌دانستیم که عاشق یکدیگریم. بنابراین به مشاوره مراجعه کردیم تا یاد بگیریم چطور در زندگی مشترک‌مان صادق باشیم و به یکدیگر اعتماد کنیم. به هم قول دادیم که به هیچ غریبه‌ای حق ندهیم به حریم مشترک ما وارد شود.

من به این قول وفادار ماندم. اما به‌تازگی متوجه شده‌ام که بیشتر از دو سال‌ و نیم است که شوهرم با زن مجردی ارتباط تلفنی دارد. آنها همدیگر را از زمان دبیرستان می‌شناخته‌اند. به گفتۀ همسرم، آنها رابطهٔ جنسی نداشته‌اند، اما شوهرم به خانۀ او رفته و برایش ناهار برده است. شوهرم می‌داند من از این زن خوشم نمی‌آید چون به شوهرم ابراز علاقه کرده است. همسرم می‌گوید از این ارتباط حرفی نزده است چون فکر می‌کرده است من عصبانی خواهم شد.

باوجودِاین، او دربارۀ مدت‌زمانی که با این زن در ارتباط بوده است، به من دروغ گفت. در ابتدا گفت از این ماجرا ۶ ماه می‌گذرد، اما وقتی گفتم که تلفنش را چک خواهم کرد، قبول کرد که بیشتر از دو سال است با او ارتباط دارد. از او پرسیدم آیا برای خوردن ناهار یا کار دیگری بیرون رفته‌اند؟ او پاسخ داد: «هرگز». بعد من از او پرسیدم آیا تا به حال به خانۀ آن زن رفته است. او جواب داد که فقط یک بار برای او ناهار برده است.

نمی‌توانم در این موقعیت، موضوع را تجزیه‌وتحلیل کنم. او می‌گوید که عاشق من است، اما من خلأ بزرگی درونم احساس می‌کنم. با‌ توجه به گذشته‌ای که داشتیم، اعتمادْ برای من موضوع بسیار مهمی است.

لیندا ـ کالیفرنیا

اعتماد به همسر

پاسخ روان‌شناس

لیندای عزیز!

بعد از مدت‌ها تلاش برای ساختن اعتماد و امنیت در زندگی مشترک‌تان، می‌توانم تصور کنم که تجربۀ دوبارۀ خیانت از طرف همسرتان تا‌ چه‌ اندازه دردناک است. برای اینکه ببینیم چه اتفاقی افتاده، بهتر است موقعیت فعلی را از خیانت پیشین، که هر دوی شما در آن دخیل بوده‌اید، جدا کنیم. باید ببینیم در حال حاضر بین شوهر شما و هم‌کلاس سابقش چه اتفاقی در حال رخ دادن است. پیش از آن، باید به موضوع اعتماد و معنای آن نگاهی بیندازیم.

تحلیل روان‌شناس

به نظر می‌رسد بعد از خیانت‌هایی که ۲۶ سال پیش رخ داده است، هر دوی شما به این نتیجه رسیده‌اید که اعتماد یعنی «هیچ غریبه‌ای حق ورود به رابطه را ندارد». انگار با جلوگیری از ورود غریبه‌ها خواسته‌اید مرزی ایمن دُورِ رابطه‌تان بکشید. اما دوام رابطه سالم به این نیست در ارتباط با غریبه‌ها چه رخ می‌دهد یا نمی‌دهد. دلیل دوام این رابطه‌ها آن چیزهایی است که بین دو نفرِ دخیل در رابطه اتفاق می‌افتد یا نمی‌افتد.

البته، فراهم کردن شرایط برای ماندن طرفین در رابطه، بسیار سخت‌تر از دور نگه داشتن بقیه از رابطه‌مان است، چون نگه داشتن شریک زندگی‌مان درون رابطه با آسیب‌ها و صدمات بیشتری همراه است. وضع قوانین دربارۀ دیگران کار بسیار ساده‌تری است تا اینکه با آدمی که درست در کنار شماست رو‌به‌رو شوید. در مورد سؤال شما، من فکر می‌کنم آنچه بین شما پیش آمده، کمتر به آن زن مربوط است؛ بیشتر به چیزی ناگفته بین شما دو نفر ربط دارد.

دلایل خیانت

در طول حرفۀ روانشناسی خود شاهد این بوده‌ام که افراد به‌ندرت دقیقا موضوع پریشانی‌شان را با همسر خود در میان می‌گذارند. در عوض، تنهایی، ترس یا آزردگی خود را به روش‌های دیگری نشان می‌دهند. به همین دلیل، گاهی دلایل خیانت را باید در زندگی مشترک جست‌وجو کرد. چنین احساساتی می‌توانند شرایط خیانت در رابطه را پدید آورند: احساس دورافتادگی، احساس دخالت یا کنترل بیش‌ از اندازه، اجتناب از هم یا ناتوانی در برقراری ارتباط، فرار از کشمکش‌های مداوم.

در موارد دیگر، خیانت به چیزی درونی برمی گردد، مثلاً مشکل ریشه‌دار با صمیمیت (ترس از صمیمیت) و آسیب‌پذیری، الگوهای ناکارآمد اصلاح‌نشده از زمان کودکی، احساس عدم‌امنیت و تردید دربارۀ ارزش فردی یا واکنشی به فقدانی بزرگ. گاهی افراد احساس افسردگی یا اضطراب حل‌نشده‌شان را از طریق منحرف کردن حواس با یک خیانت آرام می‌کنند. دیگرانی هستند که به خیانت اعتیاد دارند و از این کار به‌نحوی استفاده می‌کنند که دیگران ممکن است از الکل، داروها، غذا یا خریدهای وسواسی و بی‌اختیار استفاده کنند.

خیانت؛ خیال یا واقعیت؟

زمانی که مردم احساس می کنند به آنها خیانت شده است، آن‌قدر درگیر آزردگی و اضطراب می‌شوند که توجه خود را به فردی که فکر می‌کنند به آنها خیانت کرده است، از دست می‌دهند. درعین‌حال، آن‌قدر درگیر خشم و حق‌به‌جانبی می‌شوند که توجه‌شان را به خودشان هم از دست می‌دهند و به‌جای آن، روی جزئیات خیانت تمرکز می‌کنند، جزئیاتی مثل این: آیا رابطهٔ فیزیکی بین آنها وجود داشته است؟ چه‌مقدار رابطۀ فیزیکی؟ چند مرتبه تلفنی با یکدیگر حرف زده‌اند؟ با هم غذا خورده‌اند؟ چه غذایی خورده‌اند؟ اگر در جزئیات خیانت که می‌توانند دردآور و گیج‌کننده باشند به دام بیفتید، فرصت یافتن پاسخ پرسش‌های مهم‌تر را از دست می‌دهید، مانند اینکه «بر سر هرکدام از ما چه آمده است؟».

سؤال بالا بحث را به موضوع اعتماد بازمی‌گرداند. قابل‌اعتماد بودن به معنی صادق بودن است، اما در کنار آن به توانایی شما در پذیرش صداقت همسرتان نیز بازمی‌گردد. اگر همسرتان برای در میان گذاشتن حقایق با شما، به شما اعتماد نداشته باشد، ممکن است شرایطی را فراهم کند که اعتماد شما را نیز سلب کند. یعنی او ممکن است دست به پنهان‌کاری بزند.


حتما بخوانید: راههای جلب اعتماد همسر؛ چه کار کنیم تا همسرمان چشم بسته اعتماد کند؟


راه‌حل چیست؟

وقتی در بحث با شوهرتان، تماس‌های تلفنی او را پیش کشیدید، او اطلاعات مهمی را با شما درمیان گذاشت: او به شما دربارۀ این رابطه چیزی نگفته بود، چون می‌ترسید که شما واکنش بدی نشان دهید. در حال‌ حاضر، شما به همسرتان اعتماد ندارید اما او نیز ممکن است به شما اعتماد نداشته باشد. او ممکن است نتواند به ظرفیت‌تان برای تحمل ابراز حقیقتش اعتماد کند؛ پس نمی‌تواند آزادانه آن را با شما در میان بگذارد.

شوهر شما چه حقیقتی را دارد از شما پنهان می‌کند؟ ممکن است در تنگنای حدومرزهایی قرار گرفته باشد که در تعریف «غریبه‌ها» داشته‌اید. حریمی که هر دوی شما ۲۶ سال قبل برای رابطه‌تان تعریف کردید، محدودیت‌های جدی غیرواقع‌بینانه‌ای دربارۀ دوستی با جنس مخالف داشت. همان حریم اکنون به او احساس خفگی داده است. زندگی مشترک با حد‌و‌مرزهایی سازگار است که نه خیلی آزاد و نه خیلی بسته باشند؛ نه اقیانوسی وسیع، نه تُنگی کوچک، بلکه آکواریومی جادار اما محصور. ممکن است با وجود علاقهٔ آن زن به همسرتان، رابطهٔ آنها واقعا در حد دوستی ساده باشد. در ادامه، همین دوستی چیزی بوده که همسرتان احساس کرده است باید از شما پنهان کند، زیرا می‌دانسته است که با آن مخالفت می‌کنید.

پذیرا شدن برای دانستن حقیقت

اگر به صداقت او اجازهٔ ابراز می‌دادید (چه این صداقت به‌معنای دوستی میان آن‌دو یا چیزی فراتر از آن بود)، متوجه می‌شدید که رابطهٔ همسرتان با این زن برایش به چه معناست. شاید با بالا رفتن سن و مواجهه با امکان مرگ، ارتباط با گذشته برای او اهمیت پیدا کرده است. مثلا دوست دارد با کسی حرف بزند که در جوانی او را می‌شناخته است یا کسی که پدر و مادرش را وقتی جوان بوده‌اند، دیده است. شاید او در تقلای حفظ ارزش یا قدرتی است که دارد از دست می‌دهد، مثلا ترس از رنگ باختن هویت یا جذابیت یا توانمندی. گاه آدم‌ها وقتی پا به سن می‌گذارند، به چنین حالاتی دچار می شوند. به همین دلیل، تحسینِ این زن اعتماد به نفس همسرتان را بالا می‌برد یا کمکش می‌کند که با از دست دادن جوانی‌اش کنار بیاید.

آیا هنوز می‌توانم به همسرم اعتماد کنم

شاید او چیزی را به‌ دست می‌آورد که در بخش‌های دیگر زندگی‌اش پیدا نمی‌کند: احساس دیده شدن، درک شدن، مورد احترام بودن و لذت‌بخش بودن. شاید هم دلیل کاملا متفاوتی از آنچه گفتیم داشته باشد. در هر صورت، تا وقتی که به‌جای پذیرا بودن برای دانستن حقیقت (همان حقیقتی که او درون خودش تجربه کرده و فکر کرده است باید از شما پنهانش کند)، درگیر جزئیات خیانت شوید، هرگز از دلیل آن رابطه باخبر نخواهید شد.

سخن آخر

باید بپذیریم که به‌خاطر خودمان است که دوست داشته می‌شویم و به ما احترام گذاشته می‌شود. هیچ احساسی بهتر از این نمی‌تواند ما را به دیگری نزدیک کند. آنچه از پاسخ من آموخته‌اید، به‌‌احتمال‌ِ زیاد به شما کمک می‌کند به هم نزدیک شوید؛ به این شرط که زمینه‌های لازم برای اعتماد کردن را فراهم کنید. زندگی مشترک (یا دست‌کم آن نوع از زندگی مشترک که بیشترین رضایت از آن حاصل می‌شود) نهادی پویا و رَوَنده است که در طول زمان دگرگون می‌شود. در این نوع زندگی، به‌جای مقاومت در برابر تغییرات، از آن استقبال می‌‌شود. به همین‌ خاطر است که عشق (یا دست‌کم آن نوع از عشق که ما را به‌سمت رشد سوق می‌دهد) به‌طرز شگفت‌آوری بادوام است. به نظر می‌رسد که شما از چنین عشق بادوامی برخوردارید. کافی است با فراهم کردن فضایی برای درک حقایق یکدیگر، رابطه‌تان را غنا ببخشید.


