اخبار فناوری

چشم برتر | جدیدترین اخبار IT و فناوری اطلاعات

  • تاریخ : 8ام مرداد 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 1 بازدید

تصور کنید چه عالی می‌شد اگر بچه‌ها به‌همراه کتابچۀ راهنما به‌ دنیا می‌آمدند! اما متأسفانه این‌طور نیست. پدرومادری‌کردن همیشه با خطا همراه است که البته اشکالی ندارد. یکی از دشوارترین کارها نحوۀ حرف زدن با فرزندان است. یک حرف ساده می‌تواند پیام یا فکر نامناسبی را به فرزندان القا کند. ما حتی ممکن است متوجه نشویم اثر حرفی که به بچه‌ها گفته‌ایم تا چه‌ اندازه است. در این مقاله، نگاهی عمیق‌تر به عبارات پرکاربردی می‌اندازیم که در رابطه با فرزندان‌مان به کار می‌بریم. همراه ما باشید، در این مقاله با ۱۹ جمله‌ای آشنا می‌شویم که هرگز نباید به بچه‌ها بگوییم.

۱. بهت افتخار می‌کنم (باعث افتخار منی)

دکتر پیک‌هارد، روان‌شناس، می‌گوید: «نباید چنین جملات تشویقی کلی‌ای را بدون دقت به کودک بگوییم. کودک با شنیدن این جمله، مسئولیت تأمین احساس غرور والدین را بر دوش خود احساس می‌کند. پیام ضمنی این عبارت این است: “کاری که انجامش دادی باعث می‌شود به وجود خودم افتخار کنم”.»

اعتبار را به صاحبش بدهید - عباراتی که هرگز نباید به کودکان‌تان بگویید

به‌عقیدۀ او، باید به‌جای آن بگوییم: «خوش به حالت.» بهتر است پدرومادرها اعتبار کار خوب را به کسی نسبت بدهند که آن را کسب کرده است، یعنی خودِ فرزند.

۲. کارت عالی بود

کاری که فرزندتان انجام داده، شما را خیلی خوشحال کرده است؟ سوزان نیومن، روان‌شناس اجتماعی، توصیه می‌کند: «برای تشویق و افزایش عزت نفس، بسیار بهتر است روی چگونگی کسب موفقیت تأکید کنید. عباراتی مانند “کارت عالی بود”، “چه پسر باهوشی”، “تو بی‌نظیری” و ازاین‌دست عبارات، بعد از مدتی خنثی می‌شوند.» به‌جای اینها چه می‌توانیم بگوییم؟ مثلا:

فرزندمان نمرات کارنامۀ درخشانش را نشان‌مان می‌دهد: «همه نمراتت رو خیلی‌خوب گرفتی. حتما خیلی براش تلاش کردی.»

تیم ورزشی فرزندمان برنده می‌شود: «از پاسی که دادی تا دوستت بتونه امتیاز بگیره، خوشم اومد.»

فرزندمان نقاشی زیبایی کشیده است: «چه‌جوری این رنگ‌های قشنگ رو برای نقاشیت انتخاب کردی؟» یا «چطور این شکل/ طراحی رو تونستی دربیاری؟»

دکتر نیومن معتقد است: «واکنش‌های این‌‌چنینیِ پدرومادر تفکر کودک را متوجه فرایند انجام کار و تلاش در جهت رسیدن به هدف می‌کند.»

۳. تو باید الگوی برادر کوچکت باشی

بچه‌های بزرگ‌تر ممکن است به‌دلیل توجه بیشتری که احتمالا نصیب کوچک‌ترها می‌شود، دست به بدرفتاری بزنند.

به آنها چه بگوییم؟ پیشنهاد کاترین کرسی، استاد تعلیم‌وتربیت، تحسین و تمجید فرزندان بزرگ‌تر است. به‌نظر او، باید به بچه‌های بزرگ‌تر بگوییم که وجودشان چقدر در زندگی خواهر‌ یا برادرشان مهم است: «چشم برادرت به توست، تو براش الگوی خیلی خوبی هستی.»


حتما بخوانید: چطور به فرزندان‌ یاد دهیم که با یکدیگر رابطه‌ خوبی داشته باشند؟


۴. صبر کن بابات/ مامانت بیاد خونه!

چرا با گفتن این حرف مسئولیت را به دیگری انتقال بدهیم؟ خودداری در مشارکت برای تربیت فرزند در بسیاری از خانواده‌ها دیده می‌شود؛ در‌حالی‌که والدین در این مورد برابر هستند. نباید یکی از آنها مسئول سخت‌گیری باشد یا از او به‌عنوان تهدید استفاده شود. به‌عنوان پدر و مادر باید مانند گروه واحدی عمل کنیم.

به‌جای آن بگوییم: «یه هفته اجازه نداری بیرون بازی کنی، چون حرف زشتی زدی.» این تنبیه را هم به تأخیر نیندازید. بی‌درنگ اجرایش کنید.

۵. هیچ‌وقت نمی‌بخشمت

حتی برای بهترین پدرومادرها هم اتفاق می‌افتد: وقتی رفتار بدون‌ملاحظه‌ای از کودک سر می‌زند، به‌سرعت واکنش نشان می‌دهیم و حرف‌هایی می‌زنیم که ممکن است واقعا کودک را نابود کند. دکتر پیک‌هارد می‌گوید: «با این حرف، کودک احساس می‌کند از آنچه انجام داده تاابد علیه او استفاده خواهد شد.»

او پیشنهاد می‌کند پدرومادر ابتدا اوضاع را سبک‌سنگین کنند: «کارت بد بود، اما راهی پیدا می‌کنیم که مشکل رو حل کنیم و تمومش کنیم.» در گرماگرم ماجرا به‌سادگی ممکن است حرفی عجولانه بزنیم. پس نفسی عمیق بکشیم و قبل از تصمیم گیری، صبر کنیم تا آرام شویم.

۶. مایۀ خجالت هستی!

متخصصان چنین عبارتی را منفی می‌شمرند. پیک‌هارد معتقد است کاربرد این عبارت باعث می‌شود کودک خود را «ننگ خانواده» بداند.

به‌جای آن بگوییم: «کاری که کردی احساس بدی بهم می‌ده، اما مثل همیشه خودت رو خیلی دوست دارم.»

۷. نگران نباش، همه‌چی درست می‌شه

اگر فرزندمان از شنیدن اخبار ناگوار دچار پریشانی شود، نباید سعی کنیم نگرانی آنها را نادیده بگیریم؛ بلکه باید مستقیما درباره‌اش حرف بزنیم. به‌نظر دکتر نیومن، بهتر است برای او توضیح بدهیم که به‌عنوان پدرومادر هر کاری بتوانیم، می‌کنیم تا آنها در امنیت باشند.

چه بگوییم؟ می‌گوییم: «مامان و بابا همیشه پیشت هستن و قراره برای مواقع خطرناکی مثل این یه برنامه بریزیم.»


حتما بخوانید: چطور کودکانی خوش‌بین تربیت کنیم؟


۸. بده من انجام بدم

انجام کار به جای فرزند

وقتی فرزندمان نمی‌تواند برنامۀ درسی‌اش را به پایان برساند یا در حل تکالیفش به مشکل برخورده است، به‌راحتی بی‌قرار می‌شویم و می‌خواهیم خودمان آن را برعهده بگیریم.

درحالی‌که دکتر کرسی روشی را پیشنهاد می‌دهد که همکاری بیشتری در آن احساس می‌شود؛ بهترین حرفی که می‌توانیم در این‌ مواقع بزنیم این است: «بیا با هم انجامش بدیم!»

۹. گریه نکن

زمینه‌سازی برای این مهم است که کودک احساس خود را، به‌جای انباشتن در خود، بروز دهد (ابراز احساسات). باید به فرزندمان کمک کنیم تا احساسات خود را بشناسد، و صادقانه و بدون سرپوش گذاشتن با آنها رو‌به‌رو شود. حتی اگر صدای گریه‌اش دیوانه‌کننده است، باید بدانیم که کودک ما آزرده است و نیاز به دلداری دارد.

به‌جای آن بگوییم: «می‌دونم ناراحتی که مهسا اینا اسباب‌کشی کردن، گریه‌ کردن اشکالی نداره. همه یه وقتایی لازم دارن احساسات‌شون رو نشون بدن. بذار بغلت کنم.»

۱۰. توی سن‌وسال تو زشته به روابط جنسی فکر کردن

والدین از رویارویی با پرسش اجتناب‌ناپذیر «بچه‌ها از کجا میان» پیوسته نگران‌اند. سعی نکنید این پرسش را نادیده بگیرید یا بگویید «بزرگ‌تر که شدی بهت می‌گم».

در عوض، دکتر ریک‌هارد پیشنهاد می‌کند که چنین جوابی بدهیم: «کنجکاوی دربارۀ روابط جنسی، طبیعی است. به هر سؤالی که داشته باشی جواب می‌دم». او اضافه می‌کند که لازم است آماده باشید تا بتوانید صادقانه و متناسب با سن کودک‌تان با او حرف بزنید.

۱۱. اگه همۀ غذات رو بخوری، بعد می‌تونی شیرینی بخوری

همۀ ما این حرف را شنیده‌ایم. تنقلات و شیرینی‌ها می‌توانند آنقدر هوس‌برانگیز باشند که حتی بزرگ‌سالان گاهی آنها را جایگزین وعدۀ اصلی غذا می‌کنند. اما سعی کنید از این خوراکی‌ها به‌عنوان جایزه استفاده نکنید. این کار برای کودک به این معنا است که انواع دیگر غذا به آن خوبی نیستند.

در عوض بگوییم: «ما باید خوراکی های خوب بخوریم تا بدن‌مون قوی بشه. وقتی سیر بشی، شکمت بهت خبر می‌ده. دلت می‌خواد عصرونه سیب یا آلبالو بخوری.»


حتما بخوانید: معرفی چند میان‌ وعده‌ برای کودکان


۱۲. اگه اتاقت رو تمیز نکنی، حسابت رو می‌رسم

کودک اتاقش را تمیز می‌کند

این عبارت مانند مورد شمارۀ ۱۱، نمونه‌ای معمولی از «اگر…، پس…» است. البته جنبۀ تهدیدآمیز این عبارت آن را پرخاشگرانه‌تر هم می‌کند. باید از جمله‌بندی‌هایی که رنگ‌وبوی تهدید دارند خودداری کنیم. مثلا: «یه کاری کنم که به حال خودت گریه کنی.»

درعوض بگوییم: «وقتی اتاقت تمیز شد، بعدش می‌شه بری بیرون بازی کنی.» دکتر کرسی تأکید دارد که باید جمله‌تان به حالتی مثبت اشاره داشته باشد.

۱۳. اگه خوب از خودت مراقبت کنی سالم می‌مونی

به‌خصوص اگر فرد بیماری در خانواده حضور دارد، چنین جمله‌ای برای کوچک‌ترهای حواس‌جمع سؤال‌برانگیز خواهد شد.

درعوض بگوییم: «حتی آدم‌های سالم هم بیمار می‌شن. ولی وقتی مریض بشیم، بنیۀ قوی خیلی کمک می‌کنه که حال‌مون خوب بشه.»

۱۴. مسائل مالی خانواده به تو ربطی نداره

مشکلات مالی در بسیاری از خانواده‌ها دائما در جریان است. اگر در این میان جروبحثی پیش بیاید، بچه‌ها خیلی زود متوجه این موضوع و نگران می‌شوند.

می‌توانیم به بچه‌ها بگوییم: «مسائل مالی یعنی ما چطور پول درمی‌آریم و باهاش چیکار می‌کنیم. هر موقع که دوست داشتی، هرچی بلدیم رو بهت یاد می‌دیم.»


حتما بخوانید: ۱۰ روش کاربردی برای تقویت هوش مالی کودکان


۱۵. ازت ناامید شدم

شاید فرزندمان در امتحانی قبول نشود. به‌نظر پیک‌هارد، اگر بگوییم «ازت ناامید شدم»، چنین صراحت‌کلامی می‌تواند فرزندمان را دچار این احساس کند که «از چشم پدرومادر افتاده‌ است و دیگر دوست‌داشتنی نیست.»

به‌جای آن بگوییم: «من جا خوردم، انتظارش رو نداشتم.»

۱۶. افتضاحه، بدتر از این نمی‌شه

وقتی در زندگی دچار مشکل می‌شویم، تکرار چندبارۀ چنین عبارتی از طرف ما می‌تواند بچه‌ها را عصبی یا ناراحت کند و چه‌بسا نگرانی‌های تازه‌ای ایجاد کند. دکتر نیومن می‌گوید: «وقتی کلمات هراس‌آور و هیجانی بارها تکرار شوند، کودک را به این باور می‌رسانند که آن اتفاق ناگوار بارها رخ داده است.»

به‌جای آن بگوییم:‌ «باور کردن همچین فاجعه‌ای سخته، اما اگه تو بخوای درباره‌‌اش حرف می‌زنیم.»

۱۷. بیا اینجا، همین حالا!

به‌اعتقاد دکتر کرسی، برای دریافت پاسخ خواسته‌های‌مان، بهتر است به فرزندمان زمان بدهیم، نه اینکه دائما عجول باشیم.

می‌توانیم بگوییم: «تقریبا وقت رفتنه. یک دقیقه لازم داری یا دو دقیقه؟»

۱۸. موقع کار همه‌اش جلوی دست‌وپای منی

کودکان را دخیل کنید

به‌خاطر انرژی همیشه‌زیادِ بچه‌ها، طبیعی است که سر راه ما قرار بگیرند.

به‌جای گفتن حرفی که نتیجه‌ای ندارد، می‌توانیم همان‌طور که دکتر کرسی توصیه می‌کند فرزندمان را درگیر کنیم: کاری را که به‌سادگی از عهده‌اش برمی‌آید برایش تدارک ببینیم. مثلا: «می‌تونی بهم کمک کنی و این بسته‌ها رو بپیچی/ این نخ‌ها رو گره بزنی؟»


حتما بخوانید: ۱۷ مهارت زندگی برای آموزش مسئولیت پذیری به کودکان


۱۹. چون من می‌گم!

این عبارت احتمالا یکی از تکراری‌ترین حرف‌های پدرومادرها است که به گوش بچه‌ها می‌رسد؛ البته باید از آن اجتناب کنیم. این جمله قدرت زیادی دارد اما مشکلش این است که تمام کنترل را از کودک می‌گیرد. همیشه وقت نداریم که دلایل خواسته‌مان را برای کودک توضیح بدهیم. اما باید سعی کنیم به او زمینۀ بهتری برای درک چراییِ خواسته‌مان بدهیم. بهتر است او بداند چرا می‌خواهیم کاری را انجام بدهد یا از انجام کاری خودداری کند.

جایگزین عبارت بالا می‌تواند چنین حرفی باشد: «می‌دونم خیلی دلت می‌خواد این بعدازظهر علیرضا رو ببینی. اما من امروز باید رخت‌ها رو بشورم و به کمکت احتیاج دارم. نظرت چیه که فردا علیرضا رو ببینیم؟» این رویکرد به کودک نشان می‌دهد که احساساتش مهم هستند و شما به حرف‌شان گوش می‌کنید.

کلام آخر

فارغ از آنچه قرار است به کودک بگوییم، مهم است که قبل از بر زبان آوردنش آن را مزه‌مزه کنیم. ذات بچه‌های کوچکْ کنجکاو و فعال بودن است. همیشه مطمئن‌ترین روش برخورد با آنها صادقانه حرف زدن دربارۀ مشکلات یا سؤالاتی است که ممکن است داشته باشند.

موارد این فهرست را با پدرو‌مادرهای دیگر و کسانی که از فرزندتان مراقبت می‌کنند به اشتراک بگذارید. چه حرف دیگری سراغ دارید که فکر می‌کنید نباید به بچه‌ها گفته شود؟ از خواندن تجربیات شما استقبال می‌کنیم.


در ادامه بخوانید: ۵۰ عبارتی که باید همیشه به فرزندان خود بگویید


  • تاریخ : 7ام مرداد 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 2 بازدید

شما برونگرا هستید یا درونگرا؟ این سؤالی است که حتما با آن روبه‌رو شده‌اید. شاید برای آن پاسخی هم یافته باشید و خود را جزء یکی از این دو دسته بدانید. اگر جزء دستۀ اول هستید، مطالعۀ این مقاله به شناخت بیشتر شما از ویژگی‌های اصلیِ برونگرایی کمک می‌کند. اگر هم درونگرا هستید، خواندن این مطلب به درک و پذیرش تفاوت‌های افراد برونگرای اطراف شما کمک می‌کند.

تاریخچه برونگرایی و درونگرایی

کارل گوستاو یونگ روانشناس مشهور سوئیسی است. او در سال ۱۹۶۰ میلادی، دو مفهوم برونگرایی (Extroversion) و درون گرایی (Introversion) را به‌عنوان شاکلۀ اصلی شخصیت افراد مطرح کرد. یونگ این دو ویژگی را بر مبنای منبعی دسته‌بندی کرد که افراد از آن انرژی می‌گیرند. بر این اساس، برونگراها افرادی هستند که از طریق شرکت در فعالیت‌های اجتماعی و ارتباط با دیگران انرژی می‌‌گیرند. در مقابل، درونگرایان برای تأمین انرژی موردنیاز خود به سکوت و تنهایی احتیاج دارند.

یونگ در تحقیقات خود دریافت که این دو مفهوم مطلق نیستند بلکه مانند دو سرِ یک طیف هستند. افراد می‌توانند در سراسر این دو طیف قرار بگیرند؛ یعنی برونگراها حتما برخی ویژگی‌های درونگرایی را هم در خود دارند و برعکس.

ویژگی‌های اصلی افراد برونگرا

برونگرایی
شخصیت دی‌کاپریو در فیلم «گرگ وال استریت»، نمونۀ بارز یک فرد برونگرا

برونگراها با خصوصیاتی مانند خوش‌مشربی، تفریح با دوستان، و حضور مداوم و خستگی‌ناپذیر در فعالیت‌ها شناخته می‌شوند. روان‌شناسان در طی سال‌ها مطالعه، ویژگی‌های این گروه از افراد را شناسایی کرده‌اند. در ادامه، ۸ مورد از مهم‌ترین ویژگی‌های برونگرایی را معرفی می‌کنیم. با بررسی این ویژگی‌ها در خودتان می‌توانید به برونگرایی یا درون‌گرایی خودتان پی ببرید.

۱. تمایل زیادی به برقراری ارتباط با دیگران دارند

افراد با خصلت‌های برونگرایی عاشق جلب‌ِتوجه و گسترش شبکۀ ارتباطی خود هستند. آنها در مشاغلی موفق‌ترند که نیاز به تعامل بالا با دیگران دارد. این افراد از تعامل با افراد غریبه نمی‌ترسند و نگران موقعیت‌های ناشناخته و آشنایی با افراد جدید نیستند.


حتما بخوانید: ۲۴ نشانه برای اینکه شما درون‌گرا هستید نه خجالتی


۲. از سکوت و تنهایی بیزارند

درونگرایان پس از یک جلسۀ جدی یا فعالیت اجتماعی باید به پیلۀ سکوت خود بازگردند تا انرژی‌شان را بازیابند؛ درحالی‌که افراد برونگرا انرژی خود را در تعامل و حضور در کنار دیگران کسب می‌کنند. برونگراها تمایل چندانی به تنها ماندن ندارند.

۳. از حضور در کنار دیگران لذت می‌برند

برونگرایی

برونگراها از حضور در گروه‌های شلوغ و بزرگ لذت می‌برند. آنها معمولا سردستۀ گروه‌شان می‌شوند و برنامه ریزی ها را به عهده می‌گیرند. این افراد به‌ندرت دعوت به مهمانی یا عروسی یا هر نوع فعالیت جمعیِ دیگر را رد می‌کنند.

۴. دوستان زیادی دارند

افراد برونگرا به‌راحتی دوستان جدید پیدا می‌کنند. آنها تمایل زیادی به برقراری ارتباط دارند چون از انرژی دیگران بهره‌مند می‌شوند. این افراد تمایل فراوانی به گسترش شبکۀ اجتماعی خود دارند. حضور در فعالیت‌های گوناگون باعث می‌شود برونگراها آشنایان و همراهان فراوانی داشته باشند.

۵. مشکلات خود را بیشتر با دیگران در میان می‌گذارند

درونگراها ترجیح می‌دهند مشکلات‌شان را علنی نکنند، اما برونگراها تمایل بیشتری دارند که دربارۀ مشکلات‌شان با دیگران گفت‌وگو کنند و راهنمایی بگیرند. آنها تمایلات خود را به‌راحتی بروز می‌دهند و دربارۀ توقعات و انتخاب‌های خود بحث می‌کنند.

۶. خوش‌‌مشرب و خوش‌بین هستند

افراد برونگرا معمولا با کلماتی مانند خوشحال، مثبت‌اندیش، شاد و اجتماعی توصیف می‌شوند. آنها کمتر در تفکر در مشکلات‌شان غرق می‌شوند. هرچند این افراد هم مانند دیگران درگیر مشکل می‌شوند، اما ترجیح می‌دهند مسائل را نادیده بگیرند و به آینده خوش‌بین باشند.


حتما بخوانید: ۱۷ عادت گفتاری افراد خیلی دوست داشتنی


۷. ریسک‌پذیر هستند

برونگرایی ریسک پذیری

برونگراها اهل ریسک پذیری هستند. برخی نظریه‌ها شکل خاص مغز آنها را عامل این خطرپذیری می‌داند. در مطالعه‌ای مشخص شد مغز برونگرایانی که در شرط‌بندی‌ها پیروز می‌شدند، مقدار زیادی دوپامین (هورمون لذت) ترشح می‌کرد. گرچه این مطالعه فقط در حوزۀ شرط‌بندی بود اما به دیگر فعالیت‌های همراه با هیجان و ریسک نیز تعمیم‌پذیر است.


حتما بخوانید: چرا ما از ریسک پذیری می‌ترسیم؟


۸. انعطاف‌پذیر هستند

برونگراها سازگاری بالایی در موقعیت‌های مختلف دارند. گرچه ممکن است در فعالیت‌هایی مانند کار و تفریح سازمان‌یافته عمل کنند اما از گرفتن تصمیماتِ آنی نمی‌ترسند.

طیف برونگرایی

اگر همۀ ویژگی‌های بالا را در خود نمی‌یابید، نگران نباشید. در واقع، اغلب افراد ویژگی‌های برونگرایی و درونگرایی را به‌شکل نسبی بروز می‌دهند. فقط تعداد کمی در دو انتهای طیف قرار می‌گیرند. حتی آدم‌هایی که از تنها ماندن در تعطیلات وحشت دارند، به اندکی تنهایی نیاز پیدا می‌کنند.

از طرفی، ویژگی‌های شخصیتی افراد در طول زمان دچار تغییر و تحول می‌شود. شاید شما در دوران کودکی بچۀ ساکت و سربه‌زیری بودید و حالا فعال و شلوغ، یا برعکس. حتی برخی افراد خودخواسته و با کمک مشاوران یا برنامه‌های خودآموز، خصلت‌های خود را تغییر می‌دهند.

بخش بزرگی از شخصیت شما پیش از آنکه حتی اولین دوست خود را پیدا کنید، شکل می‌گیرد. ژن‌ها نقش مهمی در تعیین نوع شخصیت ایفا می‌کنند. در پژوهشی نشان داده شده است که واکنش ژن‌های کنترل‌کنندۀ دوپامین مغز، در پیش‌بینی شخصیت افراد بسیار مؤثر است. با این حال، ژن تنها عامل تعیین‌کننده نیست. تجربۀ فردی هرکدام از ما در شکل‌گیری شخصیت‌مان نقش مؤثری ایفا می‌کند.

ترکیب این دو عامل در کنار هم، شخصیت منحصربه‌فرد ما را شکل می‌دهد. شما کدام یک از ویژگی‌های بالا را در خودتان می‌بینید؟ فرد برونگرایی هستید یا درونگرا؟


در ادامه بخوانید: درونگرایی چیست؛ فواید حیرت‌انگیز درونگرایی در زندگی


  • تاریخ : 7ام مرداد 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 2 بازدید

آیا شما هم دارای پوست تیره یا سبزه هستید که برای رفع موهای زائد بدن خود اقدام نموده و به دلیل عدم تاثیر چشمگیر و هزینه هایی که تکرار آن برایتان دارد ، استفاده از این روش را کنار گذاشته اید ؟ ما تلاش کرده ایم در این مطلب به معرفی یکی از روش های لیزر موهای زائد بدن که مختص افراد با پوست های تیره بوده و به خوبی می تواند نتیجه مناسبی را برای شما به ارمغان بیاورد بپردازیم. پس در ادامه مطلب با ما همراه شوید.

چرا لیزر بر روی موهای بلوند و بور تاثیر کمی دارد؟

معمولا آنگونه که در اکثر مواقع از آن یاد می شود لیزر موهای زائد بدن بیشترین و بهترین تاثیر را در پوست های روشن و برای از بین بردن موهای تیره داشته و در مورد موهای بور یا بلوند تاثیری کمتری دارد چرا که اشعه لیزر بر روی سطوح تیره یا همان رنگ دانه های تیره تاثیر گذاشته و در واقع این رنگ دانه های تیره هستند که جاذب نور صاتع شده از دستگاه لیزر یا همان اشعه ها هستند. از طرفی هنگامی که پوست شخصی تیره باشد ، قبل از رنگ دانه های مو ممکن است سطح پوست به علت تیرگی این نور را جذب نموده و در نهایت نتیجه مناسبی برای رفع موهای زائد بدن از لیزر درمانی حاصل نگردد.

برای پوست های تیره چه باید کرد؟

دستگاهایی که عمداتا برای رفع موهای زائد بدن در کلینیک زیبایی ها مورد استفاده قرار میگیرند دارای مارک ها و برند های متفاوتی هستند اما روش کار آنها معمولا یکی از انواع لیزر روبی ، دایود و یا الکساندریت است که هرکدام آنها بسته به نوع درمان و ناحیه مختلف بدن دارای مزایا و معایب مخصوص به خود هستند.اما خبر خوب این است که دستگاهی که روش کار آن ND-YAG نام دارد نیز وجود دارد که مختص پوست های تیره ساخته شده و بهترین عملکرد را برای افرد با پوست های برنزه ، سبزه یا تیره را دارد.

 

روش کار ND-YAG

همانگونه که گفته شد دستگاه های لیزر از روش های متعددی استفاده می کنند که معمولا مطابق تشخیص پزشک متخصص در کلینیک های زیبایی بسته به نوع پوست و محل درمان شما یکی از آنها برگزیده می شود. هرکدام از این روش ها طول موج متفاوتی داشته و در نهایت تاثیر متفاوتی در نتیجه عمق نفوذ مختلف خواهد داشت. لیزر ND-YAG نیز یکی از این نوع ها است که دارای طول موج ۱۰۶۴ نانو متر بوده و تاثیری بر رنگ دانه های سطحی پوست نداشته و یا به عبارتی از سطح پوست رد شده و در عمقی عمیق تر ریشه های مو را هدف قرار می دهد. به دلیل این خاصیت لیزر ND-YAG از آن برای رفع موهای زائد در پوست های تیره استفاده می شود و حتی جالب است بدانید این نوع لیزر توان درمانی عارضه های دیگری مانند از بین بردن جای تتو بر روی بدن و یا از بین بردن رگ های بسیار ریزی که گاها بر روی پوست صورت بخصوص نواحی اطراف بینی ظاهر می شوند را داشته که البته در مورد انتخاب این روش نظر پزشک متخصص در کلینیک زیبایی شرط اول خواهد بود

  • تاریخ : 7ام مرداد 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 3 بازدید

روش استفاده از محصولات مراقبت از پوست مخصوصا پوست صورت، از اهمیت خاصی برخوردار است. بسیاری افراد از انواع مختلف محصولات زیبایی و جوان‌سازی پوست صورت از کرم مرطوب‌کننده گرفته تا کرم دور چشم و انواع سرم‌ها و لایه‌بردارها استفاده می‌کنند، اما باز هم از نتیجهٔ کار راضی نیستند. دلیلش این است که همهٔ محصولات مراقبت از پوست فقط زمانی مؤثر هستند که از آنها به‌شکل صحیح استفاده کنیم.
در این مطلب، نکاتی را برای استفادهٔ صحیح از برخی از پرمصرف‌ترین محصولات زیبایی و جوان‌سازی صورت آورده‌ایم که با کمک آنها می‌توانید نتیجهٔ بهتری از برنامهٔ روزانه مراقبت از پوست‌تان بگیرید.