در ادامه بخوانید: چرا صداقت همیشه بهترین سیاست نیست؟


  • تاریخ : 13ام مرداد 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 2 بازدید

انسولین هورمونی است که به سلول­‌ها کمک می­‌کند تا از گلوکز (قند) برای تولید انرژی استفاده کنند. انسولین مانند کلیدی عمل می­‌کند که اجازهٔ ورود قند از خون به سلول‌ها را می‌دهد. در دیابت نوع ۱ بدن انسولین تولید نمی­‌کند. در دیابت نوع ۲ بدن نمی‌تواند به‌درستی از انسولین استفاده کند. این موضوع باعث می­‌شود که لوزالمعده نتواند انسولین موردنیاز بدن را تولید کند. معمولا بیماری دیابت با رژیم غذایی مناسب، ورزش، درمان دارویی (تزریق میزان موردنیاز انسولین) کنترل می‌‌شود. اگر به بیماری دیابت نوع ۱ مبتلا هستید، برای ادامهٔ زندگی لازم است انسولین تزریق کنید و چه بهتر که خودتان نحوه تزریق انسولین را یاد بگیرید. شاید در ابتدا سخت به نظر برسد، ولی با کمک پزشک، عزم و اراده، و تمرین‌ کردن می‌­توانید خودتان انسولین را به‌درستی تزریق کنید. در ادامه ابتدا با انواع روش‌های تزریق و محل تزریق انسولین آشنا می‌شوید، سپس در ۱۱ قدم ساده و واضح نحوه تزریق انسولین را یاد می‌گیرید. با ما همراه باشید.

روش­‌های تزریق انسولین

روش‌­های مختلفی برای تزریق انسولین وجود دارد. سرنگ، قلم انسولین، پمپ­‌های انسولین و جت اینجکتور (افشانهٔ بدون سوزن زیرپوستی) از راه‌های دریافت انسولین هستند. پزشک‌ کمک می‌کند که بهترین روش را برای خودتان انتخاب کنید. استفاده از سرنگ معمول­‌ترین روش تزریق انسولین است. این روش ارزان‌­تر از روش‌­های دیگر است و شرکت­‌های بیمه معمولا آن را تحت پوشش قرار می­‌دهند.

سرنگ

نحوه تزریق انسولین - سرنگ‌ ­ها از نظر میزان انسولین تزریقی و اندازه سوزن متفاوت هستند.

سرنگ‌­ها ازنظر میزان انسولینِ تزریقی و اندازهٔ سوزن متفاوت هستند. آن­ها از پلاستیک ساخته می‌شوند و باید بعد از استفاده دور انداخته شوند. در گذشته، از سوزن­‌های ۱۲٫۷ میلی‌­متری برای تزریق انسولین استفاده می‌­شد. تحقیقات اخیر نشان داده است که استفاده از سوزن‌­های نازک‌­ترِ ۴، ۶ و ۸ میلی‌­متری بسته به حجم تودهٔ بدن، به همان اندازه تأثیرگذارند. در نتیجه، امروزه تزریق انسولین نسبت به گذشته درد کمتری دارد.

انسولین باید به کجا تزریق شود؟

انسولین به‌صورت زیرجلدی در چربی زیر پوست تزریق می­‌شود. در این نوع تزریق، از یک سوزن کوتاه برای تزریق انسولین به لایهٔ چربی بین پوست و ماهیچه استفاده می‌­شود.

انسولین باید در بافت چربی و درست زیر پوست شما تزریق شود. اگر انسولین را عمیق‌­تر به عضله‌تان تزریق کنید، بدن‌تان آن را خیلی سریع جذب می‌­کند. این روش تزریق معمولا دردناک‌تر است و ممکن است تأثیر انسولین را زودتر از بین ببرد. همچنین تزریق عمیق انسولین می‌تواند منجر به کاهش بیش‌ از حد سطح قند خون شود.

درصورت تزریق هرروزهٔ انسولین، باید محل تزریق را دائم عوض کنید. انجام این کار بسیار مهم است، زیرا استفاده از یک نقطهٔ همیشگی برای تزریق، ممکن است منجر به «لیپودیستروفی پیش‌رونده» شود. در این وضعیت، چربی زیر پوست یا از بین می‌رود و یا بیش از حد ساخته می‌شود. همین مسئله باعث ایجاد توده‌های برآمده یا فرورفتگی‌هایی می‌شود که در جذب انسولین اختلال ایجاد می‌کنند.

برای تزریق می‌توانید نقاط مختلفی از شکم‌تان را انتخاب کنید و هر بار به‌اندازهٔ چند سانتی‌­متر از نقطهٔ قبلی برای تزریق فاصله بگیرید. همچنین می‌­توانید از سایر اندام‌­ها مانند ران، بازو و باسن برای تزریق استفاده کنید.

شکم

در بین اندام‌ها برای تزریق انسولین، شکم در اولویت قرار دارد. انسولین از این بخش از بدن سریع‌تر و مطمئن‌تر جذب می‌شود. شکم نسبت به سایر نواحی بدن بیشتر در دسترس است. برای تزریق، جایی بین پایین دنده­‌ها و ناحیهٔ شرمگاهی را انتخاب کنید و مطمئن شوید از هر طرف ناف حدود ۵ سانتی‌متر فاصله داشته باشد. هم­چنین از زخم‌­ها، خال‌ها، لکه­‌های پوستی، رگ‌های خونی آسیب‌دیده و واریس سیاهرگ‌ها نیز فاصله بگیرید. این مناطق می‌­توانند در جذب انسولین اخلال ایجاد کنند.

ران

برای تزریق در ناحیهٔ ران می­‌توانید در قسمت بالایی و خارجی ران، در منطقه‌ای حدود ۱۰ سانتی‌متر زیر لگن و ۱۰ سانتی‌متر بالای زانو تزریق را انجام دهید.

بازو

برای تزریق در بازو، از قسمت دارای چربی پشت بازو که بین شانه و آرنج قرار دارد استفاده کنید.

نحوه تزریق انسولین چگونه است؟

قبل از تزریق، کیفیت انسولین را بررسی کنید. اگر انسولین در یخچال بود، صبر کنید تا به دمای اتاق برسد. اگر انسولین کدر شده باشد، شیشۀ آن را چند ثانیه بین کف دستان‌تان بغلتانید تا محتویاتش مخلوط شود. مواظب باشید آن را تکان ندهید. انسولین با اثر کوتاه‌مدت نباید کدر باشد. همچنین از انسولین غلیظ، بافت‌دار و تغییررنگ‌داده استفاده نکنید.

برای آشنایی با نحوه تزریق انسولین این مراحل را دنبال کنید:

مرحلهٔ ۱

وسایل موردنیاز را آماده کنید:

  • ویال (ظروف شیشه‌ای که برای نگهداری دارو استفاده می‌شوند)؛
  • سوزن و سرنگ؛
  • پد الکلی؛
  • گاز پانسمان؛
  • بانداژ؛
  • ظروف مقاوم در برابر سوراخ‌ شدن برای جمع‌آوری مناسب سوزن و سرنگ.

دستان خود را با آب گرم و صابون بشویید. حتما قسمت­‌های پشت دست، بین انگشتان و زیر ناخن‌­ها را بشویید. مرکز کنترل و پیشگیری بیماری‌ها (CDC) توصیه می‌­کند که شست‌وشو باید دست‌کم ۲۰ ثانیه طول بکشد.

مرحلهٔ ۲

سرنگ را به‌صورت قائم (طوری که سوزنش رو به بالا باشد) نگه دارید و پیستون آن را به پایین بکشید تا پیستون به‌اندازه­‌ٔ مقدار موردنظر برای تزریق برسد.

مرحلهٔ ۳

درپوش‌­ها را از ویال و سوزن انسولین جدا کنید. اگر قبلا از این ویال استفاده کرده‌­اید، درپوش بالای آن را با یک پد یا پنبهٔ آغشته به الکل پاک کنید.

مرحلهٔ ۴

سوزن را در داخل ویال فرو کنید و پیستون آن را به طرف پایین فشار دهید تا هوای سرنگ وارد بطری شود. سپس هوا با مقدار انسولینی که از ویال می­‌کشید، جایگزین می­‌شود.

مرحلهٔ ۵

سوزن را داخل ویال نگه دارید و ویال را به‌طرف بالا بچرخانید. پیستون سرنگ را به پایین بکشید تا قسمت بالای پیستون به دُز صحیح روی سرنگ برسد.

مرحلهٔ ۶

اگر در سرنگ حباب وجود دارد، به‌آرامی روی آن ضربه بزنید تا حباب‌­ها به‌سمت بالا بروند. پیستون سرنگ را فشار دهید تا حباب­‌ها را به‌داخل ویال برگردانید. پیستون را دوباره بکشید تا به دُز صحیح برسید.

مرحلهٔ ۷

ویال انسولین را پایین بگذارید. دست‌تان را از روی پیستون سرنگ بردارید و سرنگ را طوری با انگشتان‌تان بگیرید که انگار دارت در دست دارید.

مرحلهٔ ۸

محل تزریق را با پد الکلی تمیز کنید و بگذارید تا چند ثانیه قبل از تزریق، خشک شود.

مرحلهٔ ۹

برای آنکه از تزریق در عضله جلوگیری کنید، چند سانتی‌متر از پوستِ ناحیهٔ تزریق را بین انگشتان‌تان بگیرید و بالا بیاورید. سپس سوزن را با زاویهٔ ۹۰ درجه وارد کنید و پیستونِ آن را به‌داخل فشار دهید و ۱۰ ثانیه صبر کنید. برای سوزن­‌های کوتاه نیازی به بالا آوردن پوست ناحیهٔ تزریق نیست.

مرحلهٔ ۱۰

بلافاصله پس از فرو کردن سوزن و فشار دادن پیستون، پوست کشیده‌شده را رها کنید. پس از تزریق، محل آن را نمالید. اگر در محل تزریق، خونریزی دیدید، آن را با فشار آرام گاز پانسمان، کنترل یا بانداژ کنید.

مرحلهٔ ۱۱

سوزن و سرنگ را پس از استفاده، در ظرف مقاوم در برابر سوراخ‌ شدن بگذارید.

نکات مفیدی که باید بدانید

برای تزریق راحت‌تر و مؤثرتر این نکات را رعایت کنید:

  • می‌توانید چند دقیقه قبل از تمیزکردن پوست با الکل، پوست خود را با یک قطعه یخ بی­‌حس کنید.
  • اگر می‌خواهید از پد الکلی استفاده کنید، قبل از تزریق صبر کنید تا الکل خشک شود. این­ کار باعث می­‌شود سوزش کمتری احساس کنید.
  • از تزریق در محل ریشهٔ موهای بدن خودداری کنید.
  • برای پیگیری محل تزریق، از پزشک خود بخواهید محل­‌های تزریق را برای‌تان در جدولی یادداشت کند.

از بین‌بردن سرنگ، سوزن و تیغ پس از تزریق

نحوه تزریق انسولین - سوزن و سرنگ برای محیط زیست خطرناک هستند و باید به درستی دفع بشوند.

بر اساس اعلام سازمان حفاظت از محیط‌‌زیست امریکا، مردم سالانه بیش از ۳ میلیارد سوزن و سرنگ استفاده می­‌کنند. این محصولات برای افرادِ دیگر خطرناک است و باید پس از مصرف، به‌درستی از بین بروند. باید مقررات نحوه‌ٔ از بین‌ بردن این وسایل را بدانید.

شما در درمان دیابت و استفاده از انسولین تنها نیستید. قبل از شروع انسولین‌درمانی، پزشک‌ یا بهیارتان شما را با این کار آشنا می‌کند.

اگر اولین بار است که انسولین تزریق می‌کنید و با مشکلی روبرو می‌­شوید یا سؤالی دارید، برای مشاوره و دریافت دستورالعمل به پزشک‌تان مراجعه کنید.


در ادامه بخوانید: میزان کربوهیدرات مجاز برای بیماران دیابتی چقدر است؟


  • تاریخ : 12ام مرداد 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 2 بازدید

وب سایت هالی به عنوان یکی از معتبر ترین آژانس های مسافرتی با ۲۰ سال سابقه ، امروز برترین راهکار خرید اینترنتی بلیط هواپیما از برند های بین المللی و رزرو آنلاین هزار هتل برتر دنیا را با امکان پرداخت ریالی در اختیار مسافران قرار داده است.
شرکت ستاره الماس هالی دارای مجوز از سازمان هواپیمایی کشوری و سازمان گردشگری ، عضو انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرتی و عضو انجمن بین المللی یاتا می باشد. سیستم رزرویشن این مجموعه معتبر متصل به صدها سیستم در ایران و سراسر جهان است و کلیه فرایند رزرو و صدور بصورت اتوماتیک و بر اساس اطلاعات وارد شده توسط شما صورت می پذیرد .
پشتیبانی مسافر در سایت هالی hali.ir بصورت کاملا اینترنتی و از طریق صفحه پشتیبانی مسافر صورت می پذیرد و اپراتور های این وب سایت در بخش پشتیبانی با دقت ، سرعت و حساسیت بالا روزانه پاسخگوی صد ها درخواست ارسالی کاربران هستند .