کرم مرطوب‌کننده

یکی از مهم‌ترین و پرمصرف‌ترین محصولات مراقبت روزانه از پوست کرم مرطوب‌کننده است. اما استفاده از کرم مرطوب‌کننده به این شکل نیست که فقط درب ظرف یا تیوب آن را باز کنید و مقدار زیادی از کرم را روی پوست‌تان بمالید. برای گرفتن نتیجهٔ بهتر به نکات زیر عمل کنید:

  • ابتدا دست و صورت‌تان را خوب بشویید و هر گونه آرایش را پاک کنید.
  • به جای اینکه با انگشت مرطوب‌کننده را روی قسمت‌های مختلف صورت‌تان قرار دهید و بعد مالش دهید، مقدار کمی از مرطوب‌کننده (به اندازهٔ یک نخود) را کف دست‌تان بریزید. شاید فکر کنید کم است، اما معمولا همین مقدار کم برای کل صورت کافی است.
  • به ملایمت دست‌هایتان را به هم مالش دهید تا مرطوب‌کننده کمی گرم شود. البته نه آن‌قدر که تمام مرطوب‌کننده جذب دست‌هایتان شود و برای صورت‌تان کم بیاید. با این کار مرطوب‌کننده را به‌شکل یکنواخت روی صورت‌تان پخش می‌کنید و بنابراین پوست آن را بهتر جذب می‌کند. از طرفی مجبور نمی‌شوید بیش‌ازحد از مرطوب‌کننده استفاده کنید.
  • ابتدا از گونه‌ها شروع کنید (زیرا معمولا خشک‌تر از قسمت‌های دیگر هستند) و کم‌کم به‌شکل دورانی، به‌سمت بالا و بیرون صورت ماساژ دهید. همین کار را به‌ترتیب روی پیشانی، بینی و چانه تکرار کنید.

کرم دور چشم

کرم دور چشم یکی از مهم‌ترین کرم‌های مراقبت از پوست است. ازآنجاکه چشم بسیار حساس است باید در هنگام استفاده از این کرم دقت لازم را به خرج دهید:

  • کرم دور چشم فقط برای استفاده در ناحیهٔ دایره‌ای استخوانی دور چشم‌ها طراحی شده است. بهترین کار برای تشخیص این ناحیه این است که ابتدا دست‌ها را بشویید و به آرامی اطراف چشم را درست بالای گونه‌ها فشار دهید تا استخوان را لمس کنید.
  • کرم را به آرامی و به مقدار بسیار کم در این ناحیه اعمال کنید. زیاد به خط مژه‌ها نزدیک نشوید. زیرا با هر بار پلک‌زدن مژه‌ها ذراتی از کرم را بالا می‌کشند و وارد چشم می‌کنند که سبب تحریک‌شدن، سوزش و ریزش اشک می‌شود.
  • از کرم دور چشم حاوی روغن استفاده نکنید؛ زیرا روغن‌های سنگین بافت پوست دور چشم را می‌پوشانند و به مرور زمان سبب ضعیف‌شدن فیبرهای الاستین پوست این ناحیه می‌شوند که به افزایش چین‌وچروک می‌انجامد.

سرم

سرم‌ها انواع مختلفی دارند و از هر یک از آنها برای هدف خاصی استفاده می‌شود. برخی از آنها خاصیت مرطوب‌کنندگی دارند و برخی دیگر برای جوان‌سازی صورت و جلوگیری از چین‌وچروک طراحی شده‌اند. نحوهٔ استفاده از سرم بسیار مهم است. زیرا سرم‌ها بافت سبک‌تری دارند و رقیق‌تر از محصولات مراقبت از پوست دیگر هستند.

  • سرم را باید بعد از پاک‌کننده (و اگر از تونر استفاده می‌کنید پس از تونر) استفاده کنید. هر محصول دیگری از جمله ضدآفتاب یا کرم مرطوب‌کننده را می‌توانید روی سرم استفاده کنید. هرگز سرم را روی محصولات با بافت سنگین مثل کرم اعمال نکنید.
  • از سرم به‌شکل قطره‌ای استفاده کنید و آن را کف دست نریزید.
  • روی سه یا چهار نقطه از صورت مانند گونه‌ها و پیشانی یک قطره سرم قرار دهید و با انگشتان‌تان به آرامی و به‌شکل ضربه‌ای پخش کنید. نیازی به مالش شدید نیست. این کار را می‌توانید صبح و شب انجام دهید.

کرم و صابون ضدلک و روشن‌کننده

این محصولات برای روشن‌کردن لک‌های پوست صورت به‌کار می‌روند و استفاده از آنها نسبت به محصولات دیگر به دقت بیشتری نیاز دارد.

  • برای استفاده از کرم و صابون ضدلک قبل از هر چیز با پزشک مشورت کنید.
  • مراقب باشید به‌هیچ‌وجه از کرم ضدلک حاوی هیدروکینون، استروییدها، جیوه و رنگ‌های مصنوعی استفاده نکنید. البته هیدروکینون کمتر از ۴ درصد ظاهرا خطر زیادی ندارد، اما برای احتیاط بهتر است کرمی را بخرید که فاقد این ترکیب باشد. بهترین جایگزین برای هیدروکینون عصاره بیربری، ریشه شیرین بیان و نظایر آنها است.

کرم موبر

کرم موبر یکی از محصولات پرمصرف برای پیرایش موهای زائد است. برای اینکه بهترین نتیجه را از کرم موبر بگیرید به‌شیوهٔ زیر عمل کنید:

  • از کرم موبر بدن برای صورت استفاده نکنید. برای صورت کرم‌های موبر مخصوص در بازار موجود است.
  • برای اعمال کرم موبر باید ۷۲ ساعت از آخرین باری که از لوازم اصلاح دیگری مانند تیغ استفاده کرده‌اید گذشته باشد.
  • قبل از اعمال کرم موبر آن را روی بخش کوچکی از پوست صورت امتحان کنید. اگر سوزش، قرمزی یا خارش پیدا کرد به‌سرعت آن را بشویید و از آن استفاده نکنید.
  • اگر مشکلی نداشتید، لایهٔ ضخیمی از کرم را روی پوست صورت بمالید اما ماساژ ندهید.
  • بلافاصله پس از استفاده از آن دست‌هایتان را بشویید. حداقل ۵ دقیقه صبر کنید و سپس یک تکه را امتحان کنید تا ببینید موها کنده شده‌اند یا نه. اگر آماده شده است با یک دستمال مرطوب آن را پاک کنید. مالش ندهید!

قبل از خرید محصولات مراقبت روزانه از پوست اطلاعات کافی کسب کنید

محصولات زیبایی و مراقبت از پوست بسیار اهمیت دارند و نباید آنها را سرسری بگیریم. پوست صورت بسیار حساس است. بنابراین انتخاب و خرید محصولاتی از برندهای خوشنام و معتبر در صنعت آرایشی‌بهداشتی که با پوست‌مان سازگار باشند بسیار مهم است. به‌همین‌دلیل فروشگاه اینترنتی روشا با ارائهٔ محصولات متنوع آرایشی‌بهداشتی باکیفیت، از برندهای خوشنام کار انتخاب آنها را برایتان آسان می‌کند. شفاف‌سازی دربارهٔ ترکیبات و ویژگی‌های این محصولات از خدمات مهم این فروشگاه اینترنتی است که با مطالعهٔ آنها می‌توانید از نبودِ ترکیبات زیان‌آور و بالعکس وجود عناصر ضروری اطمینان یابید. همچنین این فروشگاه محصولاتش را با قیمت‌های مقرون‌به‌صرفه عرضه می‌کند و هر روز تخفیفاتی روی یک‌سری از آنها قرار می‌دهد. علاوه‌براینها روشا دیدگاه‌های کاربران را برای هر محصول منتشر می‌کند تا نظرات دیگران را هم دربارهٔ محصولی که می‌خواهید خریداری کنید بدانید.

  • تاریخ : 7ام مرداد 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 2 بازدید

این طور به نظر می‌رسد که طی سالیان اخیر، مسئولان سازمان‌های بسیاری سعی کرده‌اند علاوه بر مدیران پروژه، افراد شاغل در سازمان‌ها را هم ملزم به شرکت در جلسات یا کلاس‌های آموزشی مدیریت پروژه کنند. شاید این مسئله در نگاه اول کمی نامتعارف به نظر برسد، اما با مطالعۀ جزئیات این مطلب متوجه چرایی موضوع خواهید شد. حقیقت امر این است که سازمان‌ها به مزایای مهارت‌ها و توانایی‌هایی که مدیریت پروژه به‌ دنبال دارد، واقف شده‌اند. به همین خاطر می‌خواهند تمامی کارکنان‌شان از این مزایا بهره‌مند باشند. در این مطلب شما را با ۴ مورد از مهم‌ترین این مهارت‌ها آشنا خواهیم کرد. با ما همراه باشید.

با وجود اینکه نمی‌توانیم همه را به‌طور رسمی «مدیر پروژه» بنامیم، تقریبا همۀ ما در برهه‌هایی از زندگی از مهارت‌های مرتبط استفاده می‌کنیم؛ در واقع پروژه‌ای را مدیریت می‌کنیم. مثلا زمانی که برای تولد یکی از بچه‌های‌مان یا دورهمی خانوادگی و دیگر موقعیت‌های مشابه برنامه‌ریزی می‌کنیم، داریم پروژه‌ای را مدیریت می‌کنیم.

دکتر مایکل اوکانر، از افراد صاحب‌نظر در حوزۀ مدیریت و برنامه ریزی است. او در این باره می‌گوید: «مردم بیش از آنچه فکر می‌کنند، از مهارت‌های مدیریت پروژه استفاده می‌کنند. این مهارت‌ها از بسیاری جهات مشابه با آن روش‌هایی هستند که مادرها در طول قرن‌ها از آنها استفاده می‌کرده‌اند.»

نیاز همه به مهارت‌های مدیریت پروژه آن‌قدر پذیرفته‌شده است که بنیادی آموزشی با این منظور برای کودکان و نوجوانان ۵ تا ۱۹ساله تأسیس شده است. بسیاری باور دارند که این مهارت‌ها نه صرفا برای پروژه و سازمان‌ها، بلکه در زندگی روزمره هم قابل‌استفاده هستند.

کتاب‌های مدیریت پروژه پر است از مفاهیم و مهارت‌هایی نظیر تکنیک‌های زمان‌بندی، رهبری اعضای تیم، ساختار جزئیات فعالیت‌ها و … . دانستن این مفاهیم برای مدیران بسیار سودمند است. البته اشخاص شاغل در سازمان‌ها هم با دانستن آنها اطلاعاتی ارزشمند و کاربردی به دست خواهند آورد. اما در این مطلب سعی ما بر آن بوده است که مهارت‌های کمترشناخته‌شده را معرفی کنیم؛ مهارت‌هایی که عملا برای تمامی کارکنان سازمان‌ها مفید و کاربردی خواهند بود.

مهارت اول: استفاده از منشور پروژه

در مبحث مدیریت پروژه از ابزارها، تکنیک‌ها و الگوهای متعددی برای نظم‌وترتیب بیشتر فعالیت‌ها استفاده می‌شود. اگر بخواهیم از میان اینها مؤثرترین‌شان را انتخاب کنیم، احتمالا گزینۀ انتخابی‌مان «منشور پروژه» خواهد بود.

سازمان‌های متعددی هستند که از مشکلِ نبودِ هماهنگی میان کارکنان‌شان رنج می‌برند. از سوی دیگر سازمان‌هایی وجود دارند که کارکنان‌شان درمورد اولویت‌های فعالیت‌ها درست توجیه نمی‌شوند. در این مواقع است که منشور پروژه به کمک‌مان می‌آید.

اما منشور پروژه دقیقا چیست؟ این منشور در واقع نوعی توافق‌نامه است که مدیر پروژه پیش از شروع کار تدوین می‌کند و تمامی دست‌اندرکاران پیشبردِ پروژه موظف به پیروی از محتوای آن خواهند بود. به این صورت می‌توان در ادامۀ مسیر از بروز مشکلات پیش‌بینی‌نشده جلوگیری کرد.

در اینجا به تعدادی از مهم‌ترین مواردی اشاره خواهیم کرد که بهتر است در منشور پروژه لحاظ شوند:

  • اقلام تحویل‌دادنی پروژه: منظور محصول نهایی است که قول آن به مشتری داده می‌شود؛
  • نام/ هدف پروژه؛
  • حامی مالی یا همان اسپانسر پروژه؛
  • سهام‌داران پروژه؛
  • محدودیت‌های سه‌گانۀ پروژه: زمان، بودجه و محدودۀ پروژه؛
  • مواردی که در محدودۀ پروژه قرار می‌گیرند و موارد خارج از آن؛
  • نقش و مسئولیت هریک از اعضای گروه؛
  • خطرات یا ریسک‌های احتمالی پروژه؛
  • عوامل کلیدی موفقیت؛
  • فرضیه‌ها؛
  • شاخص یا معیار موفقیت پروژه؛
  • امضای اعضای تیم.

البته مواردی که عنوان شدند بیشتر مثالی برای درک بهتر موضوع هستند. منشور پروژه می‌تواند از لحاظ شیوۀ تدوین، قالب و حتی محتوا، بسته به صلاحدید و اولویت‌های شما تغییر کند. مهم این است که پیش از شروع‌به‌کار، با استفاده از آن، دست‌اندرکاران اصلی پروژه را گرد هم جمع کنید تا دربارۀ مسائل کلیدی و مهم پروژه به اتفاق نظر برسید. درج امضای اعضای گروه پای منشور، به آن حالتی سندمانند می‌دهد و اعتبارش را بیشتر می‌کند.

مهارت دوم: سنجیدن ایده‌های مربوط به پروژه و در نظر گرفتن تمامی جوانب در همان ابتدای امر

شاید راجع به او. جی. سیمسون، بازیکن سابق فوتبال آمریکایی و ماجرای دادگاهی شدنش چیزهایی شنیده باشید. او به جرم قتل همسر سابقش و دوست‌پسر این شخص دستگیر و محاکمه شد. این ماجرا «محاکمهٔ قرن» لقب گرفت و خبرنگاران کشورهای بسیاری به‌صورت زنده ماجرا را پوشش خبری دادند.

پروژه کتاب سیمسون-نمونه‌ای ناموفق در مدیریت پروژه
تصویری از او. جی. سیمسون در دادگاه محاکمه به جرم قتل

هدف از ذکر این ماجرا آوردن مثالی برای پروژه‌ای است که به شکست انجامید. در آن زمان قرار بود کتابی تحت عنوان «اگر انجامش داده بودم: اعترافات یک قاتل» به چاپ برسد. این کتاب دربارۀ وقایع قتل سیمسون بود. اما بنا به دلایلی در لحظۀ آخر پروژۀ چاپ کتاب متوقف شد. روپرت مرداک، یکی از مدیران این پروژه بود و در جواب به نارضایتی و عصبانیت عموم مردم و حامیان پروژه در بیانیه‌ای اعلام کرد که فعالیت‌شان «پروژه‌ای نسنجیده» بوده است و به همین خاطر در لحظۀ آخر لغو شد.

این در حالی بود که کار نوشتن و چاپ کتاب به اتمام رسیده بود و برای پخش در بازار آماده شده بود. با این تفاصیل، متوقف شدن پروژه در لحظۀ آخر چه معنایی می‌توانست داشته باشد؟ این اتفاق به این خاطر افتاد که در همان ابتدای امر، دست‌اندرکاران پروژه به‌خوبی جوانب امر و ایده‌های مربوط به پروژه را نسنجیدند. این مثال، به‌خوبی گویای عواقب این اقدامات نسنجیده است.

راه پرهیز از اقدامات نسنجیده در مدیریت پروژه

حالا ببینیم برای برطرف کردن این مسئله چه تدابیری را می‌توانیم در نظر بگیریم. طبق آموزه‌های بحث مدیریت پروژه، برای اینکه از این حیث به مشکلی برنخوریم، باید پیش از شروع برنامه‌ریزی برای پروژه، کار دیگری انجام بدهیم. بسیاری فکر می‌کنند برنامه‌ریزی مرحلۀ اول در شروع هر نوع پروژه‌ای است؛ حال آنکه این‌طور نیست. در این مرحلۀ آغازین که پیش از برنامه‌ریزی قرار می‌گیرد، ایده‌های مربوط به پروژه را به‌طور دقیق و جامع ارزیابی و بررسی می‌کنیم؛ حالا می‌خواهد پروژه‌مان به پیچیدگیِ راه اندازی کسب و کار تازه باشد، یا آنکه به‌سادگیِ ذکر سردستی معایب و مزایای محصولی بخصوص.

اگر این کار را انجام ندهیم، احتمال دارد با عواقبی جدی روبه‌رو شویم و پروژه به‌کلی به شکست بینجامد. مثلا ممکن است یکی از دست‌اندرکاران پیشبرد پروژه نظری ناآگاهانه بدهد یا آنکه به اتفاقی بخصوص از روی هیجان و احساس پاسخ دهد و فعالیت‌های پروژه با اتکا به چنین اظهارنظرهایی پیش برود. اینها هستند که در نهایت موجبات شکست یک پروژه را فراهم می‌کنند. در صورتی گرفتار این پیامدها خواهیم شد که ایده‌ها را درست نسنجیده باشیم.

این مرحلۀ آغازین می‌تواند بسته به صلاحدید و شرایط شما متفاوت باشد. با وجود این، برای درک بهتر موضوع، تعدادی سؤال کلیدی و مهم در ادامه مطرح می‌کنیم که بهتر است در این مرحله جوابی برای‌شان بیابیم:

  • قصد حل کردن چه مشکلی را داریم؟
  • آیا پروژه‌ای که قصد راه‌اندازی‌اش را داریم بهترین راه‌حل برای این مشکل است؟
  • آیا برای پیشبرد این پروژه، از منابعی که در اختیار داریم به بهترین شکل ممکن استفاده می‌کنیم (زمان، سرمایه، دارایی‌ها و …)؟
  • آیا دستاوردهای احتمالی پروژه ارزش ریسک پذیری و مخاطره‌های پیشبرد آن را دارند؟
  • این ریسک‌ها و مخاطره‌ها چه‌ها هستند؟
  • اگر پروژه را انجام ندهیم، چه هزینه‌ای متحمل خواهیم شد؟
  • آیا باید از پیشبرد آن صرف‌نظر کنیم؟

مهارت سوم: تجزیه‌وتحلیل خطرات و ریسک‌های احتمالی پروژه

تجزیه‌وتحلیل ریسک در مدیریت پروژه - مهارت مدیریت پروژه

برنامه‌ریزی برای هر پروژه‌ای حائز اهمیت است. اما باید در نظر داشته باشیم چیزی که از برنامه‌ریزی‌های‌مان در ذهن داریم کمتر در عالمِ واقع عملی می‌شود. در مسیر پیشبرد فعالیت‌ها ممکن است اتفاقات پیش‌بینی‌نشده‌ای بیفتد؛ گریزی از این مسئله نیست. برای آنکه هریک از این اتفاقات پیش‌بینی‌نشده سردرگم‌مان نکند، باید در مقام مدیر پروژه بدانیم که چطور در همان مرحلۀ برنامه‌ریزی، کار تجزیه‌وتحلیل ریسک‌های احتمالی را هم انجام بدهیم.

با این دست تجزیه‌وتحلیل‌ها، در واقع خودمان را برای مشکلات احتمالی در آینده از قبل آماده می‌کنیم. چشم‌پوشی کردن از این تجزیه‌وتحلیل اگر نگوییم خطرناک، حداقل ساده‌لوحانه است. اما متأسفانه بسیاری از سازمان‌ها از آن چشم‌پوشی می‌کنند. آنان پس از برنامه‌ریزی، روند فعالیت‌های پروژه را شروع می‌کنند و امیدوار به کسب بهترین نتیجه هستند؛ اما طولی نمی‌کشد که بهای این بی‌ملاحظگی‌شان را می‌پردازند.

مزایای تجزیه‌وتحلیل خطرات احتمالی

حالا بیایید ببینیم چطور می‌توان از این دست مسائل جلوگیری کرد. اول اینکه باید از میان روش‌های موجود برای تجزیه‌وتحلیل خطرات احتمالی یکی را انتخاب کنیم. مهم نیست از کدام روش استفاده می‌کنیم؛ مهمْ درک دقیق و درست روند هر روش و عمل کردن بر اساس دانشی است که از آن پیدا می‌کنیم. عملی کردن این تجزیه‌وتحلیل برای‌مان مزایایی خواهد داشت که در ادامه به تعدادی از آنها اشاره خواهیم کرد:

  • می‌توانیم از نتایج آن برای انتقال پیامی دشوار به یکی از مدیران ارشد یا سهام‌داران استفاده کنیم؛
  • ممکن است پی ببریم که برای دستیابی به نتیجۀ مطلوب، به منابعی اضافی یا حامی دیگری احتیاج خواهیم داشت؛ حتی ممکن است به این نتیجه برسیم که به‌کلی باید روند پیشبرد فعالیت‌ها را تغییر داد؛
  • نگرانی دست‌اندرکاران پروژه از بابت خطرات احتمالی آینده به حداقل می‌رسد؛
  • می‌توانیم با طرح‌ریزی برنامه‌های ثانویه یا پشتیبان برای فعالیت‌های کلیدی، به‌کلی از خطرات احتمالی اجتناب کنیم یا امکان رخدادشان را به حداقل برسانیم.

مهارت چهارم: تهیۀ گزارشی کامل از فعالیت‌های انجام‌گرفته در پروژه

تهیهٔ گزارش در مدیریت پروژه - مهارت مدیریت پروژه

اینکه دوباره و دوباره کاری مشابه را انجام بدهیم و انتظار نتیجه‌ای متفاوت را داشته باشیم نامعقول است. با وجود این بسیاری از سازمان‌ها دقیقا همین کار را می‌کنند. علت این است که به‌محض به پایان رسیدن پروژه‌ای بخصوص، همه به‌شکلی دیوانه‌وار برای شروع کردن پروژهٔ بعدی تقلا می‌کنند. در این میان، آینده‌ای که به‌طور بالقوه ممکن است دستخوش تغییر شود در نظر گرفته نمی‌شود.

اینکه پس از پایان هر پروژه یا کار بخصوص، با تهیۀ گزارشی کامل نقاط ضعف و قوت آن را بررسی کنیم، فرصتی است که بیشتر سازمان‌ها از استفاده از آن غافل می‌مانند؛ این سبک بررسی‌ها بیشتر در سازمان‌های ارتشی یا نظامی و بیمارستان‌ها رایج است که با مرگ و زندگی انسان‌ها سروکار دارند. مثلا کالبدشکافی در بیمارستان به‌نوعی زیرمجموعۀ همین گزارش‌نویسی‌ها است، چون در آن سعی می‌شود با پی بردن به علت اصلی مرگ کسی، از بروز دوبارۀ مشکلات در آینده جلوگیری شود.

گزارش نویسی صرفا به کلیت پروژه محدود نمی‌شود؛ می‌توان از آن در قرار ملاقات‌ها، رویدادهای مهم و فعالیت‌های دیگر هم استفاده کرد. هدف اصلی در گزارش‌نویسی این است که در پایان هر پروژه، تمامی فعالیت‌ها و جزئیات آن را بازبینی کنیم. فعالیت‌های ثمربخش را از فعالیت‌های دیگر جدا کنیم و مشکل و خطای فعالیت‌هایی را که نتیجۀ مطلوبی به‌همراه نداشته‌اند پیدا کنیم. اگر پروژه بلندمدت باشد، این گزارش‌نویسی را در حین پیشبرد فعالیت‌ها هم می‌توانیم انجام بدهیم.

درک بهتر ایرادها و موفقیت‌های فعالیت‌های گذشته عاملی کلیدی برای بهبود مستمر است. کسانی که بتوانند در پی بردن به این دست اطلاعات، مهارت پیدا کنند، برای سازمان‌شان بسیار ارزشمند خواهند بود.

جمع‌بندی

سازمان‌هایی که دوره‌های آموزشی مدیریت پروژه برای کارکنان‌شان برگزار نمی‌کنند، مرتکب اشتباه بزرگی می‌شوند. روزبه‌روز به اهمیت مدیریت پروژه افزوده می‌شود و مهارت‌ها و تکنیک‌های جدیدی برای کسب نتایج بهتر به آن اضافه می‌شوند. برای کسب موفقیت باید با این روند همگام باشیم و از آخرین اطلاعات آگاهی داشته باشیم. بررسی‌ها حاکی از آن بوده است که تا سال ۲۰۲۷ مسئولان سازمان‌ها حدودا به ۸۷٫۷ میلیون نیروی کاری احتیاج خواهند داشت که در زمینۀ مدیریت پروژه تخصص و مهارت داشته باشند. این در حالی است که از همین حالا کمبود افراد متخصص در این زمینه احساس می‌شود.

چهار مهارتی که در این مطلب به شما معرفی کردیم، به مبحث مدیریت پروژه منحصر نمی‌شوند. با وجود این، تنها کسانی آنها را فرامی‌گیرند که در دوره‌های آموزشی مرتبط شرکت می‌کنند. سایر افراد از این مهارت‌ها بی‌اطلاع می‌مانند. با این تفاصیل، اشتباه است اگر فکر کنیم این مهارت‌ها و نظایر آن، صرفا برای مدیران پروژه مناسب و کاربردی هستند. با استفاده از آنها علاوه بر اینکه اثربخشی‌تان در محیط کار را بیشتر خواهید کرد، موجب بالا رفتن ارزش کلی سازمان در دنیای کسب و کار خواهید شد.


در ادامه بخوانید: چطور هر روز زمانی را به یادگیری مهارت‌های دلخواه‌مان اختصاص دهیم؟


  • تاریخ : 7ام مرداد 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 4 بازدید

برخی افراد احساس می کنند دهان‌شان بوی بدی می‌دهد در حالی که این‌طور نیست؛ در مقابل، برخی افراد بوی دهان‌شان بسیار ناخوشایند و آزاردهنده است اما خودشان از این موضوع بی‌خبرند. استشمام بوی دهان خودتان کار سختی است، چه برسد به تشخیص بد یا خوب بودنش. بهتر است از یک شخص مورد اعتماد بخواهید به شما کمک کند و نظرش را در این مورد بگوید. بهتر است که در میانۀ روز، این کار را انجام دهید. اگر شک شما تبدیل به یقین شد که بوی دهان‌تان مشکل دارد، نگران نباشید. راهکارهای متعددی برای رفع بوی بد دهان در خانه وجود دارد. در ادامه ابتدا خیلی کوتاه علت بوی دهان را بررسی می‌کنیم و سپس ۱۳ روش خانگی برای رفع بوی بد دهان را به شما معرفی می‌کنیم. با ما همراه باشید.

علت بوی بد دهان چیست؟

معمولا منشأ و علت بوی بد دهان باکتری‌هایی است که در دهان وجود دارند. زمانی که غذا می‌خورید، تکه‌های غذا بین دندان‌هایتان گیر می‌کند. باکتری‌ها روی این غذاها رشد می‌کنند و باعث آزاد شدن ترکیبات گوگردیِ بدبو می‌شوند.

منشأ بوی بد دهان چیست

یکی از دلایل رایج بوی بد دهان، بهداشت نامناسب دهان و دندان است. اگر به‌ندرت از مسواک و نخ‌دندان استفاده می‌کنید، باکتری‌ها به رشد خود در دهان ادامه می‌دهند و باعث تشکیل لایه‌ای نازک روی دندان‌ها می‌شوند. نام این لایه «پلاک» است. زمانی که دست‌کم دو بار در روز این پلاک دندان پاک نشود، باعث تولید بوی بد دهان و پوسیدگی دندان با پروسه‌ای بودار خواهد شد.

هر غذایی ممکن است بین دندان‌ها گیر کند، اما مواد خوراکی خاصی مثل پیاز و سیر معمولا موجب بدبویی دهان می‌شوند. هضم این مواد موجب آزاد شدن ترکیبات گوگردی در جریان خون می‌شود. زمانی که خون به شش‌ها می‌رسد، روی نفس تأثیر می‌گذارد و آن را بدبو می‌کند.

هرچند بیش از ٪۹۰ علل بروز بوی بد دهان در خودِ دهان شکل می‌گیرد، گاهی علت آن در دیگر بخش‌های بدن هم نهفته است. ممکن است بوی بد دهان به‌علت بازگشت اسید به مری باشد که منجر به بازگشت جزئی مایعی بدطعم به دهان می‌شود. وجود عفونت، عوارض دیابت و بیماری های کلیوی از جمله دیگر دلایل احتمالی وجود این مشکل هستند. شروع رژیم غذایی جدیدی مثل رژیم کتوژنیک نیز تا حدی می‌تواند موجب بدبویی دهان شود.