نرخ های ویژه به مقاصد ویژه

یکی از ویژگی های پرطرفدار هالی ارائه نرخ های ویژه در فصول مختلف پروازی با پایین ترین نرخ از بهترین شرکت هواپیمایی داخلی و خارجی است که در وب سایت هالی ارائه میشود.
وب سایت هالی از نخستین سایت‌های خرید بلیط هواپیما و رزرو هتل و بیمه مسافرتی بوده که از ۲۰ سال پیش توسط مهدی عبدلی کارشناس ارشد فناوری اطلاعات ایده اولیه آن شکل گرفت و به بهره برداری رسید و سال‌ها بعد با ظهور وب سرویس‌های ارائه این خدمات با اقبال عمومی در سراسر ایران و دنیا مواجه شد.


امروز هزاران مسافر ایرانی در سراسر جهان از هر نقطه ایران یا دنیا به هر نقطه ایران یا دنیا می‌توانند بلیط هزار شرکت هواپیمایی را بصورت کاملا اینترنتی تهیه کرده و نسبت به رزرو صدها هزار هتل بصورت اینترنتی اقدام کنید.
هالی به جهت نحوه ارائه خدمات متفاوت و متناسب با استانداردهای جهانی همواره مورد تمجید و استقبال مسافران زیادی از جمله هنرمندان و صاحبان مشاغل بوده است، به‌گونه‌ای که صفحه اینستاگرام هالی @haliagency بیش از ١٠٠ هزار فالوور دارد.

 

رزرو بلیت هواپیما و پشتیبانی در هالی دات آی آر بصورت کاملا اینترنتی است

مهم نیست بلیط هواپیما چارتر باشد یا سیستمی شما از طریق سایت و اپلیکیشن hali.ir در سراسر دنیا می‌توانید نسبت به خرید بلیط هواپیما، رزرو هتل و بیمه مسافرتی اقدام کرده و لذت خرید آنلاین بلیط هواپیما خارجی و داخلی را تجربه کنید.

رونمایی از سیستم رزرواسیون اینترنتی هالی با حضور هنرمندان

در مراسمی كه در هتل سیمرغ برگزار شد از سیستم رزرواسیون اینترنتی با حضور هنرمندان ، نمایندگان شركت های هواپیمایی و مدیران شركت ها رونمایی گردید.


در ابتدای برنامه مجری برنامه محمود شهریاری ویژگی های این سیستم را امكان صدور كامل بلیط ٩٠٠ شركت هواپیمایی داخلی و خارجی و ٥٠ هزار هتل از هر نقطه ایران یا دنیا به هر نقطه ایران یا دنیا بصورت اینترنتی برشمرد.
سیستمی كه در حال حاضر روزانه ٧٠٠٠ كاربر از آن بازدید می كنند و محصول سال ها تجربه می باشد .
در انتها توصیه میکنیم جهت مشاهده و خرید بلیط هواپیما و رزرو هتل به وب سایت هالی hali.ir مراجعه کنید.

منبع : ویرلن

  • تاریخ : 12ام مرداد 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 2 بازدید

اینترنت و گسترده شدن فضای مجازی جنبه‌های مختلف زندگی ما را تحت‌تأثیر قرار داده است. از خرید لوازم خانگی و برآورده کردن نیازهای روزمره گرفته تا گرفتن تاکسی اینترنتی و غیره، هر نیازی که داشته باشیم، با استفاده از اینترنت کار ساده‌تری برای برآورده کردن آن خواهیم داشت. یکی از مسائلی که اخیرا توجه بیشتری را به خود جلب کرده است، سفارش آنلاین غذا است. در این مطلب می‌خواهیم جزئیات بیشتری در این باره در اختیارتان بگذاریم و شما را با مزیت‌هایی که این کار می‌تواند به‌دنبال داشته باشد آشنا کنیم؛ در کنار این مسائل اپلیکیشن محبوبی را هم که در ایران در این حوزه فعالیت می‌کند معرفی خواهیم کرد. با ما همراه باشید.

 

۱. امکان سفارش آنلاین غذا این کار را از همیشه آسان‌تر کرده است

امروزه زندگی ما به یمن وجود موبایل‌های هوشمند و اینترنت از همیشه آسان‌تر شده است. این مسئله برای سفارش غذا هم صدق می‌کند. کافی است موبایل‌تان را بردارید و با استفاده از اپلیکیشن سفارش آنلاین غذا این کار را انجام بدهید. دیگر مهم نیست در تاکسی یا اتوبوس در ترافیک گرفتار شده باشید یا جای دیگر؛ در هر زمان و مکانی قادر به انجام دادن این کار خواهید بود. لازم نیست صبر کنید تا به خانه برسید و تلفنی سفارش غذای‌تان را انجام بدهید.
تمامی اطلاعات مرتبط با سفارش‌تان را در اپلیکیشن وارد می‌کنید که هوشمند است و امکان اشتباه در آن وجود ندارد. حال آنکه اگر بخواهید تلفنی این کار را انجام بدهید، اپراتوری که وظیفهٔ دریافت سفارش‌ها را دارد ممکن است به اشتباه بیفتد؛ به هر عنوان روزانه شاید صد سفارش مختلف بگیرد و امکان اشتباه کردن او در انتقال سفارش‌ها به آشپزخانه یا رستوران چندان دور از ذهن نیست.
یکی از اپلیکیشن‌های محبوب و کاربردی در ایران برای سفارش آنلاین غذا در کرج اپلیکیشن سیرشید است. کافی است اپلیکیشن را روی موبایل‌تان نصب و در آن ثبت‌نام کنید. بعد از آن دیگر نیازی نیست هر بار اطلاعات شخصی را مجدد وارد کنید و تنها کار شما انتخاب غذای دلخواه از منوهای مختلف موجود در آن خواهد بود.

۲. پشتیبانی و وجود منوی کامل و متنوع در اپلیکیشن سفارش آنلاین غذا

دیگر مزیت استفاده از اپلیکیشن برای سفارش آنلاین غذا در مقایسه با سفارش‌های تلفنی این است که از لحاظ زمانی محدودیتی برای‌تان وجود نخواهد داشت. هر موقعی از شبانه روز که باشد، بالاخره رستوران یا فست‌فودی را پیدا خواهید کرد که غذای موردعلاقه‌تان را آماده برای ارسال داشته باشد. از حیث تنوع غذایی هم انتخاب‌های متعددی پیش رو خواهید داشت؛ به‌عنوان مثال در همان اپلیکیشن سیرشید که پیش‌تر معرفی کردیم، منوی غذایی بسیاری از رستوران‌ها و فست‌فودهای کرج و شهرهای اطراف در آن قابل‌دسترسی است؛ بنابراین فرقی نمی‌کند هوس برگر یا ساندویچ کرده باشید، یا خورشت و کباب، با چند کلیک ساده می‌توانید سفارش دلخواه‌تان را ثبت کنید. این در حالی است که اگر به رستوران یا فست‌فود بروید یا بخواهید از آن‌ها تلفنی غذا سفارش بدهید، از حیث انتخاب محدود به چند غذای بخصوص خواهید شد.
از آنجایی که این دست اپلیکیشن‌ها صرفا برای همین منظور راه‌اندازی می‌شوند، پشتیبانی ۲۴ ساعته دارند و اگر از کیفیت غذا یا شیوهٔ ارسال راضی نبودید، امکان پیگیری این دست شکایت‌ها و انتقادها وجود دارد.

۳. امکان مشاهدهٔ بازخورد مشتری‌ها و سیستم امتیازدهی

مزیت دیگر استفاده از این دست اپلیکیشن‌ها امکان مشاهدهٔ بازخورد مشتری‌های دیگر و سیستمی است که در آن‌ها برای امتیازدهی به رستوران‌ها و فست‌فودهای مختلف در نظر گرفته می‌شود.
هر بار که غذایی را سفارش می‌دهید، می‌توانید با مراجعه به اپلیکیشن با توجه به میزان رضایت‌تان از کیفیت غذا امتیازی را برای رستوران یا فست‌فود ارسال‌کنندهٔ آن لحاظ کنید. این دست بازخوردها می‌تواند بهترین ملاک برای انتخاب از میان غذاها باشد، چراکه هیچ هدف تبلیغاتی‌ای در میان نیست و هر کس صادقانه بر اساس میزان رضایتش امتیازی را در نظر می‌گیرد.

علاوه بر امکان تشخیص کیفیت غذا بر این اساس، می‌توانید از لحاظ قیمت هم غذاهای مختلف را با یکدیگر بررسی کنید و با توجه به صلاحدید و ترجیح خودتان انتخاب مقرون‌به‌صرفه‌تری داشته باشید. با خرید از اپلیکیشن سیرشید امکان دریافت کد تخفیف هم خواهید داشت که برای خریدهای بعدی به کارتان خواهد آمد.

۴. هر چقدر که بخواهید می‌توانید برای انتخاب از میان غذاها وقت بگذارید

این مزیت دیگری است که سفارش آنلاین غذا برای‌تان به‌دنبال دارد. وقتی در رستوران می‌نشینید یا قصد سفارش تلفنی غذا را دارید، کمی از حیث زمانی که می‌توانید برای انتخاب غذا بگذارید محدود خواهید شد. این در حالی است که با استفاده از اپلیکیشن تنها خودتان هستید و هر چقدر بخواهید می‌توانید برای نهایی کردن انتخاب وقت بگذارید. حتی ممکن است در میانهٔ راه از انتخاب غذایی بخصوص پشیمان شوید و بخواهید چیز دیگری سفارش بدهید. امکان لغو کردن سفارش تا زمانی که پرداخت نهایی نشده باشد وجود دارد.
هر چه دست‌تان برای سفارش غذا بازتر باشد در نهایت وعدهٔ غذایی بیشتر باب میل‌تان خواهد بود و خوشبختانه اپلیکیشن‌های سفارش آنلاین غذا این امکان را برای‌تان فراهم می‌کنند.

۵. سفارش آنلاین غذا از لحاظ هزینه مقرون‌به‌صرفه‌تر است

زمانی که برای صرف غذا به رستوران می‌روید، بالاخره هزینه‌هایی هم از بابت مسائل مختلف به غذایی که می‌خورید اضافه خواهد شد. این در حالی است که در اپلیکیشن سفارش اینترنتی غذا نیازی به پرداخت این هزینه‌های اضافی نخواهید داشت. به‌علاوه، دسترسی رستوران‌ها و فست‌فودها به مشتری‌های بیشتر، میزان فروش‌شان را بالاتر می‌برد و این مسئله باعث می‌شود تا قیمت‌های منصفانه‌تری برای غذاهای‌شان در نظر بگیرند.

سخن پایانی

اگر دوست دارید روش‌های سنتی سفارش غذا را کنار بگذارید و از مزایای متعدد سفارش آنلاین غذا بهره‌مند شوید، می‌توانید از اپلیکیشن سیرشید استفاده کنید. سیرشید برترین سامانه‌ی سفارش آنلاین غذا در کرج است که از سال ۱۳۸۹ به‌طور رسمی آغاز به‌کار کرده است و تا کنون مشتری‌های زیادی پیدا کرده است؛ از رستوران‌هایی که در آن ثبت نام می‌کنند و غذاهای‌شان را به‌صورت اینترنتی در اختیار مصرف‌کنندگان می‌گذارند گرفته تا مردم عادی. استفاده از اپلیکیشن سیرشید بخصوص برای کسانی مناسب است که قصد سفارش آنلاین غذا در کرج و شهرهای حومه را دارند.

  • تاریخ : 12ام مرداد 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 2 بازدید

کنفسیوس، فیلسوف سر‌شناس چینی، قرن‌ها پیش گفته بود: «شغلی را انتخاب کن که عاشق آن هستی. بدین ترتیب حتی یک روز هم مجبور به کار کردن نخواهی بود». این سخن ایده‌ای زیبا و بسیار ساده به نظر می‌آید. اما همه می‌دانیم زندگی واقعی کمی متفاوت است. متأسفانه همه آن‌قدر خوش‌اقبال نیستند که کار محبوب‌شان را پیدا کنند، آن را دنبال کنند و تا آخر عمر هم شاد و خوشبخت باشند. گاهی زندگی طور دیگری پیش می‌رود! اما برای کشف شور‌و‌شوق واقعی در زندگی راه‌هایی هست که باید یاد بگیریم. مهارت‌ها و عادت‌هایی که موجب موفقیت ما در زندگی می‌شوند. داشتن انگیزه و تقویت آن یکی از این مهارت‌ها است. در این مقاله با انواع انگیزه و تأثیر آنها بر موفقیت ما،‌ مزایای انگیزه درونی و راه‌های مؤثر برای تقویت آن آشنا می‌شوید. با ما همراه باشید.

انواع انگیزه‌ها

اجازه دهید کمی به عقب باز‌گردیم، به آغاز داستان! انگیزه یکی از اصلی‌ترین دلایل ما برای انجام کار‌ها‌ست. ما برای انجام هر کاری مانند فعالیت‌های روزمره، سرِ کار رفتن (حتی بیش از اندازه کار کردن)،‌ تعیین اهداف، استفاده از قدرت اراده و … انگیزه‌ای داریم. انگیزه‌ها دو دسته‌اند: انگیزه‌های درونی (ذاتی و باطنی) و انگیزه‌های بیرونی (خارجی).

وقتی انجام کاری تمایلات درونی ما را ارضا می‌کند یا برای ما جذاب و لذت‌بخش است، قاعدتا انگیزه‌های درونی ما فعال هستند. در این حالت، ما نیازمند پاداش یا قدر‌شناسیِ دیگران نیستیم. ساز‌و‌کار انگیزه‌های بیرونی کاملا بر‌عکس است. انگیزش بیرونی با محرک‌های خارجی مانند وعدهٔ ترفیع گرفتن یا افزایش حقوق یا دیگر مزیت‌های مادی فعال می‌شود.

شاید اینجا با تناقضی دربارهٔ پاداش مالی رو‌به‌رو شوید! پاداش مالی قطعا انگیزه‌ای بیرونی است اما هم‌زمان باعث می‌شود ما از کار خود لذت [درونیِ] بیشتری ببریم! خوشبختانه پژوهش بسیار بزرگی در‌این‌باره صورت گرفته است. در این پژوهش، با بررسی تحقیقات مرتبط در طول ۱۲۰ سال گذشته، معلوم شده است که ارتباط بسیار ضعیفی بین پاداش مالی و رضایت شغلی وجود دارد. اوضاع وخیم‌تر هم می‌شود! شواهدی وجود دارد که دریافت پولِ بیشتر می‌تواند اثری منفی بر انگیزه‌های درونیِ شما داشته باشد [و رضایت درونی شما را کاهش دهد]!

مهم نیست پای کدام یک از انواع انگیزه در میان است؛ ما برای زندگی کردن به انگیزه نیاز داریم. ما همواره برای حرکت کردن، جلو رفتن و پیشرفت کردن به انگیزه نیاز داریم. وقتی آن‌چنان خسته‌ایم که نایِ برداشتن حتی یک قدم را هم نداریم، این انگیزه است که ما را به جلو هُل می‌دهد.

بیایید بهترین راه‌های ایجاد انگیزه برای پیش‌رفتن را بررسی کنیم. ببینیم چگونه می‌توان آتشِ شوق‌و‌ذوق درونی را زنده نگه داشت. زمانی که در کنج عزلت فرو رفته‌اید، زانوی غم بغل کرده‌اید و با خود می‌گویید کاش مجبور نبودید هیچ کاری انجام دهید، چه چیزی می‌تواند شوق حرکت را در شما بیدار کند؟


حتما بخوانید: چگونه با انگیزه زندگی کنیم؟


چرا انگیزهٔ درونی قدرتمند‌تر از انگیزهٔ بیرونی است؟

مزایای انگیزه درونی و ۶ راهکار مؤثر برای تقویت آن - شروع

همه موافقیم که برای زندگی به انگیزه نیاز داریم. به کدام انگیزه؟ پژوهش‌های فراوانی نشان می‌دهند قدرت انگیزه‌های درونی بسیار بیشتر از انگیزه‌های بیرونی است. این موضوع به‌ویژه دربارهٔ انگیزه‌های پایدار صادق است. چرا؟ پاسخ ساده است. به این فکر کنید که «من می‌خواهم» چه تفاوتی با «من مجبورم» دارد. این دو‌گانگی بیشتر از هر جا در شغل شما پیش می‌آید!

فرض کنید هر روز با بی‌میلی به محل کار می‌روید و هنوز به محل کار نرسیده، هول‌و‌ولا تمام وجود‌تان را در بر گرفته است! با این اوصاف چه لذتی از کار‌کردن می‌برید؟ بهره وری و اثر‌بخشی شما چقدر خواهد بود؟ کیفیت کار‌تان چقدر است؟ جواب این سؤالات روشن است! شما قطعا به این زودی‌ها کارمند نمونهٔ ماه نخواهید شد!

مشکل انگیزۀ بیرونی نا‌پایداریِ آن است! دلیلِ این نا‌پایداری احتمالا مقوله‌ای مرتبط با روانشناسی به نام «اصل خو‌گیری به لذت» است. [بر اساس این اصل، انسان‌ها هنگام رو‌به‌رو شدن با رویداد‌ها یا تغییرات بزرگ در زندگی، ترجیح می‌دهند به‌سرعت به سطحی پایدار از شادی باز‌گردند. مثلا اگر افزایش درآمد داشته باشید، انتظارات و امیال شما نیز افزایش می‌یابد و لذتِ پایداری را که داشتید، از دست می‌دهید!] «اصل خو‌گیری به لذت» در واقع بیانِ شیک همین موضوع است که پاداش‌های بیرونی منبعی پایدار برای شادی و رضایتمندی نیستند.


حتما بخوانید: ۸ روش رهبران موفق برای ایجاد انگیزه در کارمندان


شما به امید ترفیع‌ گرفتن، ۱۰۰ ساعت در هفته کار می‌کنید! ترفیع هم می‌گیرید. حس خوبی که به دست آورده‌اید تا چه مدت پایدار است؟ پژوهش‌های علمی نشان می‌دهند حس قدم‌ زدن روی ابر‌ها به‌سرعت از بین می‌رود و شما حریص‌تر می‌شوید. به این ترتیب، شما وارد مسابقه‌ای بی‌پایان برای کسب لذت بیشتر شده‌اید. در هر مرحله، برای حرکت‌ کردن به انگیزه‌های بزرگ‌تر و بزرگ‌تری نیاز دارید. زمانی که به اهداف خود می‌رسید، تازه متوجه می‌شوید که رضایتمندیِ موردنظر را به دست نیاورده‌اید. شما بر «تردمیل لذت» سوار شده‌اید! [حرکت می‌کنید اما هرگز نمی‌رسید.]

شما می‌توانید هر روز بنویسید اما کار شما بدون میل باطنی، فقط سیاه‌ کردن کاغذ است. هیچ تمرینی تداوم نمی‌یابد مگر اینکه از انجام دادنش حد‌اقل کمی لذت ببرید.

– اولیور بورکمان، نویسنده و روزنامه‌نگار

مزایای انگیزش درونی

گفتیم که تلاش‌کردن تنها به امید دریافت پاداش و تشویق بیرونی پایدار نمی‌ماند و لذت‌بخش هم نخواهد بود. اگر هنوز مخالفید، ‌دلایل بیشتری برای‌تان می‌آوریم:

۱. عملکرد شغلیِ بهتر

پژوهش‌ها نشان می‌دهند که انگیزۀ درونی در مقایسه با انگیزۀ بیرونی، ابزار قدرتمند‌تری برای پیش‌بینیِ عملکرد شغلی است. وقتی ما برای انجام کاری انگیزهٔ درونی داریم، از آن لذت می‌بریم و تمایل داریم انجامش دهیم. بنابراین ما آن کار را هر روز انجام می‌دهیم چون به ما شور‌و‌شوق و شادی و رضایت می‌دهد.

۲. متعالی‌تر بودن اهداف

دلیل دیگر این است که انگیزۀ درونی با اهداف متعالی‌تری هم‌سو و آمیخته است. مشارکت در فعالیت‌های عام‌المنفعه یا انجام کار‌های ارزشی در راستای خیر جمعی (به‌جای خیر فردی)، نمونه‌هایی از این هم‌راستا‌ بودن است. آدام گرنت، روانشناس سازمانی،‌ پژوهش مشهوری در این باره انجام داده است. این پژوهش بر روی گروهی از کارمندان انجام شد که در برگزاری فعالیتی خیریه مشارکت داشتند. در این فعالیتِ خیریه، کمک‌های مالی برای دانشجویان کم‌بضاعت جمع‌آوری می‌شد. وقتی تأثیر این کمک‌های مالی بر زندگی و آیندهٔ دانشجویان به کارمندان نشان داده شد، نتیجه شگفت‌انگیز بود! بهره‌وری شغلیِ کارمندان در هفتۀ اول ۴۰۰ درصد افزایش یافت! در دراز‌مدت نیز میانگین زمانی که این کارمندان صرف برقراری تماس تلفنی می‌کردند ۱۴۲ درصد و میزان کمک‌های مالی جمع‌آوری‌شده ۱۷۱ درصد افزایش یافت.

۳. علم‌آموزی بهتر

انگیزش درونی در زمینهٔ تحصیل (کسب علم) نیز بسیار مؤثر است. پژوهش‌های علمی حاکی از این است که ارائهٔ انگیزه‌های بیرونی (مانند تشویق و تمجید) انگیزه‌های درونی دانش‌آموزان را تضعیف می‌کند. این مسئله در دراز‌مدت موجب کندی در کسب مهارت‌ها و ایجاد خطا در فرایند آموزش می‌شود. اگر کودکان انگیزه‌های درونی داشته باشند، بیشتر در موضوعات درسی درگیر می‌شوند، بیشتر از آنها لذت می‌برند و آگاهانه برای حل مسئله تلاش می‌کنند.

گویا همهٔ پژوهش‌ها به نتیجهٔ مشترکی اشاره می‌کنند: اگر نمی‌خواهید برای کار‌هایی که مجبور به انجام‌ دادن‌شان هستید، احساس بیگاری‌ دادن داشته باشید، داشتن انگیزهٔ درونی ضروری است.


حتما بخوانید: ایجاد انگیزه در دانش آموزان با چند راهکار موفق


۶ روش برای افزایش انگیزه درونی

خودباوری - مزایای انگیزه درونی و ۶ راهکار مؤثر برای تقویت آن

چگونه می‌توان انگیزه‌های درونی را پرورش داد؟ خوشبختانه راه‌های زیادی برای تقویت انگیزه‌های درونی وجود دارد. ما بهترین راهکار‌ها را برای شما دست‌چین کرده‌ایم:

۱. خود‌باوری دربارۀ توانایی‌های خود را افزایش دهید

نظریهٔ «خود‌باوری» را آلبرت باندورا،‌ روان‌شناس آمریکایی‌ ـ کانادایی، در سال ۱۹۸۲ مطرح کرد. خود‌باوری تصور ما از توانایی خود برای دستیابی به اهداف است. به عبارت دیگر، خود‌باوری به این معناست که آیا ما فکر می‌کنیم جربزهٔ کافی برای موفقیت در کاری را داریم یا نه.

تأثیر خود‌باوری بر اعتماد به نفس بالا‌تر، عملکرد بهتر و افزایش انگیزه روشن است. افرادی که خود‌باوری بالا‌تری دارند، بیشتر تلاش می‌کنند، اهداف دشوارتری برای خود تعیین می‌کنند و انگیزهٔ بیشتری برای بهبود مهارت‌های خود دارند.

گاهی باور به تواناییِ رسیدن به اهداف، یک پیش‌گویی خود‌محقق‌کننده (خود‌انجام) است و انگیزهٔ ما برای اثبات این باور و دستیابی به هدف را تقویت می‌کند. [پیش‌گویی خود‌محقق‌کننده، نوعی پیش‌گویی‌ست که با اعلامش، شرایط وقوع آن مهیا می‌شود. مثلا در اواخر بهار سال ۱۳۹۷ در میان ایرانیان شایع شد که به‌زودی قیمت ارز‌های خارجی و طلا افزایش می‌یابد. به همین دلیل، مردم برای خرید ارز و طلا به بازار هجوم بردند و بالا‌ترین جهش قیمتی در تاریخ را در این بازار‌ها به وجود آوردند!]