۱۳ روش خانگی برای رفع بوی بد دهان

۱. رعایت بهداشت دهان و دندان

رعایت بهداشت دندان برای از بین بردن بوی بد دهان - رفع بوی بد دهان

طبق پژوهش‌ها، بهداشت نامناسب دهان و دندان یکی از شایع‌ترین علل بوی بد دهان است. جلوگیری از رشد پلاک‌های دهانی کلید اصلی حفظ سلامت دهان و دندان است. بهتر است دست‌کم دو بار در روز (صبح و شب) و به‌مدت دو دقیقه دندان‌های‌تان را با مسواک و خمیردندانِ حاوی فلوراید تمیز کنید.

برخی مردم مسواک زدن دندان‌ها پس از صرف هر وعدۀ غذایی را برای جلوگیری از بدبو شدن دهان و نفس‌شان لازم می‌دانند. برای جلوگیری از رشد باکتری‌ها روی خرده‌‌غذاهای میان دندان‌ها، دست‌کم یک بار در روز از نخ دندان استفاده کنید.

باکتری‌ها می‌توانند حتی روی زبان هم انباشته شوند و موجب بوی بد دهان شوند. شست‌وشوی زبان (tongue scraping) می‌تواند این لایۀ نازک باکتری را از سطح زبان پاک کند. با استفاده از مسواک یا وسیلۀ خاصی که به همین منظور ساخته شده است، دست‌کم یک بار در روز روی زبان‌تان را تمیز کنید.


حتما بخوانید: ۱۶ عادت مخربی که دندان‌ها را نابود می‌کند


۲. جعفری

یکی از روش‌های پرطرفدار برای ازبین بردن بوی بد دهان استفاده از جعفری است. جعفری عطری تازه دارای مقدار کلوروفین بالا و خاصیت ضدعفونی‌کننده است. در پژوهش‌هایی (که البته روی انسان‌ها انجام نشده) مشخص شد جعفری می‌تواند به‌طور مؤثری با ترکیبات بدبوی گوگرد مبارزه کند.

برای استفاده از جعفری به‌منظور از بین بردن بوی بد دهان، بعد از صرف هر وعدۀ غذایی، مقداری برگ جعفری بجوید. همچنین می‌توانید از مکمل یا دیگر مشتقات جعفری هم استفاده کنید.

۳. آب آناناس

آب آناناس و کاهش بوی بد دهان - رفع بوی بد دهان

بسیاری از مردم بر این باورند که آب آناناس یکی از سریع‌ترین و مؤثرترین درمان‌ها برای از بین بردن بوی بد دهان است. اگرچه هیچ مدرک علمی برای اثبات این قضیه در دسترس نیست، باورهای عمومی این موضوع را تأیید می‌کند.

پس از صرف هر وعدۀ غذایی، یک لیوان آب آناناس ارگانیک بنوشید. همچنین می‌توانید یک تکه آناناس را به‌مدت یک تا دو دقیقه بجوید. فراموش نکنید که پس از صرف میوه یا آب‌میوه، دهان‌تان را بشویید تا قند میوه در دهان باقی نماند.

۴. آب

تحقیقات نشان می‌دهد که خشکی دهان گاهی باعث بوی بد دهان می‌شود. بزاق نقش بسیار مهمی در تمیز نگه داشتن و سلامت دهان بر عهده دارد. بزاق که نباشد، باکتری‌ها شروع به رشد می‌کنند.

هنگامی که خواب هستیم، دهان به‌طور طبیعی خشک می‌شود. علت بوی بد دهان در صبح هم همین است.

با حفظ آب موردنیاز بدن، از خشک شدن دهان جلوگیری کنید. نوشیدن آب در طول روز (به‌جز نوشیدنی‌های حاوی کافئین یا نوشیدنی‌های شیرین) به ترشح بزاق کمک می‌کند. روزانه دست‌کم هشت لیوان آب بنوشید.

۵. ماست

ماست دارای باکتری مفیدی به نام «لاکتوباسیلوس» است. این باکتری مفید با باکتری‌های بد در نقاط مختلف بدن (مثلا در شکم) مبارزه می‌کند.

مطالعات نشان می‌دهد که ماست به کاهش بوی بد دهان نیز کمک می‌کند. در تحقیقی که روی مصرف ماست به‌مدت شش هفته انجام شد، به این نتیجه رسیدند که شدت بوی بد دهان ٪۸۰ از شرکت‌کنندگان کاهش چشمگیری یافته است.

پروبیوتیک موجود در ماست نیز در کاهش میزان بوی بد دهان مؤثر است.

برای از بین بردن بوی بد دهان با ماست، دست‌کم روزی یک فنجان ماست ساده و بدون چربی بخورید.

۶. شیر

یکی از درمان‌های شناخته‌شده برای بوی بد دهان، مصرف شیر است. در تحقیقی مشخص شد نوشیدن شیر پس از خوردن سیر تا حد زیادی در از بین بردن بوی سیر در نفس مؤثر است.

برای استفاده از این راه‌حل، در حین یا پس از صرف غذایی که دارای موادی با بوی قوی (مثل پیاز یا سیر) است، یک لیوان شیر بنوشید.


حتما بخوانید: ۵ نکته درباره نوشیدن شیر، انواع شیر و بهترین زمان مصرف آن


۷. رازیانه یا بادیان رومی

مصرف رازیانه برای کاهش بوی بد دهان  - رفع بوی بد دهان

از زمان‌های قدیم، رازیانه و بادیان رومی برای داشتن نفسی خوش‌بو مصرف می‌شده‌اند. در بخش‌هایی از هند، مردم دانه‌های بودادۀ رازیانه را که با نام «mukhwas» شناخته می‌شوند، پس از صرف غذا برای داشتن نفسی تمیز و تازه، مصرف می‌کنند. این دانه‌ها طعمی شیرین و عصارۀ قوی روغنی دارند که بوی خوشی به نفس‌تان می‌دهند.

می‌توان رازیانه یا بادیان رومی را به‌صورت خام، بوداده‌شده یا با پوششی به‌شکل نُقل مصرف کرد.

۸. پرتقال

نه‌تنها پرتقال دسر سالمی است، بلکه موجب پاکیزگی دهان و دندان هم می‌شود. بسیاری از مردم به‌دلیل کمبود تولید بزاق دهان برای از بین بردن باکتری‌های دهانی، دچار نفسی بدبو می‌شوند. در پژوهشی مشخص شد که ویتامین C موجب تولید بیشتر بزاق می‌شود. پرتقال دارای میزان بالایی از این ویتامین است که می‌تواند به از بین بردن بوی بد دهان کمک کند.

۹. زینک

نمک زینک (Zinc salts) در برخی دهان‌شویه‌ها و آدامس‌ها یافت می‌شود. این ماده می‌تواند با بوی بد دهان مقابله کند. زینک به کاهش ترکیبات گوگردی موجود در نفس‌تان کمک می‌کند. در تحقیقی مشخص شد مصرف مرتب دهان‌شویه‌‌های دارای زینک به‌مدت دست‌کم ۶ ماه، می‌تواند در کاهش بوی بد دهان مؤثر باشد.

از آدامس‌های حاوی زینک که برای افراد دارای خشکی دهان تولید شده است، استفاده کنید. همچنین می‌توان مکمل‌های روزانهٔ زینک را به‌سادگی از داروخانه تهیه کرد.

۱۰. چای سبز

اثر چای سبز روی بوی بد دهان - رفع بوی بد دهان

یک روش خانگی مفید دیگر به‌منظور درمان بوی بد دهان، نوشیدن چای سبز است. مطالعات حاکی از خاصیت ضدعفونی‌کنندگی چای سبز است. این ویژگی به‌صورت موقت به داشتن نفسی تازه کمک می‌کند. نعناع هم اثر مشابهی دارد. بنابراین یک فنجان چای نعناع می‌تواند راهی ایدئال برای داشتن نفسی خوش‌بو باشد.

پیش از رفتن به رخت‌خواب، دو فنجان چای دم کنید و شب تا صبح در یخچال بگذارید. چای خنک‌تان را در یک قمقمه بریزید و به محل کار ببرید. در طول روز، جرعه‌‌جرعه آن را بنوشید.


حتما بخوانید: مصرف چه‌میزان چای سبز در روز برای سلامتی مفید است؟‌


۱۱. سیب

در تحقیقی مشخص شد که سیب تازه قدرت زیادی در از بین بردن بوی سیر دارد. برخی ترکیبات طبیعی موجود در سیب موجب خنثی‌سازی ترکیبات بدبوی سیر می‌شود. این راه به‌ویژه برای کسانی مفید خواهد بود که دهان‌شان دائم بوی سیر می‌دهد. سیب نه‌تنها ترکیبات بدبوی سیر در دهان را از بین می‌برد، بلکه روی جریان خون نیز اثرگذار است.

۱۲. دهان‌شویۀ خانگی با جوش‌شیرین

در پژوهشی مشخص شد که جوش شیرین (بی‌کربنات سدیم) اثر زیادی روی از بین بردن باکتری‌های دهان می‌گذارد. این پژوهش نشان داد خمیردندان‌هایی که مقدار زیادی جوش‌شیرین دارند، در کاهش بوی بد دهان مؤثرند.

برای تهیۀ دهان‌شویۀ خانگی با جوش‌شیرین، کافی است ۲ قاشق چای‌خوری جوش‌شیرین را در یک پیمانه آب گرم حل کنید. این محلول را دست‌کم ۳۰ ثانیه در دهان‌تان بچرخانید.

۱۳. دهان‌شویۀ خانگی با سرکه

سرکه دارای اسیدی طبیعی به نام استیک‌اسید (جوهر سرکه) است. باکتری‌ها تمایلی به رشد در محیط اسیدی ندارند. بنابراین دهان‌شویۀ ساخته‌شده از سرکه می‌تواند موجب کاهش رشد باکتری‌ها شود.

۲ قاشق غذاخوری سرکه سفید یا سرکه سیب را در یک پیمانه آب بریزید. این محلول را دست‌کم ۳۰ ثانیه در دهان‌تان بچرخانید.


حتما بخوانید: مضرات سرکه سیب؛ ۱۱ خطر احتمالی مصرف بیش از حد سرکه سیب


چه زمانی باید به پزشک مراجعه کرد

مراجعه به پزشک برای بوی بد دهان - رفع بوی بد دهان

منشأ اصلی بیشتر دلایلی که موجب بوی بد دهان می‌شوند، در دهان وجود دارد. پس می‌توان با رعایت بهداشت دهان و دندان به از بین بردن آنها کمک کرد.

با این حال، در برخی موارد، بوی بد دهان نشان‌دهندۀ مشکلات جدی‌تری است، مثل کتواسیدوز دیابتی (یکی از عوارض حاد دیابت)، نارسایی کلیه یا وجود عفونت.

اگر با استفاده از روش‌های بالا هنوز هم با بوی بد دهان درگیر هستید، حتما با پزشک یا دندان‌پزشک مشورت کنید. اگر تجربه استفاده از راه‌حل مؤثر دیگری را دارید، آن را از طریق بخش نظرسنجی با ما به اشتراک بگذارید.


در ادامه بخوانید: چرا دهان برخی افراد بوی استون می‌دهد؟


  • تاریخ : 7ام مرداد 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 2 بازدید

بدون شک خرید هیوندا اکسنت می‌تواند کار بسیار سخت‌تری نسبت به خرید خودروهای ایرانی یا خرید سایر خودروهای خارجی باشد. این به این خاطر است که نسل اولیه این خودروها به صورت وارداتی بودند و از سال ۹۶ به بعد شرکت کرمان موتور وظیفه مونتاژ این خودروها را برعهده گرفت. بنابراین شما در بازار خرید و فروش هیوندا اکسنت با گزینه‌های مختلف و حتی با شرایط فنی و امکانات متفاوتی مواجه هستید.
این تفاوت‌ها تأثیر خود را بر روی قیمت هیوندای اکسنت گذاشته و می‌بینیم که قیمت هر کدام از آنها با توجه به نوع وارداتی و مونتاژی با یکدیگر متفاوت است. پس با ما همراه باشید تا آنالیز بهتری نسبت به این خودروها داشته باشیم.

هیوندا اکسنت دو مدل در بازار ایران دارد

تولید اولیه هیوندا اکسنت به سال ۱۹۹۴ برمی‌گردد و پس از آن تحت عنوان هیوندا ورنا وارد بازار ایران شدند. واردات این خودروها در سال ۲۰۱۳ به ایران مجدداً شروع شد و در حال حاضر مدل ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۶ این خودروها به صورت وارداتی در بازار ایران وجود دارند. اما در سال ۹۶ بود که شرکت کرمان موتور وظیفه نمایندگی و مونتاژ این خودروها را بر عهده گرفت در حال حاضر نمونه‌های داخلی آنها در بازار وجود دارد. جالب است بدانید که قیمت هیوندا اکسنت مدل ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۶ در بازار حدود ۲۶۰ میلیون تومان است و مدل مونتاژی آن هم با قیمت ۳۰۰ میلیون تومان به فروش می‌رسد.

مشخصات ظاهری خودرو

هم در مدل وارداتی و هم در مدل مونتاژی، تفاوتی در مشخصات ظاهری هیوندا اکسنت به وجود نیامده است. این خودرو به عنوان یک خودروی کامپکت شناخته می‌شود که نمونه‌های آن در بازار ایران وجود دارد. طراحی کلی بدنه خودرو به شکلی تهاجمی و دوست‌داشتنی است. در نمای جلو شما یک ورودی هوای بزرگ می‌بینید که در دو طرف آن دو چراغ مه شکن استفاده شده است. در جلوی رادیاتور هم یک شبکه کوچک با نماد هیوندا قرار گرفته و در کنار آن دو چراغ بزرگ و کشیده استفاده شده است. وجود یک خط حجمی در قسمت بالای درب و یک فرورفتگی در پایین درب از دیگر ویژگی‌های ظاهری هیوندا اکسنت هستند.

امکانات بخش داخلی خودرو

در خرید هیوندای اکسنت وقتی که وارد بخش داخلی خودرو می‌شوید، در وهله اول پوشش چرمی برای بیشتر قسمت‌ها شما را مشتاق می‌کند. اما در برخی قسمت‌ها مانند داشبورد خودرو شاهد استفاده از پلاستیک خشک هستیم که کمی آزار دهنده است. امکاناتی مانند کیسه هوا برای راننده و سرنشین، دکمه‌های کاربردی بر روی فرمان خودرو، آینه‌های تاشو برقی با گرمکن، سانروف، کامپیوتر سفر، کروز کنترل و سیستم کمکی حرکت در سربالایی امکاناتی هستند که در داخل هیوندا اکسنت در اختیار شما قرار می‌گیرند.