حتما بخوانید: خودباوری و موفقیت؛ راهکارهای افزایش خودباوری برای رسیدن به موفقیت


۲. فعالیت‌های خود را با اهداف متعالی گره بزنید

باید با خود صادق باشید که هر کاری را به چه علتی انجام می‌دهید و چه چیزی به شما انگیزه می‌دهد. مهم نیست کاری که انجام می‌دهید چقدر دنیوی و مادی است. شما همیشه می‌توانید کار‌های خود را با اهداف متعالی پیوند بزنید. به این کار در روان‌شناسی، «ساختار‌بندی مجدد روایت» می‌گویند. در سال ۱۹۶۱، جان اف.‌ کندی،‌ رئیس‌جمهور وقت آمریکا از سازمان ناسا بازدید می‌کند. در حین بازدید، با سرایدار سازمان رو‌به‌رو می‌شود و از او می‌پرسد کار شما چیست؟ سرایدار پاسخ می‌دهد:

کمک می‌کنم اولین انسان را به ماه بفرستیم!

این جمله واقعا الهام‌بخش است. موافقید؟ فعالیت‌های خود را طوری روایت کنید که نشان دهد چه کمکی به دیگران می‌کنید و چه اثری از خود در جهان به جا می‌گذارید. با این روش انگیزه‌هایی قدرتمند و با‌معنا برای خود خلق می‌کنید.

۳. در فعالیت‌های داوطلبانه مشارکت کنید

فعالیت های داوطلبانه - مزایای انگیزه درونی و ۶ راهکار مؤثر برای تقویت آن

شرکت در فعالیت‌های داوطلبانه و عام‌المنفعه روشی مناسب برای ادای دین به کائنات است. با مشارکت در این فعالیت‌ها و حمایت از نیازمندان، احساس تشخص می‌کنید، مهارت‌های جدیدی می‌آموزید،‌ دربارۀ خودتان احساس بهتری پیدا می‌کنید و با ارزش‌های درونیِ خود مانند احسان و انسانیت، پیوندی دوباره ایجاد می‌کنید. همهٔ این ویژگی‌ها نهایتا به افزایش انگیزش درونی شما می‌انجامند.

وقتی کاری را صرفا برای لذت‌ بردن و کمک به دیگران و بدون انتظار پاداش بیرونی انجام می‌دهید، یعنی تمام انگیزهٔ شما درونی است. خدا را چه دیدید! شاید این احساسات شیرین و انگیزه‌های درونی به تمامیِ جنبه‌های زندگی شما تسری پیدا کنند. به این ترتیب، بدون انتظار شهرت یا افتخار، تمام تلاش‌تان را در انجام همهٔ کار‌ها به کار خواهید گرفت.

۴. منتظر نمانید تا حس‌و‌حال انجام کار به سراغ‌تان بیاید

به‌تازگی پژوهش جالبی در نشریهٔ «Harvard Business Review» منتشر شده است. بر اساس این پژوهش،‌ وقتی می‌گوییم «نمی‌توانم خودم را برای باشگاه‌ رفتن متقاعد کنم» یا «نمی‌توانم صبح زود بیدار شوم»، در واقع منظور‌ ما این است که حس‌و‌حال آن کار‌ها را نداریم! برای انجام این کار‌ها هیچ مانع فیزیکی‌ای سد راه ما نیست؛ تنها مانع تنبلی است.

خبر خوب این است که برای انجام هیچ کاری به حس‌وحال انجام آن نیاز نداریم. گاهی پیش می‌آید که با اکراه، کاری را شروع می‌کنیم، اما در ادامه از انجام دادنش لذت می‌بریم. آیا چنین تجربه‌ای داشته‌اید؟

مثلا ممکن است بعد از یک روز سختِ کاری،‌ حس‌و‌حال باشگاه‌ رفتن را نداشته باشید. به‌جای ساعت‌ها کلنجار رفتن و دلیل‌تراشی ذهنی، تنها کافی‌ است بروید باشگاه! به خودتان بگویید بعد از باشگاه به این موضوع فکر می‌کنید! وقتی گرمِ تمرین‌کردن شدید و افرادی با وضع مشابه را کنار خود دیدید، ناگهان خستگی و بی انگیزگی از شما جدا می‌شود.

پی‌ریزی و پیروی از برنامه‌های دائمی، روشی دیگر برای غلبه بر به تعویق انداختن کار‌ها‌ است. کافی‌ است به انجام‌ دادن کاری عادت کنید. در این صورت، ناگهان متوجه می‌شوید که ساعت ۶ صبح بیدار شدن و به محل کار رفتن یا روزی یک ساعت نوشتن (اگر در حال نوشتن کتاب هستید) اصلا سخت و هولناک نیست.


حتما بخوانید: بی انگیزه بودن؛ ۱۰ دلیل بی انگیزگی و راهکارهای مقابله با آن‌ها


۵. خود‌مختاری و حق تعیین سرنوشت را جدی بگیرید

نظریه خود تعیین کنندگی (خود‌مختاری) را در اواسط دهۀ ۸۰ میلادی، اساتید دانشگاه روچستر ارائه کردند. [خود‌مختاری یعنی به‌جای پذیرش شرایط تحمیلی، از حق انتخاب و تعیین سرنوشت خود استفاده کنیم.] این نظریه یکی از مشهور‌ترین نظریات در حوزهٔ انگیزش است. نظریهٔ خود‌مختاری به بررسی دلایل رفتار‌های ما و دسته‌بندی این دلایل می‌پردازد. بر اساس این نظریه، ما سه نیاز اصلی داریم که با تأمین آنها، نیاز‌مان به رشد و شکوفایی ارضا می‌شود. این سه نیاز بنیادی عبارت‌اند از: شایستگی، خود‌کفایی (استقلال) و وابستگی (احساس تعلق).

اگر شغل‌مان امکان آموختن و رشد را برای ما فراهم کند (شایستگی) و ما به اندازه‌ای استقلال داشته باشیم که خلاقیت خود را بروز و امور را به روش خود انجام دهیم (خودکفایی)، آنگاه انگیزهٔ ما برای تلاش کردن بیشتر می‌شود و عملکرد ما به اوج می‌رسد. علاوه بر این، ما به‌عنوان موجوداتی اجتماعی، به احترام و ارتباط با دیگران محتاجیم (وابستگی).

هر سه مؤلفه به‌تنهایی یا در ترکیب با هم می‌توانند قدرتمند‌ترین ابزار‌های انگیزشی را در اختیار ما بگذارند. حتی اگر خمود و بی‌انگیزه باشیم، با کمک این ابزار‌ها می‌توانیم به شکوفایی دست یابیم.

۶. دلایل جدی‌تری برای انجام‌ دادن کار‌ها پیدا کنید

برخی از شرکت‌ها خواست یا تواناییِ ایجاد انگیزه در کارکنان خود را ندارند. کارکنان این شرکت‌ها با چه انگیزه‌ای عملکرد خوب خود را حفظ می‌کنند؟ در سال ۲۰۱۶ پژوهش جالبی دربارهٔ این موضوع انجام شد. این پژوهش به بررسی میزان انگیزهٔ کارکنان یک کارخانهٔ مکزیکی پرداخت. کارکنانِ این کارخانه هر روز کار‌هایی تکراری انجام می‌دادند، هرگز مهارت تازه‌ای نمی‌آموختند، ترفیع نمی‌گرفتند و تخصص‌های‌شان توسعه پیدا نمی‌کرد. همچنین بدون توجه به بهره‌وری، حقوق یکسانی به همه پرداخت می‌شد! به این ترتیب، به‌جز حفظ شغل، هیچ انگیزهٔ بیرونیِ دیگری در کار نبود.

در این شرایط بود که نوع سومی از انگیزه‌ها به نام «انگیزهٔ خانواده» کشف شد. کارکنانی که توافق بیشتری با عبارات «تأمین خانواده برای من مهم است» و «منفعت‌ رساندن به خانواده برای من اهمیت دارد» داشتند، انرژیِ بالا‌تری برای کار‌کردن و در نتیجه عملکرد بهتری داشتند. توجه کنید که این کارکنان به‌جز خانواده، انگیزهٔ درونی یا بیرونیِ دیگری نداشتند!

نکتۀ مثبت دربارۀ این انگیزه این است که محل کار یا شرایط شما تأثیری در آن ندارد. فعالیت شما با موضوع عمیق‌تری مرتبط است. اگر حاضر نیستید کاری را به‌خاطر خود‌تان انجام دهید، شاید آن را به‌خاطر کسانی که دوست‌شان دارید، انجام دهید! احتمالا همگی موافقید که این انگیزه بسیار قدرتمند است.

سخن آخر

فردریک هرزبرگ، روان‌شناس آمریکایی، مؤلف یکی از مشهور‌ترین نظریه‌ها دربارهٔ انگیزش است. مقالهٔ او با عنوان «تکرار کن، چگونه به کارمندان خود انگیزه می‌دهید؟» محبوب‌ترین مقالهٔ نشریهٔ «Harvard Business Review» است و بیش از ۱٫۲ میلیون بار منتشر شده است. او می‌گوید:

اگر به سگم لگد بزنم، حرکت می‌کند. اگر بخواهد مجددا حرکت کند باید چه کار کنم؟ باید دوباره به او لگد بزنم. همین‌طور، من می‌توانم باتری فردی را خالی و سپس آن را شارژ کنم و باز‌ هم آن را شارژ کنم. صحبت از انگیزه‌ دادن فقط زمانی معنا دارد که شما شارژرِ باتریِ آن فرد را در اختیار داشته باشید. به این ترتیب، آن فرد به انگیزهٔ دیگری نیاز ندارد. او برای انجام کار [و خالی کردن باتری‌اش] مشتاق است [چون شما دوباره آن را شارژ می‌کنید].

هرزبرگ توضیح می‌دهد که به‌اصطلاح، «عوامل بهداشت شغلی» (شامل حقوق، امنیت شغلی، مزایا، میزان مرخصی و شرایط کاری)، انگیزه یا شکوفایی فردی ایجاد نمی‌کنند. باید به‌دنبال برانگیزاننده‌هایی مانند دشواری‌های کاری، فرصت‌های پیشرفت، دستاورد‌های [شغلی]، مسئولیت‌های بیشتر، به‌ رسمیت‌‌ شناخته‌ شدن و خودِ شغل بود.

هرزبرگ دریافته بود که وقتی بحث شادی و رضایتِ بلند‌مدت (و به‌طور کلی بهبود سلامت روان و روح) در میان است، انگیزش درونی حرف اول و آخر را می‌زند.

دفعهٔ بعدی که خواستید تکان کوچکی به خود بدهید، «تحمل کن و انجامش بده» به‌هیچ‌وجه بهترین شیوهٔ انجام موفقیت‌آمیز کار نیست. سعی کنید کار‌تان را با اهداف بزرگ‌تر (و در صورت امکان، معنوی) گره بزنید. هرگز نگویید خسته‌اید و پیدا‌کردن انگیزه برای شما محال است. سرایدار ناسا را به یاد بیاورید!

اگر نیروی مولّد درون‌تان را پیدا کنید، توقف‌نا‌پذیر خواهید بود.


در ادامه بخوانید: چطور پر حرفی انگیزه شما را خفه می‌کند


  • تاریخ : 12ام مرداد 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 2 بازدید

تاکنون آثار بی‌شماری در باب تبعیض نژادی و اثرات مخرب آن در جهان منتشر شده است. اثرات این پدیده که بر نابرابری انسان‌ها استوار است، بر همۀ جوانب زندگی افراد در هر سن‌وسال و جایگاهی که باشند، تأثیر می‌گذارد. شخصی که بر این اساس مورد تبعیض واقع می‌شود، در طول عمر از صدمات جبران‌ناپذیر روحی و جسمی رنج می‌برد. «کتاب بادبادک باز»، در پسِ داستانی که روایت می‌کند، به تبعیض نژادی و تأثیر آن بر زندگی افراد می‌پردازد. فیلمی بر اساس این رمان نیز در افغانستان تهیه شده است. تماشای آن فیلم، مثل خواندن کتابش، مخاطب را با درد و رنج خیانت دیرینه‌ای ناشی از برتری‌بینی مواجه می‌کند.

شناسنامه کتاب

عنوان کتاب: بادبادک باز
نویسنده: خالد حسینی
مترجم: مهدی غبرائی

دربارۀ کتاب بادبادک باز

ماجرای کتاب داستان زندگی ۲ پسربچۀ افغان است که در یک خانواده، مانند ۲ برادر بزرگ می‌شوند. این پسربچه‌ها با هم برابر نیستند: یکی از آنها امیر است، پسر ارباب خانه و وارث تمام دارایی پدر؛ آن یکی حسن است، نوکرزاده و وارث درد و رنج و زحمت بی‌پایان پدر و مادرش. امیر و حسن ماجراهایی را از سر می‌گذرانند که نشانگر دوستی و خیانت است؛ وقایعی را تجربه می‌کنند که به مخاطب می‌گوید برای وفاداری باید بهای سنگینی پرداخت و چه‌بسا بهای وفاداری دست شستن از جان شیرین باشد و بس. همه‌چیز بستگی به تصمیماتی دارد که فرد در لحظه برای اثبات وفاداری‌اش می‌گیرد. یا تا پای جان برای اثبات وفاداری‌اش می‌ایستد یا از آن چشم‌پوشی می‌کند و یک عمر بارِ عذاب وجدان را به دوش می‌کشد.

راویِ داستان امیر است. او حالا نویسنده شده است و در کالیفرنیا زندگی می‌کند. امیر پس از سال‌ها برای نجات جان بچه‌ای به افغانستان می‌رود و با مشاهدۀ نظام حاکم بر افغانستان (طالبان) داستان تأثیرگذار زندگی خود را به یاد می‌آورد و تعریف می‌کند.

در این داستان، از قول امیر می‌خوانیم که در ۱۲ سالگی به حسن (که دوست و همراه همیشگی‌اش بوده است و برای هم مثل دو برادر بوده‌اند) خیانت می‌کند. در نتیجه، در تمام سال‌های عمرش بار گناهی را به دوش می‌کشد که حتی شادترین و هیجان‌انگیزترین لحظات زندگی را پیش چشمش تیره‌وتار کرده است. خیانت امیر در آن سن‌وسال از تبعیض نژادی نشئت می‌گیرد. حسن پسری از قوم هزاره است و حق تحصیل ندارد. در مقابل، امیر اصالتا پشتو است و باید ارباب باشد. این دو پسر هر دو از یک زن (در جایگاه مادر و دایه) شیر خورده‌اند، اما همین نگاه برتری‌بینانۀ یکی به دیگری، این‌دو را از یکدیگر جدا می‌کند.

فضای سیاسی ـ اجتماعی حاکم بر داستان

وقایع کتاب در روزگاری روایت می‌شود که رژیم سلطنتی افغانستان به‌یک‌باره سقوط می‌کند. این در حالی است که مردم در بی‌خبریِ محض به سر می‌برند و از جریانات سقوط رژیم سلطنتی مطلع نیستند؛ بنابراین، هیچ‌گونه آمادگی‌ای برای رویارویی با آن ندارند. حتی نمی‌توانند تصور کنند که چه چیزی در انتظارشان است. در همین ناباوری اتفاقاتی را تجربه می‌کنند که تا امروز همچنان شاهد آن هستیم.

نویسندۀ رمان بادبادک باز با بیانی شیوا و رسا در قالبِ پرداختن به داستان‌های مختلف، تبعیض نژادی و فرهنگی‌ای را به تصویر می‌کشد که روی انسان‌ها برچسب می‌زند؛ فرهنگی که به یکی اجازه خودبرتربینی و خودبزرگ‌بینی می‌دهد و دیگری را سرکوب می‌کند. این در حالی است که فرهنگ شخصیت سرکوب‌شده اعتقاد دارد همه‌چیز در سایۀ عشق و ایثار میسر خواهد بود. در این فرهنگ، زندگی شیرین است و همواره ادامه دارد؛ پس نباید اجازه بدهیم سختی‌ها و مشکلات چشم‌مان را روی عشق و محبت ببندد.

نویسنده در حاشیه داستانش اشاراتی هم به وقایع سیاسی افغانستان قبل از ورود شوروی و بعد از آن دارد. این کتاب اولین رمان افغانستانی است که به زبان انگلیسی نوشته و بعدها ترجمه شده است.

آیا این کتاب برای شماست؟

اگر جزء علاقه‌مندان به ادبیات داستانی هستید، بادبادک باز را بخوانید. این کتاب رمانی دراماتیک و پرفرازونشیب است. از همان کتاب‌هایی که تصویرسازی قوی‌ای دارند و از ابتدای داستان، دست خواننده را می‌گیرند و به دل ماجراهایی می‌برند که تصورش هم دردناک است. تقریبا در هیچ‌یک از بخش‌های کتاب، به یک خط مستقیم و داستانی تک‌جزئی پرداخته نشده است. ازاین‌رو خواندن آن بعد از چند صفحه یکنواخت نمی‌شود و برای علاقه‌مندان به سبک داستانی خسته‌کننده نیست.

بخش‌هایی از کتاب

ـ من و حسن از یک پستان شیر خوردیم. اولین قدم‌های‌مان را روی یک چمن و در یک حیاط برداشتیم و زیر یک سقف اولین کلمات را به زبان آوردیم. اولین کلمۀ من «بابا» بود؛ اولین کلمۀ او «امیر»، نام من! حالا که به گذشته نگاه می‌کنم، به‌نظرم بنیان هرآنچه در زمستان ۱۹۷۵ اتفاق افتاد، در همین کلمات اول نهفته است.

ـ بابا گفت: «فقط یک گناه وجود دارد، والسلام. آن هم دزدی است. هر گناه دیگری هم نوعی دزدی است. اگر مردی را بکشی، یک زندگی را می‌دزدی. حق زنش را از داشتن شوهر می‌دزدی. وقتی دروغ می‌گویی، حق کسی را از داشتن حقیقت می‌دزدی. وقتی تقلب می‌کنی، حق را از انصاف می‌دزدی. می‌فهمی؟»

ـ آصف گفت: «هزاره‌ایِ فداکار، سگ وفادار. تو در نظر امیر تنها یک حیوان خانگی هستی. خودت را گول نزن. او فقط زمانی که تنهایید تو را به بازی‌هایش راه می‌دهد.»
حسن قرمز شد و جواب داد: «نه این‌طور نیست. من و امیر آقا با هم رفیقیم.»
آصف بلندبلند خندید و نزدیک‌تر شد: «هزاره‌ای! این آخرین فرصت توست.»
حسن محکم‌تر گفت: «هرطور میل توست. من خیانت نمی‌کنم.»

ـ اینکه می‌گویند گذشته فراموش می‌شود، درست نیست، واقعیت ندارد، چون گذشته راه خود را با چنگ و دندان باز می‌کند.

ـ گفت: «خیلی می‌ترسم.»
گفتم: «چرا؟»
گفت: «چون از تهِ دل خوشحالم! این‌جور خوشحالی‌ها ترسناک است!»
پرسیدم: «آخه چرا؟»
و او جواب داد: «وقتی آدم خوشحال باشد، سرنوشت آماده است چیزی را از آدم بگیرد!»


در ادامه بخوانید: معرفی کتاب رفتیم بیرون سیگار بکشیم ۱۷ سال طول کشید


  • تاریخ : 12ام مرداد 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 2 بازدید

خیلی از ما بزرگ‌سالان،‌ وقتی حرف از بازی و سرگرمی‌ می‌شود، به خودمان می‌گوییم: «از ما گذشته!». به‌عبارتی، تفریح و سرگرمی جایی در زندگی روزمرۀ ما ندارد. اگر جزء این دسته هستید، کافی‌ است یک‌ بار در دورهمی خانوادگی یا دوستانه‌تان دسته‌جمعی پانتومیم بازی کنید تا بفهید چه لذتی را از خودتان دریغ می‌کرده‌اید! باید بدانید که بازی و سرگرمی نقش مهمی در بهره وری شغلی دارد. در این مطلب به اهمیت اختصاص زمانی برای بازی در محیط کار و در ساعات کاری می‌پردازیم.

بسیاری از ما بنا بر شرایط فرهنگی و اجتماعی، یاد نمی‌گیریم که به تفریح و لذت‌ بردن از زندگی اهمیت بدهیم. این مسئله زندگی و آیندۀ فرزندان‌مان را هم تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. چطور فرزندانی شاد و خلاق داشته باشیم که زندگی‌شان سرشار از بازی و شادی است، درحالی‌که خودمان نمی‌دانیم چطور از زندگی لذت ببریم؟!

بازی، یکی از اصول مهم زندگی

خوب است بدانید در هنگام بازی، بهتر یاد می‌گیریم. به همین دلیل در بسیاری از استارتاپ ها، محیط کار مانند زمین بازی طراحی می‌شود. در این محیط، وسایل سرگرمی مانند ابزار بازی، میز پینگ‌پونگ و حتی سرسره به چشم می‌خورد! پژوهش‌ها نشان می‌دهند ما کارها و وظایف جدید را در قالب سرگرمی، بهتر یاد می‌گیریم. علاوه بر این، این روش می‌تواند با تقویت روحیه به افزایش بهره وری منجر شود. به‌عقیدۀ برخی کارشناسان، صرف زمانی برای بازی، با افزایش قدرت تخیل به سازگارپذیری و حل بهتر و سریع‌تر مسئله کمک می‌کند.

امروزه بیشتر ما چنان درگیر کار، رسیدگی به امور خانه و وظایف دیگر هستیم که گویی زمانی برای تفریح نداریم. اما مسئله این است که بازی و تفریح را نباید در آخر صف قرار بدهیم و اگر وقت داشتیم به سراغش برویم، بلکه باید آن را یکی از اصول زندگی روزمره‌مان بدانیم. در سپتامبر ۲۰۱۸، مجمع جهانی اقتصاد نشستی در چین برگزار کرد. در این نشست، «دیوید گان» نویسندهٔ کتاب «کارآفرین بازیگوش»‌ توضیح داد که چطور با ترکیب بازی و کارهای روزمره، به کارآفرینی بازیگوش تبدیل شد! به‌گفتۀ گان، بازی نقشی اساسی در موفقیت او داشت. بازی ما را به سوی کاوشگری، تجربه‌اندوزی و کنجکاوی سوق می‌دهد.

شاید به همین دلیل است که هر سال، نخبگان و افراد موفق در سراسر دنیا در برنامه‌هایی مانند «برنینگ من» (Burning Man Festival) شرکت می‌کنند. در این جشنواره‌، مردم نقاط مختلف دنیا در صحرای نِوادا جمع می‌شوند و تا یک هفته در هر لباسی که دوست دارند، در سرگرمی‌های گوناگون شرکت و انواع بازی‌های بزرگ‌سالان را تجربه می‌کنند.


حتما بخوانید: ۲۲ بازی ‌گروهی مختلف برای دورهمی‌های دوستانه


بازی و سرگرمی، عامل تقویت مهارت‌ها

بازی و سرگرمی در محیط کار به تقویت مهارت های مختلف کمک می کند

امروزه حقوق و دستمزد تنها عامل انگیزش کارکنان شرکت‌ها نیست. کسب و کار ها باید به‌دنبال راه‌هایی نو برای ایجاد انگیزه در کارکنان باشند. سازمان‌ها و شرکت‌هایی که به‌شکلی اثربخش از توانمندی‌های خلاقانۀ کارکنان‌شان بهره می‌گیرند، به‌خوبی می‌دانند که خلاقیت با دستور دادن ایجاد نمی‌شود، بلکه باید آن را تحریک کرد و پروراند. ما باید شرایط لازم را برای شکوفایی و پرورش خلاقیت در آدم‌های خلاق و مبتکر فراهم کنیم.

ما باید از ابزارها، آموزش‌ها و عناصر الهام‌بخش برای تقویت مهارت‌هایی بهره بگیریم که به‌کمک آنها می‌توانیم آینده‌مان را بسازیم. خلاقیت، توانایی حل مسئله، تصویرسازی و کار گروهی از مهم‌ترین مهارت‌های نیروی کار آینده هستند. ما به آدم‌هایی نیاز داریم که بتوانند مستقل فکر کنند و خلاق باشند. در این مسیر، بازی و سرگرمی منبع خوبی برای الهام‌بخشی و الهام‌ گرفتن است.

شما اهل بازی هستید؟ به‌نظرتان در کسب‌وکارهای ایران تا چه اندازه به بازی و سرگرمی اهمیت داده می‌شود؟ آیا تجربه‌ای از بازی با همکاران‌تان در محیط کار دارید؟ آیا این بازی‌ها از سوی مدیران و کارفرمایان ترتیب داده یا حمایت می‌شوند؟ این بازی‌ها چه تأثیری بر روند کار شما داشته‌اند؟ بعد از خواندن این مطلب در نهایت شما با بازی در محیط و ساعات کاری مخالفید یا موافق؛‌ چرا؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید.