مشخصات فنی خودرو

اما اگر می‌خواهید مشخصات فنی را در جریان خرید و فروش هیوندای اکسنت در نظر بگیرید، در مدل مونتاژی و هم در مدل وارداتی این خودروها از یک موتور با حجم ۱۵۹۱ سی‌سی استفاده شده است. این حجم به کمک چهار سیلندر با آرایش خطی و ۱۶ سوپاپ به وجود آمده است که ۱۲۸ اسب بخار قدرت و ۱۵۸ نیوتن متر گشتاور تولید می‌کند. در این خودرو از محور متحرک دیفرانسیل جلو استفاده شده و ۴ دنده اتوماتیک برای آن به کار گرفته شده است. برخورداری از شتاب صفر تا صد معادل با ۱۱٫۵ ثانیه و همچنین مصرف در حدود ۷٫۶ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر از دیگر ویژگی‌های فنی خودرو است.

ایمنی خودرو

مسلماً مسائل امنیتی و میزان ایمنی خودرو برای شما در هیوندا اکسنت اهمیت ویژه‌ای دارد. در این خودروها از قفل مرکزی و ریموت کنترل استفاده شده است و همچنین امکان ورود بدون کلید هم برای راننده وجود دارد. از لحاظ ایمنی در رانندگی شما با یک فرمان با نیروی کمکی برقی با تنظیم ارتفاع مواجه هستید که هندلینگ خودرو را برای شما بسیار راحت می‌کند. در کنار این امکانات وجود کیسه هوا به صورت پرده‌ای و جانبی برای راننده و سرنشین جلو و همچنین سیستم ترمز ضد قفل و سیستم توزیع الکترونیکی نیروی ترمز EBD سطح ایمنی خودرو را ارتقا داده است. این امکانات کنترل خودرو در شرایط نامناسب و در جاده‌های خیس را برای شما به عنوان راننده فراهم می‌کند.
البته طبیعی است که خرید هیوندا اکسنت یک موضوع سلیقه‌ای باشد و شما انتظارات بیشتر یا متفاوتی نسبت به این خودروها داشته باشید که باز هم نیاز به بررسی بیشتر و تجربه رانندگی با خودرو دارد.
منبع : ویرلن

  • تاریخ : 6ام مرداد 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 1 بازدید

چه در هنگام صحبت کردن در جمع و چه در هنگام صحبت با یک دوست، زمانی پیش می‌آید که می‌خواهیم بحث را عوض کنیم و مطلب جدیدی را شروع کنیم. اما این کار به این سادگی‌ها هم نیست. برای اینکه مخاطب را سردرگم نکنیم و رشته کلام از دست‌مان در نرود، بهتر است با مفهوم گذار در سخنرانی آشنا شویم. گذارها به مخاطبان امکان می‌دهند تا حرف‌های ما را دنبال کنند؛ آنها باعث حفظ جریان سخنرانی می‌شوند. همراه ما باشید،‌ تا در این باره بیشتر بیاموزید.

شکل‌دادن به سخنرانی

وقتی هدف سخنرانی را مشخص کردید و مخاطب هدف‌تان را شناسایی کردید، باید گام‌های زیر را برای پرداخت ارائه‌تان بردارید.

  1. قضیه‌ای کلی شکل دهید. پردازش یک ارائه، نیازمند این است که با شاخ‌وبرگ‌دادن به هدف‌تان و تبدیل آن به قضیه‌ای کلی آغاز کنید.
  2. نکات اصلی را تولید کنید و آنها را به شکلی راهبردی سازمان‌دهی کنید: پس از طراحی یک قضیه، قادر خواهید بود نکاتی اصلی تولید کنید که از این ادعا پشتیبانی می‌کنند. حتما این نکات را به هم مرتبط و سازمان‌دهی کنید تا مخاطب به‌سادگی بتواند جریان ایده‌هایتان را دنبال کند. حداکثر دو تا پنج نکته‌ی اصلی را باید شفاف و مشخص کنید. نکات اصلی را از هم جدا نگه دارید (گذارها ایده‌ها را از یکدیگر جدا می‌کنند)؛ در مدت‌زمانی که به هر نکته اختصاص می‌دهید، تعادل را رعایت کنید.
  3. مقدمه و نتیجه‌گیری طراحی کنید. پس از اینکه نکات اصلی‌تان را شکل دادید، باید مقدمه و نتیجه‌گیری را تکمیل کنید. نخست، مقدمه را بنویسید. نتیجه‌گیری در واقع، بیشتر آنچه را که در مقدمه گفته شده، تکرار می‌کند. مقدمه آغازگر سخنرانی است و مسئول جلب توجه مخاطبان سخنرانی است؛ مقدمه، موضوع را به مخاطب ربط می‌دهد و برای سخنران اعتبار فراهم می‌کند و نیز نکات اصلی ارائه را مرور می‌کند.
  4. گذارها را جایگزین کنید: پیش از انجام ارائه، گام نهایی شما طراحی گذارهایی است که مخاطب را میان بخش‌های ارائه و میان ایده‌های متمایز و اصلی هدایت می‌کند.

گام نهایی را بردارید و با هوشمندی، گذارها را در متن ارائه بگنجانید. گذارها نقش مهمی در یک سخنرانی موفق دارند.

اهمیت گذارها

این سناریو را تصور کنید. در حال رانندگی هستید و می‌خواهید از نقطه‌ی الف به نقطه‌ی ب بروید. در آغاز مسیر، علامتی می‌بینید که به شما می‌گوید در مسیر صحیح می‌روید؛ اما پس از آن، فقط می‌رانید و می‌رانید. جاده می‌پیچد؛ راه‌های انحرافی و انشعاب‌هایی در جاده است؛ اما هیچ نشانه‌ای نیست که شما را به سوی مقصدتان راهنمایی کند. آیا راه درست را می‌روید؟ اصلا چطور به این نقطه رسیدید؟ چه اتفاقی در حال رخ‌دادن است؟ علامت‌هایی که باید به شما می‌گفتند جاده تغییر کرده است و شما به جای آن راه باید از این راه بروید، کجا هستند؟

در سخنرانی‌ها، گذارها چنین نقشی دارند. نمونه‌ی جاده‌ی بالا را در نظر بگیرید و برای سخنرانی خود به کار ببرید:

مخاطبان شما همه‌ی تلاش‌شان را می‌کنند تا وقتی سخن می‌گویید، دنبال‌تان کنند. با این حال، سخنرانی شما شاید مسیرهای انحرافی داشته باشد؛ مثلا از موضوعی به موضوع دیگر برود. آیا مخاطب‌تان می‌تواند میان ایده‌های گوناگون، ارتباط درستی برقرار کند یا اینکه در جریان سخنرانی شما گم می‌شود؟ همچنین، این احتمال وجود دارد که مخاطبان، تمرکز خود را از دست بدهند و وقتی حواس‌شان را جمع کردند، در عجب بمانند که شما چطور از یک موضوع، به موضوع دیگری رسیده‌اید؛ آنها نمی‌دانند که شما چطور به آنجا رسیده‌اید و این امر، پیگیری سخنرانی را برای آنها دشوار می‌کند.

گذارهای مناسب نه تنها چنین مشکلاتی را رفع می‌کنند، بلکه احتمالا موقعیتی را که موجب حواس پرتی مخاطبان می‌شوند، از بین می‌برند. گذارها جریان سخنرانی را تسهیل می‌کنند. سخنرانی بدون گذارهای هوشمندانه، اغلب پرشکاف و گسسته به نظر می‌رسد و حتی شاید بی‌نظم و شلخته به نظر آید. به‌کارگیری گذارها به مخاطبان‌تان اجازه می‌دهد تا ارائه‌تان را به شکلی راحت و آسوده دنبال کنند. واژگانی که به کار می‌برید، می‌تواند آنها را راهنمایی کند و علامت دهد که شما از نکته‌ای به نکته‌ی دیگر می‌روید یا نشان دهد که بر نکته‌ای تأکید می‌کنید.

انواع گذار

گذارها جریان سخنرانی را تسهیل می‌کنند. سخنرانی اغلب، بدون گذارها، تکه‌تکه، پراکنده و نامرتب به نظر می‌آید. گذارها به شیوه‌های گوناگون به سخنرانان اجازه می‌دهند تا ایده‌های محوری خود را، به شکلی تأثیرگذار توضیح دهند و جریانی پیوسته و منسجم را در حرکت از هر ایده‌ای به ایده‌ی دیگر دنبال کنند. انواع گوناگونی از گذار وجود دارد؛ مانند عبارات انتقالی، مرورهای درونی، خلاصه‌های درونی و راهنماها.

۱. گذار انتقالی

واژه یا عبارتی است که نشان می‌دهد سخنران، شرح ایده‌ای را تمام کرده و به‌سوی ایده‌ی دیگری می‌رود.

گزینه‌ها:

  • هرچند؛
  • اما؛
  • با این حال؛
  • از سوی دیگر؛
  • زیرا؛
  • و؛
  • در نهایت

نمونه:

مجموعه‌ی تلویزیونی «دورهمی» علاوه بر اینکه خنده‌دار است، ماهیتی سرگرم‌کننده نیز دارد؛ در نتیجه، افراد بسیاری تلاش کرده‌اند تا از شخصیت مدیری تقلید کنند؛ اما اصلا موفق نبودند.

سخنران در اینجا با بیان یک نتیجه‌گیری و به‌کارگیری واژگان و عبارات انتقالی، می‌کوشد جریان انتقال را به ایده یا موضوع بعدی به نرمی فراهم کند.

۲. مرورهای درونی

مرورهای درونی از جزئیات بیشتری نسبت به عبارات انتقالی ساده برخوردارند؛ اما در واقع، همان عملکرد را دارند. درحالی‌که مرور در مقدمه، نکات کلی‌ای را که در سخنرانی گفته خواهد شد، برای مخاطب آشکار می‌سازد، مرور درونی نکات مهمی را که درون بدنه‌ی سخنرانی بیان خواهد شد، خلاصه می‌کند.

مرورهای درونی مخاطب را وامی‌دارد تا برای دریافت اجزای کلیدیِ درون نکات اصلی به سخنان گوش دهد. نمونه‌هایی از مرورهای درونی عبارت‌اند از «چندین نکته هست که می‌خواهم در اینجا بازگو کنم»، «هم یک مشکل و هم یک راهکار قابل پیشنهاد است» یا «چند مورد برای این بخش باید ذکر شود». هریک از این جملات، غالبا باید با توضیحاتی جزئی‌تر و البته خلاصه‌وار دنبال شود.

نمونه‌ها:

  • من بر دو نکته‌ی اصلی تمرکز خواهم کرد: چرا سارا و محمد باید با هم ازدواج کنند و چرا فرناز و بهزاد نباید با هم ازدواج کنند.
  • پیش از اینکه شروع کنم، مایلم سه قسمت از بهترین قسمت‌های مجموعه «دورهمی» را مرور کنم که عبارت‌اند از: …

۳. خلاصه‌های درونی

خلاصه‌های درونی، برخلاف مرورهای درونی، نکات کلیدی‌ای را که سخنران، چندی پیش مطرح کرده است، مرور می‌کنند. این خلاصه‌های منظم به مخاطب کمک می‌کنند تا نکات کلیدی‌ای را که سخنران بیان کرده است، به خاطر بسپارند.

نمونه‌های خلاصه‌های درونی، جملاتی هستند مانند «من بررسی کردم که…» «حالا که درباره‌ی چند نکته‌ی کلیدی صحبت کردم» یا «برای خلاصه‌‌کردن آنچه بحث شد…» هریک از این جمله‌ها، با خلاصه‌هایی مشخص‌تر، ولی همچنان موجز دنبال خواهند شد. خلاصه‌های درونی، موضوعات کلیدی سخنرانی را تقویت می‌کنند.

نمونه:

  • امیدوارم روشن بیان کرده باشم که به نظرم مجموعه‌ی «دورهمی» بهترین برنامه‌ی تلویزیونی تا به امروز بوده است؛ چون با مخاطب به‌خوبی ارتباط برقرار می‌کند؛ افراد گوناگون را سوژه قرار می‌دهد و خنده‌دار است.

راهنماها

راهنماها اغلب نشانه‌های عددی از نکات بدنه‌ی اصلی هستند. بسیاری از سخنرانان از شمارش «اول، دوم، سوم» استفاده می‌کنند تا نشان دهند که در کجای سخنرانی‌شان قرار دارند.

راهنماها به مخاطب اجازه می‌دهند تا نکات کلیدی را به خاطر بسپارد و سخنرانی را دنبال کند. آنها به شکلی روشن، میان نکات اصلی بدنه و نیز میان بدنه از مقدمه و نتیجه‌گیری تمایز قائل می‌شوند. راهنماها حتی می‌توانند به شکل پرسشی به کار روند.

نمونه‌ها:

  • ابتدا با شما درباره‌ی اهمیت متقاعد کردن دیگران برای عالی‌بودن مجموعه‌ی تلویزیونی «دورهمی» صحبت می‌کنم.
  • برای شروع، باید صحبت کنیم که مجموعه‌ی تلویزیونی «دورهمی» چطور بود.
  • چرا فکر می‌کنید که امروز مجموعه‌ی تلویزیونی «دورهمی» درجه‌یک و عالی است؟

گذارها برای سخنرانی‌ها بسیار مهم هستند؛ بدون آنها مخاطبان شاید فکر کنند که شما در سخنرانی خود سرگردانید.

به‌کارگیری گذارها

هنگام بهره‌گیری از گذارها، آنها را با زبان بدن همراه کنید تا مؤثرتر باشند.

مقدمه

گذارها تأثیر زیادی در بهبود کیفیت سخنرانی‌تان دارند. با ترکیب گذارها با زبان بدن، می‌توانید کیفیت گذارها را در سخنرانی خود واقعا زنده کنید: شاید تعجب کنید اگر دریابید که فقط ۷ درصد از اطلاعاتی که شما به دیگران منتقل می‌کنید، با استفاده از زبان‌تان است. باقی آن به شکل زیر است:

  • ۳۸ درصد اینکه چطور صحبت می‌کنید – کیفیت صدا، لهجه، قدرت صدا، تأکید، اظهارات، سرعت بیان، حجم صدا، زیر و بمی و غیره.
  • ۵۵ درصد زبان بدن – طرز ایستادن، موقعیت، ارتباط چشمی، حالات صورت، حرکات سر و بدن، اداها، تماس و غیره.