در ادامه بخوانید: محل کار گوگل چگونه است؟


  • تاریخ : 11ام مرداد 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 2 بازدید

همه دوست دارند که چشم‌شان مانند عقابی تیزبین ببیند و شمارۀ چشم‌شان از ده، دهِ تمام باشد. اما متأسفانه بعضی از افراد از جمله نویسندۀ این مطلب برای تمام‌وکمال دیدن نیاز به عینک دارند. کسانی که دید کامل یا دَه‌دَهُم ندارند باید از عینک‌های دوربین، نزدیک‌بین یا آستیگمات استفاده کنند. اما آستیگمات چشم دقیقا چیست؟ در این مطلب با ابن بیماری و نحوه تشخیص و درمان آن بیشتر آشنا می‌شوید.

آستیگمات چشم چیست؟ به چه چشمی آستیگماتیک می‌گویند؟

آستیگمات بودن چشم یعنی، این عضو مهم بدن‌ به اندازه کافی گِرد و مدوّر نیست. چشم سالم کاملا گرد و دایره‌ای است. در نتیجه، نور با ورود به آن به‌طور یکدست و منظم شکسته می‌شود و فرد همه‌چیز را دقیق و واضح می‌بیند. حال، اگر کُرۀ چشم‌تان به اندازه کافی گرد و مدوّر نباشد، نور بعد از ورود به آن نمی‌تواند به‌طور منسجم و یکدست منتشر و شکسته شود و مسیر آن به یک سمت بیش از جهت‌های دیگر در چشم خواهد بود. این یعنی توجه چشم در دیدن اجسام و مناظر مختلف، بیشتر به یک بخش معطوف می‌شود. نتیجه چیزی نیست به‌جز تار و موج‌دار دیدن اشیا و مناظر مختلف. پزشکان چنین مشکلی را به‌سادگی و با تجویز عینک مناسب، جراحی یا لنز از بین می‌برند.

علت آستیگمات چشم چیست؟

آستیگمات چشم - دید عینک

دلیل دقیق آستیگمات بودن چشم مشخص نیست. حتی بعضی از افراد به‌طور مادرزادی با این عارضه به دنیا می‌آیند و به عبارت دیگر، چنین مشکلی رواج زیادی دارد. گاهی‌اوقات، بعد از جراحی، بیماری یا صدمه دیدن چشم هم امکان وقوع آستیگمات چشم هست.

شاید شنیده باشید که می‌گویند مطالعه در نور کم یا تماشای تلویزیون از فاصلۀ خیلی نزدیک، موجب وقوع آستیگماتیسم می‌شود اما تمام اینها توهم و افسانه‌ای بیش نیست.

علائم ابتلا به آستیگمات چیست؟

تاری دید اصلی‌ترین نشانۀ آستیگمات است. این تاری به خستگی و فشار آمدن به چشم ربطی ندارد و نشانۀ اصلی و عمدۀ دچار شدن به آستیگماتیسم است. پس اگر به‌خوبی اشیا و مناظر را نمی‌بینید و همه‌چیز در تاری مبهمی فرو رفته است، باید حتما به پزشک مراجعه کنید. علاوه بر تاری، دوبینی هم از نشانه‌های دچار شدن به آستیگمات چشم است. کسانی که شمارۀ چشم‌شان زیاد بالا نیست، متوجه تاری و دوبینی نمی‌شوند اما اگر شمارۀ چشم‌تان بالا برود، احتمالا همه‌چیز را مغشوش می‌بینید.

نکتۀ بسیار مهمی که دربارۀ آستیگمات چشم باید در نظر داشت این است که کودکان مبتلا به این مشکل نمی‌دانند که دیدشان مخدوش شده است. آنها همه‌چیز را تار می‌بینند و فکر می‌کنند که ایرادی ندارد و باید هم همین‌طور باشد. کودکان درک درستی از این مشکل ندارند. به همین دلیل است که باید مدام تحت نظر پزشکان باشند. آنها را به معاینۀ چشم ببرید تا در صورت وجود مشکلاتی نظیر آستیگمات، درمان را شروع کنند.

از نشانه‌های آستیگمات چشم می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • تار دیدن نوشته‌های ریز و دشواری در خواندن؛
  • دوبینی؛
  • دشواری و ناتوانی در دیدن دور و نزدیک، بدون جمع کردن چشم‌ها.

کودکان مبتلا به مشکلات چشمی از جمله آستیگمات هم علائمی مشابه نشانه‌های زیر را دارند:

  • دشواری در خواندن نوشته‌های ریز و دیدن درستِ خطوط؛
  • خستگی چشم‌ها، سردرد و فشار آمدن به چشم‌ها.

درصورتی‌که اشیا و مناظر را از هر فاصله‌ای به‌خوبی نمی‌بینید، باید حتما به پزشک مراجعه کنید.

آستیگمات چشم، چطور تشخیص داده می‌شود؟

آستیگمات چشم - عینک

تشخیص آستیگمات با مراجعه به پزشک مقدور می‌شود. پزشکان با معاینه‌های مخصوصی درمی‌یابند که چشم‌تان مشکل دوربینی، نزدیک‌بینی یا آستیگماتیسم دارد. آستیگمات چشم به‌کُندی و تدریجی اتفاق می‌افتد. به همین خاطر اگر در دیدتان، تغییراتی احساس می‌کنید باید به‌سرعت به چشم‌پزشک مراجعه کنید.

آزمایش بینایی‌سنجی

در این روش، فرد از فاصلۀ تقریبا شِش‌متری، حروفی را باید بخواند و تشخیص بدهد. این حروف برای سنجش میزان بینایی روی یک تابلو قرار گرفته‌اند. اگر چشم سالم باشد، خواندن حروف تابلو از این فاصله مقدور خواهد بود و اصطلاحا چشم فرد بیست‌بیستم یا سالم خوانده می‌شود. اما اگر توانایی دید یک فرد بیست‌هشتادم باشد، برای دیدن تابلویی که افراد سالم در فاصله تقریبا ۲۴ متری، آن را به‌خوبی می‌بینند باید جلوتر برود و در فاصلۀ شِش‌متری، تابلو را بدون مشکل می‌بیند.

استفاده از دستگاه تعیین شماره

چشم‌پزشکان دستگاه بزرگی دارند که به آن «فوروپتر» (phoropter) می‌گویند. این دستگاه مقابلِ صورت هر فرد قرار می‌گیرد. پزشک با تعویض عدسی‌های مختلف در آن، از شما می‌خواهد بگویید با کدام عدسی، دید بهتری دارید. در واقع، به‌کمک این دستگاه، شمارۀ چشم افراد تعیین می‌شود. گاهی‌ اوقات هم چشم‌پزشکان با وسیله‌ای دسته‌دار به نام رِتینسکوپ یا «شبکیه‌بین»، داخل چشم فرد را نگاه می‌کنند.

سپس پزشک به‌کمک دستگاه فوروپتر، عدسی‌های مختلف را برای چشم‌تان امتحان می‌کند. آنگاه گزینه‌ای برای‌تان تجویز می‌کند که به شما دیدی کامل می‌دهد. این کار برای هر دو چشم انجام می‌شود. نهایتا شمارۀ چشم فرد مشخص می‌شود تا بتواند با لنز طبی یا عینک، مشکل دید خود را رفع کند.


حتما بخوانید: چطور بهترین عینک مناسب چهره‌تان را انتخاب کنید؟‌


روش کراتومتری

به‌کمک دستگاه «کراتومتر» هم امکان سنجش وضعیت بینایی وجود دارد. با این دستگاه، میزان خمیدگی در مرکز قرنیه اندازه‌گیری می‌شود. سپس بررسی‌ها برای اینکه انحنای چشم چگونه است، به‌طور کامل انجام می‌شود. این بررسی‌ها به پزشک نشان می‌دهد که شکل قرنیۀ بیمار چگونه و تمرکزش در دید چطور است. برای تجویز لنز طبی مناسب یا معاینه چشم‌ها بعد از جراحی هم از کراتومتر استفاده می‌شود.

عارضه‌نگاری (توپوگرافی) قرنیه

این فنّاوری تازه بهترین گزارش از وضعیت قرنیۀ فرد را در اختیار پزشک قرار می‌دهد. برای معاینۀ چشم با آن، چشم‌پزشک از فرد می‌خواهد که به چیزی مشخص نگاه کند. در این حین، فنّاوری پیشرفتۀ دستگاه «عارضه‌نگاری» دقیق‌ترین و جزئی‌ترین اطلاعات را دربارۀ شکل قرنیه به ثبت می‌رساند و اطلاعات متعددی دربارۀ وضعیت چشم دریافت می‌کند.

بعد از این مرحله، رایانه با استفاده از داده‌هایی که در دست دارد، نقشه‌ای رنگی از قرنیه چشم می‌کشد. پزشک با ملاحظۀ آن نقشه، برای جراحی کردن آب مروارید یا آستیگمات چشم تصمیم گیری می‌کند. از این وسیله در تجویز عدسی برای لنز و عینک هم استفاده می‌شود. ضمن اینکه در تشخیص مشکلاتی نظیر قوز قرنیه (آستیگماتیسم شدید) هم از آن بهره می‌برند.

درمان آستیگمات چگونه است؟

آستیگمات چشم - معاینه

تقریبا همۀ کسانی که به آستیگمات چشم دچار هستند، با عینک یا لنزهای طبی، دید کامل را دوباره به دست می‌آورند. اما اگر شمارۀ چشم‌تان بسیار پایین باشد و هیچ مشکل چشمیِ دیگری هم نداشته باشید، احتمال دارد که چشم‌پزشک نیازی به استفاده از این ابزارها نبیند.

همیشه ماجرا فقط تاری دید ساده ناشی از آستیگمات نیست. گاهی‌ اوقات بعضی از افراد به مشکلات غیرعادی چشمی دچار هستند. مثلا قرنیه یعنی بخش جلویی چشم‌شان مشکل دارد. یکی از این موارد غیرعادی، قوز قرنیه است که در آن کُرۀ چشم به‌ حالت مخروطی درمی‌آید. چنین مشکلاتی زیاد رایج نیست.

برای درمان آستیگمات عادی چشم، دو سطح از درمان وجود دارد:

  • عدسی طبی اصلاح‌کنندۀ دید: در این درمان، چشم‌پزشک لنز طبی یا عینک تجویز می‌کند. به این عدسی‌ها، عدسی هلالی گفته می‌شود. عدسی‌های هلالی می‌توانند نور را به یک سمت خاص، بیشتر از جهت‌های دیگر معطوف کنند. اگر مشکل آستیگمات چشم‌تان جدی‌تر از موارد عادی باشد، پزشکان به‌سراغ تجویز لنز سخت نفوذپذیر به گاز هم می‌روند. این چشم‌پزشکان هستند که تشخیص گزینۀ بهتر برای چشم‌تان را بر عهده دارند.
  • عمل انعکاسی: این روش درمانْ نوعی جراحی با لیزر است. در این عمل، شکل قرنیه تغییر می‌کند. این نوع از جراحی انواع مختلفی دارد. به همین خاطر باید با پزشک دربارۀ بهترین گزینۀ جراحی مشورت کنید. برای انجام عمل چشم، نباید زخم قرنیه یا مشکلات شبکیه داشته باشید.

در ادامه بخوانید: ۵ عادت بدی که به سلامتی چشم شما آسیب می‌رساند


  • تاریخ : 11ام مرداد 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 2 بازدید

پرورش و رشد کودک کاری بزرگ و دشوار است. برخی اوقات بعضی از والدین از درک تفاوت‌های شخصیتی میان کودکان متعجب می‌شوند. این والدین توقع دارند همۀ کودکان مثل هم رفتار کنند. این موضوع گاهی باعث رفتار اشتباه والدین و ناراحتی کودک خواهد شد. کودک خجالتی، برونگرا یا درونگرا هرکدام ویژگی‌های ویژۀ خود را دارند. در این مقاله با ما همراه باشید تا بیشتر به شرح این موضوع بپردازیم.

تفاوت درونگرا بودن با خجالتی بودن

هرچند ممکن است خجالت و درون گرایی شبیه به هم تلقی شوند، اما دو موضوع متفاوت هستند. فرد درونگرا از تنها بودن لذت می‌برد و پس از گذراندن زمان زیاد با دیگران ازنظر احساسی خسته می‌شود. فرد خجالتی لزوما مایل به تنها بودن نیست اما از ارتباط با دیگران به وحشت می‌افتد.

دو بچه را در کلاس در نظر بگیرید. یکی از آنها درونگرا و دیگری خجالتی است. کودک درونگرا خواستار ماندن روی صندلی‌اش و کتابخوانی است، چون بودن با دیگر بچه‌ها به‌نظر او استرس‌زا است. در مقابل، کودک خجالتی می‌خواهد به جمع بچه‌ها بپیوندد اما چون از قرار گرفتن در جمع آنها می‌ترسد، روی صندلی‌اش باقی می‌ماند.