وقتی مجهز به اطلاعات باشید، ساده است که بفهمید چرا زبان بدن می‌تواند گذارهای شما را به جلب‌‌توجه‌کننده‌های بهتری تبدیل کند.

همراهی گذارها با زبان بدن

گذارهای همراه با حرکات دست و بازو

احتمالا می‌توانید به شمار زیادی از سخنرانانِ ماهر بیندیشید که از تکان‌دادن انگشت یا دیگر حرکات دست برای تأکید بر یک نکته بهره گرفته‌اند. رئیس جمهور پیشین آمریکا، جان اِف کِندی این کار را انجام می‌داد و همین‌طور بیل کلینتون. با این حال مراقب باشید؛ اگر حالتی از اخطار در صدای‌تان وجود دارد، بکوشید از اشاره با انگشت خودداری کنید؛ چون اهانت‌آمیز به نظر می‌رسد. دستِ باز با کف دستِ نمایان، کمتر حالتی مقابله‌ای دارد و احتمال بیشتری وجود دارد که مثبت دیده شود.

حرکات دیگر دست و بازو هم اگر به‌درستی انتخاب و به دفعات مناسب تکرار شوند، می‌توانند مفید – و حتی مثبت – تلقی شوند. سخنرانِ پرتحرکی که هر عبارتی را با حرکات دست یا بازو نشان می‌دهد، می‌تواند سرگرمی یا حواس‌پرتی ایجاد کند؛ با این حال، حرکاتی که گاه و بی‌گاه به کار می‌روند، به نکات مهم ارزش و وقار بیشتری می‌بخشند.

چطور می‌توانید از یک گذار با این حرکت بهره بگیرید؟ شاید در حال توضیح راهبردی هستید که در گذشته اجرا شده است. می‌خواهید تأکید کنید که باید از خطاهای گذشته جلوگیری کنیم. برای تأکید بر این نکته شاید بگویید: «با این حال، ما باید مراقب باشیم که خطاهای گذشته را تکرار نکنیم.» و وقتی این جمله را می‌گویید، می‌توانید از حرکات دست مانند تکان‌دادن انگشت یا حالت کف دستِ باز استفاده کنید.

گذارهای همراه با قدم‌زدن به جلو و عقب

وقتی استیو جابز سخنرانی می‌کرد، مردم گوش می‌دادند. همهمه‌ای که پیرامون رونمایی محصولات جدیدش ایجاد می‌شد، تأثیر بسیاری داشت؛ اما سبک ارائه‌اش هم بسیار مهم بود. وی حرکت را با سبک سخنرانی‌اش همراه می‌کرد. فقط پشت تریبون نمی‌ایستاد تا صبحت کند؛ وی به‌خوبی می‌دانست که چطور با بهره‌برداری از گذارها و تغییر موقعیتش در صحنه، داستانش را تقویت کند.

شما هم می‌توانید همین کار را انجام دهید. شاید درباره‌ی زمان حال صحبت کنید و بعد بخواهید مخاطب را به زمان گذشته ببرید. برای این کار شاید از عبارتِ گذاری مانند «اجازه بدهید شما را به عقب ببرم.» استفاده کنید. هنگام بیان این جمله به‌آرامی به سمت راست یا چپ حرکت کنید تا نشان دهید که به سوی زمان گذشته می‌روید. به زمان آینده می‌روید؟ در مسیر مخالف آن حرکت کنید. دوباره به گذشته می‌روید؟ همان مسیری را بروید که پیش‌تر در آن حرکت کردید؛ این‌گونه می‌توانید توجه مخاطب را پیوسته جلب کنید و او را با خود همراه نگه دارید.

شاید درباره‌ی موضوعی مثبت سخن بگویید و سپس بخواهید از موضوعی منفی حرف بزنید؛ برای این کار، شاید از عبارتِ گذاری مانند «حالا باید شما را به محلی متفاوت ببرم.» بهره بگیرید. با بیان این جمله، گامی به عقب بردارید یا حتی با گام‌های روبه‌عقب و بعد مورب بر آن تأکید بیشتری کنید. هر دو حرکت نشان می‌دهند که حالا شما به سوی جنبه‌ی منفی سخن‌تان حرکت می‌کنید.

می‌خواهید نکته‌ی مثبتی بگویید؟ وقتی عبارتِ گذار خود را بیان می‌کنید، گامی به سوی جلوی صحنه بردارید.

گذارهای همراه با حرکات دیگر

به یاد داشته باشید که سر و صورت شما تقویت‌کنند‌ه‌های کلیدی شما برای ابراز به شمار می‌روند. با حرکت و حالات مناسب چهره‌تان، می‌توانید هر جا که نیاز است، تأکید بیفزایید.

بالابردن اغراق‌آمیز ابرو یا برداشتن عینک در لحظه‌ی مناسب می‌تواند به‌ظاهر، نمایانگر درک خودتان از اهمیت نکته‌ی خاصی باشد. بیان نکته‌ای منفی در هنگام تکان‌دادن سر به طرفین یا بیان نکته‌ای مثبت با تأیید آن با سر، ابزاری استاندارد برای تقویتِ گذار هستند. از این حرکات، همراه با گذارها بهره بگیرید.

در نهایت، فراموش نکنید که لحن‌تان را هنگام اجرای گذارها تغییر دهید. هنگامی که گذارهای‌تان را در خلاصه‌ی سخنرانی‌تان می‌نویسید، به روش‌های ارائه‌ی گذاری که می‌توانید به کار بگیرید، به‌خوبی بیندیشید.

  • تاریخ : 6ام مرداد 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 0 بازدید

گاهی‌اوقات، دردی که حرف‌ها و واژه‌ها به ما تحمیل می‌کنند خیلی بیشتر از دردهای جسمانی و فیزیکی است. مثلا وقتی در کودکی‌مان برادران و خواهران یا هم‌سن‌وسالان‌مان در مدرسه و… آزارمان می‌دادند یا ما را در بازی‌هایشان راه نمی‌دادند و به‌طور کلی به‌نوعی نادیده گرفته می‌شدیم، والدین و بزرگ‌ترها دل‌داری‌مان می‌دادند و می‌گفتند: «عیب نداره… ! بزرگ می‌شی یادت میره!» اما موضوع از این قرار است که فراموش کردن احساسات منفی ناشی از چنین رفتارها و دردهایی بسیار سخت است و تا بزرگ‌سالی ما را همراهی می‌کند. دردهای اجتماعی واقعی‌اند. آثار آزارهای کلامی بلندمدت است و البته دردناک. در ادامه دستاوردهای علمی‌ای را که درباره این موضوع انجام شده‌اند بیشتر بررسی می‌کنیم. با ما همراه باشید.

پژوهش‌ها دربارۀ دردهای اجتماعی واردشده بر ما چه می‌گویند؟

طی دهه‌های گذشته، پژوهش‌ها نشان داده است که دردهای اجتماعی اثراتی جدی بر زندگی‌ ما دارند. حتی کوچک‌ترین آزارهای اجتماعی هم می‌توانند آثاری جدی روی هر فرد عادی داشته باشند. یکی از پژوهش‌هایی که در زمینۀ دردهای اجتماعی و اثر آنها روی افراد انجام می‌شود، برنامه‌ای پژوهشی به‌ نام «سایبربال» (syberball) است. از این برنامه برای مطالعۀ مشکل طرد شدن و کنار گذاشتن از یک جمع، استفاده می‌شود.

درد روحی

در برنامۀ پژوهشی سایبربال یا «توپ‌بازی مجازی»، شرکت‌کنندگان در مطالعه با هم ازطریق رایانه و به‌صورت آنلاین، شروع به توپ‌بازی می‌کنند. هرکس به دیگری، توپ را پرتاب می‌کند و بازی شروع می‌شود. درواقع، این برنامه طوری طراحی شده است که هر فرد خیال می‌کند در حال توپ‌بازی آنلاین با شرکت‌کنندگان دیگر است. بازیکنانِ دیگر افراد واقعی نیستند و ازطریق رایانه، رفتارشان کنترل می‌شود. در میانۀ بازی، دیگر توپی برای فرد ازسوی رایانه پرتاب نمی‌شود.

نتیجۀ مطالعه نشان می‌دهد که در این حالت، در بیشتر افراد، احساس طردشدگی و استرس به‌وجود می‌آید. احساس طردشدگی و بی‌اهمیت واقع شدن فقط در دنیای واقعی رخ نمی‌دهد بلکه می‌توان ردپای آن و اثراتش را در دنیای حقیقی هم مشاهده کرد. مثلا اگر در شبکه های اجتماعی و فضای مجازی حضور داشته باشید، حتما تجربۀ نادیده گرفته شدن برخی پُست‌ها و نوشته‌های خود در این بستر را دارید. این نادیده گرفته شدن موجب شکل‌گیری احساساتی مانند عصبانیت، شکنجه و ضربه خوردن در فرد می‌شود.

به‌طور کلی، نادیده گرفته شدن و مورد بی‌اهمیتی قرار گرفتن، احساسات بسیار منفی و مخربی را در هر فرد ایجاد می‌کند. حتی زمانی که در خیابان به غریبه‌ای لبخند می‌زنید و درمقابل، نگاهی سرد و بی‌تفاوت از او دریافت می‌کنید هم، چنین احساساتی در شما شروع به پا گرفتن خواهد کرد.

پنج دستاورد علمی دربارۀ دردهای اجتماعی

درواقع، اثرگذاری واژه‌ها و لغات منفی و نادیده گرفته شدن در شبکه‌های اجتماعی هم می‌تواند مشکلی مشابه طردشدن‌ها در دنیای واقعی برای هر فرد ایجاد کند. فرقی نمی‌کند که در دنیای واقعی، ما را از جمعی طرد می‌کنند یا در دنیای مجازی، دوستان و آشنایان‌مان ما را کنار می‌گذارند و مورد بی‌توجهی قرار می‌دهند؛ در هر صورت، درد و رنجی که از این موضوع به ما دست می‌دهد بسیار اثرگذار و واقعی خواهد بود. در ادامه با پنج دستاورد علمی روبه‌رو خواهید شد که بر این قضیه صحه می‌گذارند و آن را تأیید می‌کنند.

۱. دردهای اجتماعی و جسمانی ریشه‌های عصبی مشترک دارند

به‌نظر می‌رسد که دردهای اجتماعی و جسمانی با هم تفاوت چندانی ندارند. دانشمندان در پژوهشی، مغز انسان‌ها در هنگام بازی سایبربال یا توپ‌بازی مجازی را از طریق ام.آر.آی (MRI) بررسی کردند و دریافتند که واکنش‌های مغز در هنگام طرد شدن در دنیای مجازی در همان بخش‌هایی به‌وقوع می‌پیوندد که احساس کنار گذاشته شدن از یک جمع واقعی در مغز ایجاد می‌کند.

به عبارت دیگر، هرچند که به‌نظر می‌رسد اثرات شبکه‌های اجتماعی بر مغز متفاوت از اثرات احساسات واقعی در دنیای حقیقی است اما با نگاهی دقیق به این موضوع می‌توان فهمید که چنین نیست. به عبارت دیگر، مغز ما دربرابر محرک‌ها و فشارهای دنیای مجازی و حقیقی، واکنش‌های یکسانی دارد. مثلا در مورد آزمایش سایبربال، فعالیت مغز در قشر سینگولیت قدامی (anterior cingulate cortex) به‌وقوع می‌پیوندد؛ یعنی همان بخشی از مغز که دربرابر طرد شدن در دنیای واقعی هم از خود واکنش نشان می‌دهد.

۲. درد ناشی از دل‌شکستگی، قابل‌اندازه‌گیری است

دختر دل شکسته

همان‌طور که پیش‌تر هم گفته شد، دردهای اجتماعی و احساسی واقعی هستند و روی جسم، اثراتی محسوس و قابل‌اندازه‌گیری دارند. مثلا در پژوهش‌های انجام‌شده، میزان دل‌شکستگی افراد هم قابل‌اندازه‌گیری است. در پژوهشی علمی، واکنش‌های مغزی افراد ازطریق اف. ام. آر. آی (FMRI) در دو حالت بررسی شد. اف. ام. آر. آی فعالیت‌های مغزی را با شناسایی تغییرات مرتبط با گردش خون می‌سنجد.

در حالت نخست، دردی جسمانی به افراد تحمیل شد و با تحریک حرارتی مغز (thermal stimulations)، احساس درد به افراد القا شد. در حالت دوم پژوهش، دردی احساسی و اجتماعی به افراد حاضر در تحقیق منتقل شد؛ به این صورت که تصاویری از افرادی به آنها نشان داده شد که به‌تازگی از زندگی‌شان حذف شده بودند (مثلا عشق یا نامزد یا دوست سابق‌شان که دیگر با آنها در ارتباط نبود). در هر دو حالت از پژوهش، بخش‌های مشترکی از مغز، به درد واکنش نشان می‌داد؛ یعنی بخش اینسولار و قشر حسی-تنی اولیه مغز. درنتیجه، بار دیگر ثابت شد که دردهای اجتماعی و احساسی می‌توانند اثراتی مشابه دردهای جسمانی روی ما داشته باشند.

۳. عادت‌های فردی در واکنش به دردهای اجتماعی و جسمی، ژنتیکی است

بعضی از افراد دربرابر مقولۀ درد و ناراحتی بسیار مقاوم هستند؛ برخی دیگر حتی با بریده شدن انگشت‌شان با کاغذ هم به گریه می‌افتند یا اگر از آنها ایراد بگیرید، آن‌قدر حساس هستند که سریع شروع به گریه می‌کنند. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که ژنی در بدن وجود دارد که موجب بروز واکنش‌ها دربرابر دردهای اجتماعی و جسمانی می‌شود. این ژن (A118G چندریختی) در سیستم اپیوئید یا افیونی مغز قرار دارد. بنابراین از روی علوم زیستی می‌توان نوع واکنش افراد به دردهای مختلف را پیشگویی کرد.