آیا درونگرایی درمان‌شدنی است؟

به بچه‌های خجالتی برای غلبه بر خجالت می‌توان کمک کرد، اما درونگرایی بخشی از وجود فرد است مثل رنگ مو و چشم. به کلام دیگر، می‌توان افراد خجالتی را درمان کرد، اما درمانی برای درونگرایی وجود ندارد. همۀ درونگراها خجالتی نیستند. در واقع، برخی از آنها توانایی‌های اجتماعی عالی‌ای دارند. باوجودِاین، فرد درونگرا پس از حضور در فعالیت‌های اجتماعی، ازنظر احساسی خسته می‌شود و نیاز دارد زمانی را در تنهایی بگذراند تا باتری احساسی‌اش دوباره «شارژ» شود.

اگرچه خجالتی بودن درمان‌پذیر است، تلاش برای تغییر دادن درونگرایی به برونگرایی می‌تواند موجب استرس و شروع مشکلاتی در عزت نفس شود. درونگراها می‌توانند راهبردهای کنار آمدن با موقعیت‌های اجتماعی را بیاموزند، اما آنها همیشه درونگرا باقی خواهند ماند.

اگر فکر می‌کنید کودک شما درونگراست، لازم است به برخی ویژگی‌های درونگرایی توجه کنید و ببینید کودک شما چند نشانه را در خود دارد.


حتما بخوانید: کتاب قدرت سکوت اثر سوزان کین؛ آشنایی با دنیای درون‌گراها


چگونه به کودکان درونگرا کمک کنیم؟

ویژگی‌های کودکان درون گرا و نحوه صحیح برخورد با آنها

پیش از هر چیز باید قبول کنیم که درونگرایی اختلال نیست تا نیازمند روش‌های درمانی باشد. بنابراین، کودک درونگرای شما واقعا به کمک نیاز ندارد. اما برای اطمینان از سلامتی و شادی کودک‌تان، می‌توانید نکاتی را رعایت کنید.

بهترین کاری که می‌توانید برای فرزندتان انجام دهید این است که این حقیقت را بدانید و بپذیرید که درونگرایی یکی از صفات شخصیتی عادی است. این موضوع را بپذیرید که کودک شما آن شخصیت اجتماعی فعالی نیست که همیشه آرزو داشته‌اید. قرار نیست خانه‌تان به‌طور منظم پذیرای دوستان زیاد کودک‌تان باشد. بپذیرید که کودک‌تان بی‌شک از گذراندن زمان در تنهایی لذت می‌برد. بپذیرید که کودک شما دوستان نزدیک انگشت‌شماری خواهد داشت.

اگر بتوانید پذیرای این ویژگی‌ها باشید، کمتر کودک‌تان را به شرکت در فعالیت‌های اجتماعی‌ای که برای او خوشایند نیست مجبور خواهید کرد.

همچنین فراموش نکنید که پس از فعالیت‌های اجتماعی، به کودک‌تان زمانی برای تنها بودن اختصاص دهید. مثلا اگر فرزندتان به جشن تولد رفته است، از خواستهٔ او برای تنها بودن پس از بازگشت به خانه شگفت‌زده نشوید. رفتن از یک موقعیت اجتماعی به یک موقعیت دیگر، حتی یک شام خانوادگی، می‌تواند برای کودک کمی استرس‌زا باشد و او را عبوس کند.

بزرگ کردن کودک درونگرا می‌تواند کار دشواری باشد، به‌ویژه برای والدین برونگرا. اما مثل تمام بچه‌ها، آنها نیز بیش از هر چیز به عشق و درک والدین‌شان نیاز دارند.


در ادامه بخوانید: پنج عامل بزرگ شخصیت و اهمیت آنها در دوران بلوغ و رشد نوجوانان


  • تاریخ : 11ام مرداد 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 2 بازدید

رهبران موفق افرادی هستند که نه‌تنها برای گروه کاری‌ خود، بلکه برای خودشان وقت کافی صرف می‌کنند. رهبر بودن فقط این نیست که از جلسه‌ای به جلسۀ دیگر بروید و به وظایف روزانۀ خود برسید. مهم این است که برای کنترل شرایط و گرفتن تصمیمات راهبردیِ روبه‌جلو زمان صرف کنید. در این مقاله به شما خواهیم گفت که چطور می‌توانید به‌عنوان یک رهبر،‌ در ۳ گام ساده عملکرد استراتژیک‌تری داشته باشید.

هر هفته زمانی را به خودتان اختصاص دهید. در این فرصت به بررسی گام‌های قبلی، دوری از کارهای بی‌حاصل و داشتن فکرهای راهبردی‌تر برای کارتان بپردازید. این‌ کار را می‌توان «بازنگری شخصی» نامید. در واقع، شما زمانی را به بررسی موارد زیر اختصاص می‌دهید:

  • هفته‌ای که گذشت؛
  • اشتیاق برای جلسات هفتۀ پیش‌‌ِرو؛
  • داشتن برنامه‌ای راهبردی برای کارهایی که باید انجام دهید، با توجه به زمانی که در اختیار دارید.

به شما پیشنهاد می‌کنیم که یک ساعت از ایام هفته مثلا هر جمعه بعدازظهر را در تقویم مشخص کنید تا مطمئن شوید که خودتان و هفتۀ پیش‌ِرو را برای موفقیت‌تان آماده و تنظیم می‌کنید. در ادامه به ۳ گام اساسی اشاره شده است برای اینکه در مدیریت، استراتژیک‌تر (راهبردی‌تر) عمل کنید. این توصیه‌ها می‌تواند به شما در کارتان کمک کند.

۱. بررسی هفته‌ای که گذشت

به تقویم، لیست کاری و اهداف‌تان نگاه کنید. ببینید چه کارهایی انجام داده‌اید، چه چیزهایی را فراموش کرده‌اید، چه کاری را خوب انجام داده‌اید و به چه چیزی افتخار می‌کنید. این مرحله به شما کمک می‌کند نقاط ضعف‌تان را بشناسید و موفقیت‌های‌تان را جشن بگیرید.

این مرحله را می‌توانید به‌صورت یادداشت‌های شخصی با استفاده از نرم‌افزارهای ویژۀ این کار انجام دهید. علاوه‌براین، می‌توانید افکارتان را روی کاغذ بنویسید و به‌نحوی با این کار آنها را سازمان‌دهی کنید.

۲. برنامه‌ریزی برای هفتۀ پیشِ‌رو

3 قدم برای اینکه به عنوان یک مدیر، استراتژیک‌تر عمل کنید - برنامه‌ریزی برای هفتۀ پیش رو

در تقویم‌تان به هفتۀ آینده نگاه کنید. دنبال چه چیزی هستید؟ چه کارهای مهمی را باید انجام دهید؟ پروژۀ بزرگ و اقدامات کوچکی که تا آخر هفته باید انجام دهید چیست؟ فهرستی از مجموعه کارهایی که باید در هفتۀ آینده انجام دهید تهیه کنید.

فهرست‌تان را در جایی قرار دهید که هر روز آن را ببینید و یادآور فعالیت‌های شما باشد. ابزارهای زیادی هستند که می‌توانند در این کار به شما کمک کنند. بررسی کنید که کدام‌یک برای شما بهتر است. مثلا می‌توانید یک فهرست ساده در نرم‌افزار ورد (Microsoft Word) بسازید. یا از Google Note یا ابزارهای یادداشت تلفن همراه استفاده کنید.

اگر زمان کافی برای انجام تمام کارهای داخل فهرست را ندارید، گام سوم را بخوانید.

۳. «نه گفتن»، تفویض اختیار یا به تأخیر انداختن کار

شما مدیر پرمشغله‌ای هستید. بر اساس جلسات هفتگی موجود در تقویم، ارتباطات شخصی و خانوادگی و پروژه‌هایی که باید در هفته‌های آینده پیش ببرید، این احتمال وجود دارد که کارهایی که برای‌شان برنامه‌ریزی می‌کنید بیشتر از مدت‌زمانی باشد که در اختیار دارید. شاید به خودتان بگویید که از پسِ تمام آنها برمی‌آیم، اما بهتر است واقع‌بین باشید و راهبردی‌تر عمل کنید. برای مشخص کردن این موضوع که چه کاری را می‌توانید در هفتۀ پیش‌ِرو انجام دهید و چه کاری را می‌توانید به دیگری تفویض کنید یا به تأخیر بیندازید، از چهار پرسش زیر استفاده کنید.

الف. چه کاری در اولویت است؟

این پرسش یعنی به وظایف، جلسات و پروژه‌هایی که بیشترین اهمیت را در رسیدن به اهداف کوتاه‌مدت و بلندمدت شما دارند، دوباره دقت کنید. آنگاه ابتدا کارهای ساده‌تر یا کارهایی را که مشخص‌تر هستند در اولویت قرار دهید؛ سپس کارهای سخت را که به فکر بیشتری نیاز دارند به مرحلۀ بعد موکول کنید. مهم‌ترین وظایف و کارها را در مرحلۀ اول قرار ندهید.

ب. به چه چیزهایی باید «نه» بگویید؟

برای بسیاری از افراد «نه گفتن» کار سختی است. زمانی که به جلسه یا پروژه‌ای «بله» می‌گویید، ناخواسته به چیزهای دیگر «نه» گفته‌اید. به‌جای اینکه دربارۀ کارهایی که قبلا قول‌شان را داده‌اید کوتاهی کنید، یاد بگیرید چطور از راهبرد «نه گفتن» استفاده کنید.

ج. چه کارهایی را می‌توانید به شخص دیگری تفویض کنید؟

وظایف زیادی هستند که به‌عنوان رهبر، نیاز نیست خودتان آنها را انجام دهید. اینها مواردی هستند که باید از فهرست‌تان خارج کنید و به اعضای گروه‌تان بسپارید. به این راهبرد «تفویض اختیار» می‌گویند. شاید سپردن برخی کارها به دیگران در ابتدای امر، زمان زیادی از شما بگیرد، اما در درازمدت این بار از دوش شما برداشته خواهد شد. هنگامی‌که اعضای گروه خودشان در آن کارها خبره شوند و دیگر وقت شما را نگیرند، شما در زمان‌تان صرفه‌جویی می‌کنید و از میزان استرس و فشار روی شما کم می‌شود. البته این بدان معنا نیست که شما می‌توانید تمام وظایف‌تان را به کارمندان بسپارید. برخی کارهای اساسیِ مدیریتی فقط‌وفقط وظایف شما هستند.

د. چه چیزی را می‌توانید به تأخیر بیاندازید؟

گفتیم که بعضی از پروژه‌ها و وظایف را لازم است شخصا انجام دهید. بااین‌حال برخی کارها هستند که لازم نیست که همۀ آنها در روز، هفته، ماه یا حتی سه‌ماهۀ بعدی انجام شود. اگر چیزی آن‌قدر ضروری نیست و انجام سریع آن تأثیر خاصی بر کار شما نمی‌گذارد، آن را در زمان دیگری انجام دهید. فقط یادتان باشد که در تقویم یادداشت کنید تا بعدا زمانی را برای انجام آن در نظر بگیرید.

زمانی‌که بر اساس این پرسش‌ها کار می‌کنید، برنامۀ مشخص و واضح‌تری از جلسات، پروژه‌ها و وظایف خواهید داشت. بدین ترتیب، خود را برای موفقیت در هفتۀ بعد آماده کرده‌اید.

اگر امروز کمی وقت بگذارید و هرکدام از این موارد را در تقویم مشخص کنید، نگران مواجهه با کارمندان‌تان نخواهید بود. شما زمانی را برای گوش دادن به آنها، درخواست کردن و حمایت از آنها به‌صورت هفتگی، ماهانه و سالانه در نظر گرفته‌اید. اگر شیوه مدیریت‌تان را برنامه‌ریزی کنید، کاری که انجام می‌دهید و چیزی که دیگران به‌عنوان رهبر از شما انتظار دارند، رابطه‌ای منطقی خواهد داشت. همچنین می‌توانید نظم و ترتیب بیشتری ایجاد کنید و بر خودتان و کارمندان‌تان تمرکز بیشتری داشته باشید.


در ادامه بخوانید: ۱۰ اصطلاح که یک رهبر باید بداند


صفحه 6 از 146
»... قبلی 234567891011 بعدی 203040...«