افرادی که دارای آلل جی (G) یا ژن کنترل‌کننده صفت جی هستند، دربرابر دردهای اجتماعی و جسمانی حساس‌ترند و حتی ممکن است بعد از اینکه طرد شدند و مورد بی‌اهمیتی قرار گرفتند، دچار افسردگی شوند. البته احتمال اینکه این دسته از افراد بتوانند در زندگی رابطه عاشقانه داشته باشند بسیار بیشتر از افراد دیگر است؛ علت آن هم تمایل آنها به حفظ رابطۀ نزدیک با طرف مقابل است. ضمن اینکه این افراد کمتر از دیگران به آنهدونیا دچار می‌شوند و در درک لذت و احساساتِ خوشایند قوی هستند. پژوهش‌ها نشان می‌دهد زنان دارای این ژن در یافتن شریک عاطفی موفق‌ترند. اینجاست که گفته می‌شود حساس بودن همیشه هم بد نیست.

۴. مُسکّن‌ها به کاهش دردهای اجتماعی کمک می‌کنند

اثرات دردهای اجتماعی و جسمانی در ما مشابه است. پس می‌توانیم با راهکارهایی مشابه برای رفع هر دو استفاده کنیم. پژوهشگران بعد از انجام بازی سایبربال، از برخی از افراد به‌طور تصادفی خواستند که دارونما مصرف کنند و از برخی هم درخواست کردند استامینوفن (تیلنول) بخورند. نتایج نشان داد دردهای اجتماعی و احساسیِ کسانی که استامینوفن مصرف کرده‌ بودند، به‌طرز قابل‌توجهی کاهش پیدا کرده بود. البته این به‌معنای مُجاز شدن مصرف استامینوفن برای رفع دردهای مذکور نیست، زیرا این دارو، علاوه بر این اثر مثبت، اثراتی منفی هم روی واکنش‌های احساسی به مسائل اجتماعی دارد. مثلا مصرف آن می‌تواند موجب کاهش حس هم‌دردی دربرابر دردهای دیگران شود.

۵. کسانی که تازه عاشق می‌شوند توان تسکین دردها را دارند

دختر غمگین

به‌جای مصرف مُسکّن‌ها می‌توان برای آرام شدن نزد عزیزان رفت. برای اینکه چنین ایده‌ای آزمایش شود، پژوهشگران سه حالت را بررسی و آزمایش کردند. آنها با تحریک گرماییِ مغز افراد، واکنش‌های‌شان را در سه حالت بررسی کردند: در حالت نخست، به افراد، تصویری از عشق‌شان نشان داده می‌شد؛ در حالت دوم، تصویر شخصی که به عشق‌شان شباهت داشت به آنها نشان داده می‌شد؛ در حالت سوم، فعالیتی کلامی درنظر گرفته شده بود تا حواس آنها را از دردی که محرک گرمایی ایجاد می‌کرد، کاملا پرت کند.

در حالت نخست و سوم، میزان درد در افراد کاهش پیدا می‌کرد. البته فقط در فعالیت نخست بود که مغز واکنشی یکپارچه دربرابر احساس دریافت پاداش داشت. به عبارت دیگر، افراد احساس می‌کردند که نتیجۀ تحمل درد با یک پاداش (که همان دیدن تصویر عشق‌شان بود) همراه شده است. افرادی که در این پروژۀ تحقیقاتی حضور داشتند، در ماه‌عسل یا ۹ ماه نخست رابطۀ خویش به‌سر می‌بردند.

نتایج این پژوهش می‌تواند توضیحی بر میل افراد به روابط نه‌چندان جدی بعد از شکست‌های عاطفی باشد. درواقع، بعد از شکست عاطفی، افراد تمایل دارند که وارد رابطه عاطفی موقت و نه‌چندان جدی شوند. علت این است که می‌خواهند به‌نوعی دردهای خود را با رابطه‌ای جدید التیام ببخشند. البته این کار اشتباهی است زیرا هر رابط عاطفی موفق نیازمند عشق و تعهدی عمیق است که با این روش به‌دست نخواهد آمد.

برای رفع دردهای اجتماعی و جسمانی چه باید کرد؟

پسر خسته

درد برای بشر ضروری است. درد باعث می‌شود دربرابر تهدیدهای جسمی و روحی واکنش نشان بدهیم. مثلا درد است که به ما می‌گوید زنگ‌خطر رابطۀ نامطلوبی به صدا درآمده و باید از آن دور شد؛ درد از طردشدگی است که باعث می‌شود کاری برای بهبود روابط‌‌مان با دیگران ترتیب بدهیم. شاید مُسکّن‌ها بتوانند دردهای جسمی و روحی را کاهش بدهند اما برای رفع ریشه‌ای مشکل کافی نیستند. برای درمان کامل دردها باید منبع‌شان را شناسایی کنیم.

آیا دقت کرده‌اید که در بیشتر موارد، اهمیتی که به دردهای اجتماعی و احساسی داده می‌شود، به‌اندازۀ توجه به دردهای جسمی نیست؟! برای مراقبت از خود و اطرافیان‌مان باید دربرابر دردهای اجتماعی و احساسی هم حساسیتی مشابه نشان دهیم. اگر هم این دردها برای کسی دیگر رخ می‌دهد سریعا از جملۀ کلیشه‌ایِ «تو بیش‌ازحد حساسی» استفاده نکنیم. اگر به‌اندازۀ کافی عشق و احترام دریافت می‌کنید، باید یادتان باشد که دردهای اجتماعی هم مانند دردهای جسمانی آزاردهنده هستند. باید همیشه مواظب دیگران باشیم که به چنین دردهایی گرفتار نشوند. فرقی نمی‌کند که با افراد دیگر در شبکه‌های اجتماعی در ارتباط هستیم یا با همسایۀ دیواربه‌دیوارمان؛ در هر حال، باید مراقب یکدیگر باشیم.


در ادامه بخوانید: ۳ سؤالی که قبل از انتشار سلفی‌هایتان، باید از خود بپرسید


  • تاریخ : 6ام مرداد 1398
  • موضوع : بلاگ
  • بازدید : 3 بازدید

حتما بارها با این پرسش روبه‌رو شده‌اید که برونگرایی چیست و اصلا آیا خودتان برونگرا هستید یا درونگرا؟ بگذارید برایتان توضیح دهیم. آیا عاشق این هستید که با افراد جدید آشنا شوید؟ آیا حضور در یک مراسم اجتماعیِ بزرگ شما را پر‌انرژی و قبراق می‌کند؟ اگر پاسخ شما به این سؤالات مثبت است، احتمالا فردی برونگرا هستید. این روز‌ها بحث‌های مفصلی دربارۀ تفاوت درونگرا‌ها و برونگرا‌ها درگرفته است. اغلب هم به‌اشتباه فرض بر این است که شما یا برونگرای خالص هستید یا ۱۰۰٪ درونگرا! همراه ما باشید، در ادامه به شما می‌گوییم برونگرایی چیست و افراد برونگرا معمولا چه ویژگی‌هایی دارند.

در مدل «پنج عامل بزرگ شخصیت» (Big Five)، برونگرایی/ درون گرایی یکی از مهم‌ترین ابعاد شخصیت هر فرد است. بر اساس این مدل، شخصیت انسانی شامل ۵ بُعد گسترده است. هر بُعد شخصیت، از جمله بُعد برونگرایی/ درونگرایی، دارای یک طیف است. بعضی‌ها در انتهای طیف قرار دارند (مثلا به‌شدت برونگرا هستند)؛ اما اغلب مردم جایی در اواسط طیف هستند (مثلا نسبتا برونگرا یا کمی درونگرا). به این ترتیب شاید شما بسیاری از ویژگی‌های یک فرد برونگرا را داشته باشید اما گاهی نشانه‌هایی از درونگرایی را نیز بروز دهید.

برونگرایی چیست

۵ ویژگی شخصیتی افراد برونگرا که باید بدانید - برونگرایی چیست

اگر مثبت نگاه کنیم، برونگرا‌ها اغلب افرادی خوش‌صحبت، اجتماعی، عملگرا، پر‌شور‌و‌شوق، دوستانه و برون‌ریز توصیف می‌شوند. با دیدی بد‌بینانه آنها افرادی توصیف می‌شوند که همیشه به دنبال جلب‌توجه هستند، به‌سادگی دچار حواس پرتی می‌شوند و از تنهایی رنج می‌برند.

برخی از ویژگی‌های عمومیِ برونگرا‌ها عبارت‌اند از:

  • دارای علایق فراوان و گسترده‌اند؛
  • عاشق برقراری ارتباط با گفت‌و‌گویند؛
  • از اینکه در مرکز توجه باشند لذت می‌برند؛
  • اغلب کاری را انجام می‌دهند و بعد به آن فکر می‌کنند؛
  • از کار گروهی لذت می‌برند؛
  • اگر زیاد تنها بمانند، احساس منزوی بودن می‌کنند؛
  • برای به‌ دست‌ آوردن ایده و ایجاد انگیزه، از دیگران و منابع بیرونی الهام می‌گیرند؛
  • ابراز احساسات و صحبت دربارهٔ افکارشان را دوست دارند.

برونگرایی برای افراد مختلف، نتایج متفاوتی به همراه دارد. برخی از نتایج مثبت برونگرایی شامل این موارد است: برونگرا‌ها زمان بیشتری برای با دیگران بودن و انجام فعالیت‌های اجتماعی صرف می کنند و مایل‌اند دوستان بیشتری داشته باشند. تحقیقات همچنین نشان می‌دهند برونگرا‌ها در مقایسه با درونگرا‌ها افراد شاد‌تری هستند و در مقابلِ اختلالات روانی آسیب‌پذیریِ کمتری دارند.

از طرف دیگر، برونگرا‌ها رفتار‌های پر‌خطر (مانند رفتار‌های مخرب سلامت) بیشتری بروز می‌دهند.

فکر می‌کنید برونگرا هستید؟ بیایید ببینیم برجسته‌ترین خصوصیات برونگرایی چیست.

بارزترین خصوصیات افراد برونگرا چیست؟

۱. آنها عاشق حرف زدن هستند

۵ ویژگی شخصیتی افراد برونگرا که باید بدانید - برونگرایی چیست

شما فقط از صحبت‌ کردن با دوستان، اقوام و همکاران لذت نمی‌برید بلکه عاشق گفت‌و‌گو با افراد کاملا غریبه هم هستید. شما عاشق این هستید که با افراد جدید آشنا شوید و در جریان جزئیات زندگیِ آنها قرار بگیرید. درونگرا‌ها پیش از حرف زدن حرف‌های‌شان را مزه می‌کنند. اما صحبت کردن برای درونگراها روشی است برای کشف و سازمان‌دهی افکار و ایده‌ها. [به همین دلیل برونگرا‌ها فکر‌نشده و بی‌محابا حرف می‌زنند.]

برونگرا‌ها همچنین مایل‌اند دوستان فراوانی داشته باشند. شما به عنوان برونگرا، در ملاقات با افراد جدید، باز کردن سر صحبت و لذت‌ بردن از هم‌نشینی با دیگران خبره هستید. به همین دلیل، دوست یابی و پیدا‌کردن دوستان جدید برای شما آسان است.

۲. تعاملات اجتماعی به آنها انرژی و انگیزه می‌دهد

بعد از وقت‌گذرانی با دیگران پر‌انرژی و پر‌انگیزه می‌شوید؟ برونگرا‌ها تعاملات اجتماعی را مفرح و نشاط‌آفرین می‌دانند و واقعا از این تعاملات انرژی می‌گیرند. اگر فرد برونگرا مجبور باشد زمان زیادی را تنها سپری کند، احساس بی انگیزگی و رخوت می‌کند. برونگرا‌ها بین وقت‌گذرانی با دیگران یا تنها بودن، همیشه در جمع گروه بودن را ترجیح می‌دهند.

۳. دوست دارند با مباحثه مشکلات را حل کنند

۵ ویژگی شخصیتی افراد برونگرا که باید بدانید - برونگرایی چیست

اگر با مشکلی رو‌به‌رو شوید ترجیح می‌دهید دربارۀ مسئله و راه‌حل‌های مختلف آن با دیگران گفت‌و‌گو کنید. حرف‌ زدن در خصوص مشکلات به شما کمک می‌کند سویه‌های عمیق مسئله را کشف و بهترین راه‌حل‌ها را پیدا کنید. بعد از یک روز سخت کاری یا در مدرسه، صحبت کردن دربارۀ آن با دوستان و خانواده به رفع استرس شما کمک می‌کند. درونگرا‌ها برعکس ترجیح می‌دهند بعد از یک روز سخت، تنهایی دربارۀ آن بیندیشند.

۴. دیگران آنها را گرم و صمیمی می‌دانند

چون برونگرا‌ها به‌شدت عاشق تعامل با دیگران‌اند، نزدیک شدن به آنها ساده است و بقیه آنها را جزو افراد دوست داشتنی می‌دانند. در مهمانی‌ها این فرد برونگرا‌ست که به تازه‌واردها خوشامد می‌گوید و افراد را به یکدیگر معرفی می‌کند. به همین دلیل است که برونگرا‌ها اغلب به‌راحتی با افراد جدید آشنا می‌شوند و دوستان جدید پیدا می‌کنند.

۵. آنها بسیار گشاده‌رو هستند و به‌راحتی می‌توان با آنها آشنا شد

۵ ویژگی شخصیتی افراد برونگرا که باید بدانید - برونگرایی چیست

درونگرا‌ها گاهی سرد و گوشه‌گیر هستند. برونگرا‌ها بر‌خلاف آنها اغلب بسیار گشاده‌رو و صمیمی هستند و دوست دارند افکار و احساسات خود را با دیگران در میان بگذارند. به همین دلیل، دیگران معمولا احساس می‌کنند آشنا شدن با برونگراها ساده‌تر است.

سخن آخر

به یاد داشته باشید برونگرایی یک ویژگیِ صفرویکی نیست. برونگرایی یک طیف است. برخی به‌شدت برونگرا هستند و برخی کمتر. برونگرایی متداول‌تر از درونگرایی است. برونگرا‌ها در ارتباط با دیگران ماهر هستند و به همین دلیل، برونگرایی معمولا ارزشمند تلقی می‌شود. این موضوع البته به این معنا نیست که یک ویژگیِ شخصیتی از دیگر ویژگی‌ها برتر است. هر ویژگی‌ای مزایا و معایب خاص خود را دارد. همچنین ممکن است شما در برخی شرایط، برونگرا باشید و در برخی شرایط دیگر، درونگرا.


در ادامه بخوانید: درون‌گرای برون‌گرا کیست؟


صفحه 9 از 146
»... قبلی 567891011121314 بعدی 203040...«